ابر

یکی از مصادیق آیات آفاقی، ابرها هستند. ابرها توده هایی از قطرات آب یا ذرات یخ به وزن چند صد تن هستند که معمولا از اقیانوسها برخاسته و با طی هزاران کیلومتر آبرسانی به خشکی ها را انجام می دهند . ,وجه مشترک عوامل فیزیکی شناور شدن این حجم عظیم آب در هوا و حرکت آنها به سمت خشکی ها با سایر پدیده های طبیعی ، به عنوان یکی از نشانه های توحید، و زنده شدن زمین های خشک توسط این ابرها به عنوان تمثیلی از معاد و زنده شدن مردگان ذکر شده است. علاوه بر آن نقش سایه افکنی ابرها و تولید رعد و برق توسط آنها از نعمت های الهی معرفی شده اند.
قرآن واژههای گوناگونی در مورد ابر به کار برده که هر یک به نوعی خاص از ابر یا به یکی از ویژگیهای آن اشاره دارد.
ازجمله عبارتند از «سَحاب»، «غمام»، «مُزْن»اشاره کرد؛ چنانكه از برخى كلمات در موارد خاص مانند «سماء»، «ظُلّة»، «مُعْصرات» و «عارض» و «صَيّب» نيز مىتوان معناى ابر را استفاده كرد.
سحاب
از « سحب» به معنای کشیدن است. به ابر، سحاب گفتهاند؛ زیرا در آسمان با باد ، کشیده میشود یا به این جهت که آب را همراه خود میکشاند. سحاب، اسم برای مطلق ابر، اعمّ از ابرهای بارانزا و بیباران است.
در آیه 164 سوره بقره با ذکر برخی نشانه ها و دلایل وحدانیت باریتعالی به استقرار ابرهای حاوی صدها تن آب بین زمین و آسمان به عنوان آیاتی قابل درک برای اهل خرد اشاره شده است
... والسّحاب المسخّر بين السّماء والأرض لأيت لّقوم يعقلون.
ابرهائی که در میان زمین و آسمان معلقند، نشانه هائی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می اندیشند.(بقره - 164)
وزن ابرها می تواند به مقادیر اعجاب آوری برسد . به عنوان مثال یک تکه ابر کومولونیمیوس به عنوان ابر رعد وبرق شناخته می شود می تواند حاوی300000 تن آب باشد در آیه 57 سوره اعراف برای درک بیشتر این حقیقت، توجه مارا به وزن ابرها و جابجایی آنها توسط باد سوق می دهد :
وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا ...
او کسی است که بادها را پیشاپیش (باران ) رحمتش میفرستد تا زمانی که ابرهای سنگین بار را (بر دوش خود) حمل کنند (اعراف ( 7 ) آیه 57 )
بهكارگيرى فعل «أقلّت» (به آسانى حمل كرد و آن را قليل يافت) به رغم وصف ابرها به سنگينى، بيانگر اين معناست كه بادها از نيروى بسيارى برخوردارند، به گونهاى كه جابهجايى تودههاى سنگين براى آنان كارى آسان است.
و در آیه 12 سوره رعد در معرفی خدای یکتا در مقابل بتهای موردپرستش مشرکین می فرماید:
هُوَ الَّذِی .............. یُنشِیُ السحَاب الثِّقَالَ
- او کسی است که .............. ابرهای سنگین بار ایجاد می کند.
در آیه 48 سوره روم بعد از بیان بخش قابل ملاحظه ای از دلائل توحیدی که هر کدام با جمله ((و من آیاته )) آغاز می شود به نقش بادها در حرکت گسترده شدن و متراکم شدن ابر پرداخته میفرماید:
اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَحَ فَتُثِیرُ سحَاباً فَیَبْسطهُ فی السمَاءِ کَیْف یَشاءُ وَ یجْعَلُهُ کِسفاً فَترَی الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَلِهِ فَإِذَا أَصاب بِهِ مَن یَشاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یَستَبْشِرُونَ
خداوند همان کسی است که بادها را می فرستد تا ابرهائی را به حرکت درآورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد می گستراند، و متراکم میسازد در این هنگام دانه های باران را می بینی که از لابلای آن خارج می شوند، هنگامی که این (باران حیاتبخش ) را به هر کس از بندگانش که بخواهد میرساند خوشحال می شوند.
آنگاه این آیه را به عنوان یکی از آثار رحمت الهی و زنده شدن زمین های موات براثر باران را شاهدی بر چگونگی زنده شدن مردگان بعد از مرگ و دلیلی بر قدرت پروردگار معرفی می نماید
فَانظرْ إِلی ءَاثَرِ رَحْمَتِ اللَّهِ کیْف یحْیِ الاَرْض بَعْدَ مَوْتهَا إِنَّ ذَلِک لَمُحْیِ الْمَوْتی وَ هُوَ عَلی کلِّ شیْءٍ قَدِیر
به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند، آن کس (که زمین مرده را زنده کرد) زنده کننده مردگان در قیامت است و او بر همه چیز تواناست .
در آیه 43 سوره نور به گوشه دیگری از شگفتیهای آفرینش و علم و حکمت و عظمتی که ماورای آن نهفته است برخورد می کنیم که همه دلائل توحید ذات پاک اویند.
باز روی سخن را به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) کرده می گوید: ((آیا ندیدی که خداوند ابرهائی را به آرامی می راند، سپس آنها را با هم پیوند می دهد، و بعد متراکم می سازد))؟! (الم تر ان الله یزجی سحابا ثم یولف بینه ثم یجعله رکاما).
((و در این حال دانه های باران را می بینی که از لابلای ابرها خارج می شوند)) و بر کوه و دشت و باغ و صحرا فرو می بارند (فتری الودق یخرج من خلاله ).
((یزجی )) از ماده ((ازجاء)) به معنی راندن با ملایمت است ، راندنی که برای ردیف کردن موجودات پراکنده می باشد، و این تعبیر دقیقا در مورد ابرها صادق است که هر قطعه ای از آن از گوشه ای از دریاها برمی خیزد، سپس دست قدرت پروردگار آنها را به سوی هم می راند و پیوند می دهد، و متراکم می سازد.
((رکام )) (بر وزن غلام ) به معنی اشیائی است که روی هم متراکم شده اند.
و اما ((ودق )) (بر وزن شرق ) به عقیده بسیاری از مفسران به معنی دانه های باران است که از خلال ابرها بیرون می آید،
بعلاوه در هر مورد که قرآن مساءله ابرها و نزول برکات را از آسمان مطرح کرده به مساءله باران اشاره می کند.
آری باران است که زمینهای مرده را زنده می کند، لباس حیات در پیکر درختان و گیاهان می پوشاند، و انسان و حیوانات را سیراب می کند.
سپس به یکی دیگر از پدیده های شگفت انگیز آسمان و ابرها اشاره کرده می گوید: ((و خدا از کوههائی که در آسمان است ، دانه های تگرگ نازل می کند)) (و ینزل من السماء من جبال فیها من برد).
((تگرگهائی که هر کس را بخواهد به وسیله آن زیان می رساند)) شکوفه های درختان ، میوه ها و زراعتها، و حتی گاه حیوانها و انسانها از آسیب آن در امان نیستند (فیصیب به من یشاء).
((و از هر کس بخواهد این عذاب و زیان را بر طرف می سازد)) (و یصرفه عمن یشاء).
آری او است که از یک ابر گاهی باران حیاتبخش نازل می کند و گاه با مختصر تغییر آن را مبدل به تگرگهای زیانبار و حتی کشنده می کند، و این نهایت قدرت و عظمت او را نشان می دهد که سود و زیان و مرگ و زندگی انسان را در کنار هم چیده بلکه در دل هم قرار داده است
سؤ الی که در اینجا باقی می ماند این است که این کدام کوه در آسمان است که تگرگها از آن فرو می ریزند، مفسران بیانات مختلفی ارائه کرده اند.
در اينجا تحليل ديگرى از بعضى از نويسندگان مى خوانيم كه خلاصه آن چنين است :
((در آيات مورد بحث ابرهاى بلند صريحا به كوههائى از يخ اشاره مى كند و يا به تعبير ديگر كوههائى كه در آن نوعى از يخ وجود دارد و اين بسيار جالب است ، زيرا بعد از اختراع هواپيما و امكان پروازهاى بلند كه ديد دانش بشر را وسعت بخشيد، دانشمندان به ابرهائى متشكل و مستور از سوزنهاى يخ رسيدند كه درست عنوان كوههائى از يخ بر آنها صادق است ، و باز هم عجيب است كه يكى از دانشمندان در تشريح ابرهاى رگبارى طوفانى ، چندين بار از آنها به عنوان ((كوههاى ابر)) يا ((كوههائى از برف )) ياد كرده است ، و به اين ترتيب روشن مى شود كه براستى در آسمان كوههائى از يخ وجود دارد.(تفسیر نمونه)
تصویر جدیدی که اخیرا توسط ناسا منتشر شده است، تپه هایی از آب یخ زده را نشان می دهد که درون دریایی از نیتروژن یخ زده غوطه ور هستند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان،ستاره شناسان معتقدند این تپه های یخی، نمونه های کوچکتری از کوه های یخی موجود در منطقه اسپوتنیک پلانوم واقع در ناحیه قلبی شکل پلوتو هستند و احتمالا از آنجا آمده اند. بر اساس اطلاعات ناسا، طول برخی از این تپه های یخی به چندین کیلومتر می رسد.
از آنجا که چگالی آب یخ زده کمتر از نیتروژن یخ زده است، محققان معتقدند این تپه های یخی روی دریای نیتروژن یخ زده، شناور هستند و با توجه به این که به آرامی در حال حرکت هستند، تصور می شود از کوه های یخی مناطق بالا دست جدا شده اند و در اثر برهم کنش آب و نیتروژن یخ زده، به سمت یک مجموعه بزرگ متشکل از قطعات یخ موسوم به Challenger Colles رانده می شوند. به نظر می رسد این مجموعه یخی ابعادی در حدود 60 در 35 کیلومتر دارد.
و در پایان آیه به یکی دیگر از پدیده های آسمانی که از آیات توحید است اشاره کرده می گوید: ((نزدیک است درخشندگی برق ابرها، چشمهای انسان را ببرد)) (یکاد سنا برقه یذهب بالابصار).
ابرهائی که در حقیقت از ذرات آب تشکیل شده است به هنگامی که حامل نیروی برق می شوند، آنچنان ((آتشی )) از درونشان بیرون می جهد که برقش چشمها را خیره ، و رعدش گوشها را از صدای خود پر می کند، و گاه همه جا را می لرزاند، این نیروی عظیم در لابلای این بخار لطیف راستی شگفت انگیز است !
در آیه9 سوره فاطر با توجه به بحث هائی که در آیات قبل پیرامون هدایت و ضلالت و ایمان و کفر آمده است به بیان کوتاه و روشنی پیرامون مبداء و معاد می پردازد و اثبات مبداء را با اثبات معاد در یک دلیل جالب قرین کرده ، میفرماید: خداوند همان کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهائی را به حرکت در آورند (و الله الذی ارسل الریاح فتثیر سحابا).
((سپس ما این ابرها را به سوی سرزمین مرده و خشکی می رانیم )) (فسقناه الی بلد میت )
((و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم )) (فاحیینا به الارض بعد موتها).
((آری زنده شدن مردگان بعد از مرگ نیز همین گونه است ))! (کذلک النشور).
نظام حساب شده ای که بر حرکت بادها، و سپس حرکت ابرها، و بعد از آن نزول قطره های حیاتبخش باران ، و به دنبال آن زنده شدن زمینهای مرده حاکم است ، خود بهترین دلیل و بهترین گواه بر این حقیقت است که دست قدرت حکیمی در پشت این دستگاه قرار دارد و آن را تدبیر میکند.
نخست به بادهای گرم و داغ دستور میدهد از مناطق استوائی به سوی مناطق سرد حرکت کنند و در مسیر خود آب دریاها را بخار کرده به آسمان فرستند، سپس به جریانهای منظم سرد قطبی که دائما در جهت مخالف جریان اول حرکت میکنند دستور میدهد بخارات حاصله را جمع آوری کرده و ابرها را تشکیل دهند.
باز به همان بادها دستور میدهد ابرها را بر دوش خود حمل کنند و به سوی بیابانهای مرده گسیل دارند، تا قطرات زنده کننده باران از آنها سرازیر گردد.
سپس به شرائط خاص زمین و بذرهای گیاهانی که در آن افشانده شده فرمان پذیرش آب و نمو و رویش میدهد، و از موجودی ظاهرا پست و بی ارزش موجوداتی زنده و بسیار متنوع و زیبا، خرم و سرسبز، مفید و پر بار به وجود می آورد که هم دلیلی است بر قدرت او، و هم گواهی است بر حکمت او، و هم نشانه ای است از رستاخیز بزرگ !
در حقیقت آیه فوق از چند جهت دعوت به توحید میکند: از نظر برهان نظم ، و از نظر برهان حرکت که هر موجود متحرکی محرکی میخواهد، و از نظر بیان نعمتها که از جهت فطری انگیزه ای است برای شکر منعم .
و از جهاتی نیز دلیل بر مساله معاد است : از نظر سیر تکاملی موجودات ، و از نظر پدیدار شدن چهره حیات از زمین مرده ، یعنی ای انسان صحنه معاد در فصول هر سال در برابر چشم تو و در زیر پای تو است .
توجه به این نکته نیز لازم است که جمله ((فتثیر)) از ماده ((اثاره )) به معنی منتشر ساختن و پراکندن است ، و در اینجا اشاره به تولید ابرها بر اثر وزش بادها بر صفحه اوقیانوسها میکند، زیرا مساله حرکت ابرها در جمله بعد (فسقناه الی بلد میت ) آمده است .
جالب اینکه در حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) چنین میخوانیم : یکی از اصحاب عرض کرد یا رسول الله کیف یحیی الله الموتی و ما آیة ذلک فی خلقه ؟: ای رسول خدا! چگونه پروردگار مردگان را زنده میکند و نشانه و نمونه آن در جهان خلقت چیست ؟!
پیغمبر فرمود: اما مررت بوادی اهلک ممخلا ثم مررت به یهتز خضرا؟ آیا از سرزمین قبیله ات گذر نکرده ای در حالی که خشک و مرده بوده ، و سپس از آنجا عبور کنی در حالی که از خرمی و سرسبزی گوئی به حرکت در آمده ؟
قلت : نعم ! یا رسول الله : گفتم آری ای پیامبر.
قال : فکذلک یحیی الله الموتی و تلک آیته فی خلقه : ((فرمود اینگونه خداوند مردگان را زنده میکند و این نمونه و نشانه او در آفرینش است )).(تفسیر نمونه)
غمام
ابر سایه افکن
غمام از « غم » به معنای پوشاندن چیزی است. وجه نامگذاری ابر به غمام این است که نور خورشید ، یا صفحه آسمان را میپوشاند.
به گفته برخی، غمام ابری است که فقط پوشاننده و سایهافکن باشد، نه بارانزا
سایه افکنی یکی دیگر از خواص ابرهاست که در کاهش اثرات انرژی گرمایی و تابشی خورشید و ایجاد شرایط مناسب برای زندگی موجودات زنده موثر است.
این نقش ابرها ضمن برشماردن انواع نعمت های داده شده به قوم بنی اسراییل ذکر شده است
در آیه 57 سوره بقره 160 اعراف خطاب به آنها می گوید:
و ظلّلنا عليكم الغمام. و ابر را بر سرتان سایبان ساختیم
عارض
از « عرض »، به معنای آشکار کردن است و از آن جهت به ابر، عارض گفتهاند که در معرض دید انسان قرار دارد.
این واژه دوبار در آیه ۲۴ احقاف هم به معنی ابر بارانزا و هم ابر عذاب آور آمده است.
فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضاً مُّستَقْبِلَ أَوْدِیَتهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ ممْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا استَعْجَلْتُم بِهِ رِیحٌ فِیهَا عَذَابٌ أَلِیمٌ
هنگامی که آن را به صورت ابر گسترده ای دیدند که به سوی درهها و آبگیرهای آنان در حرکت است (خوشحال شدند) گفتند این ابری است بارانزا (ولی به آنها گفته شد) این همان چیزی است که برای آمدنش شتاب می کردید، تندبادی است (وحشتناک ) که عذاب دردناکی در آن است .
ظُلّة
از « ظلّ » به معنای سایه و ابر سایهافکن آمده
و در قرآن، بیشتر درباره ابرهای عذاب آور به کار رفته است.
در آیه 189 سوره شعرا در ادامه داستان قوم شعیب میفرماید
فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَاب یَوْمِ الظلَّةِ إِنَّهُ کانَ عَذَاب یَوْمٍ عَظِیمٍ(189)
إِنَّ فی ذَلِک لاَیَةً وَ مَا کانَ أَکْثرُهُم مُّؤْمِنِینَ(190)
سرانجام او را تکذیب کردند و عذاب روز ابر سایه افکن آنها را فرو گرفت ، که این عذاب روز بزرگی بود.
- در این ماجرا آیت و نشانه ای است ولی اکثر آنها ایمان نیاوردند.
ظله در اصل به معنی قطعه ابری است که سایه می افکند بسیاری از مفسرین در ذیل آیه چنین نقل کرده اند که هفت روز گرمای سوزانی سرزمین آنها را فرا گرفت ، و مطلقا نسیمی نمی وزید ناگاه قطعه ابری در آسمان ظاهر شد و نسیمی وزیدن گرفت ، آنها از خانه های خود بیرون ریختند و از شدت ناراحتی به سایه ابر پناه بردند.
در این هنگام صاعقه ای مرگبار از ابر برخاست ، صاعقه ای با صدای گوش خراش ، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ریخت ، و لرزهای بر زمین افتاد، و همگی هلاک و نابود شدند.
حاملات
از « حمل » است وابر را حاملات گویند؛ چون آب را با خود حمل میکند. این واژه یکبار در آیه ۲ ذاریات ذکر شده است.
فَالحَْمِلَتِ وِقْراً
و سپس سوگند به ابرهائی که بار سنگینی (از باران ) با خود حمل می کنند.
این آیه و آیات همراه آن حاوی سوگندهایی است به جند نمونه از آیات الهی برای تایید معاد و برپایی روز قیامت
مُعصِرات
از « عصر » به معنای فشردن و مقصود، ابرهای بارانزا است. وجه نامگذاری ابرها به معصرات آن است که باد، هنگام نزول باران، آنها را میفشرد.
به عقیده برخی،مُعصِر از اِعصار به معنای طوفان است و به ابرهایی گفته میشود که به همراه طوفان آورده شده
و دارای رگباری تند و قطرات بزرگ آبند، ومؤیّد آن، صفت «ثجّاجاً» (فراوان و پی در پی) است که قرآن برای بارانهایی که از این نوع ابرها فرو میریزد، آورده است.
در سوره نبا در پاسخ به سؤ الاتی که منکران معاد، و اختلاف کنندگان در این نبا عظیم ( قیامت) داشته اند، به گوشه ای از نظام حکیمانه این عالم هستی و مواهب حساب شده ای که نقش بسیار مؤ ثری در زندگی انسانها دارد اشاره شده، که از یکسو دلیل روشنی بر قدرت خدا بر همه چیز و از جمله تجدید حیات مردگان است ، و از سوی دیگر اشاره به این است که این نظام حکیمانه نمی تواند بیهوده و عبث باشد و به این ترتیب از دو جهت ، استدلال برای مساءله معاد محسوب می شود، از طریق ((برهان قدرت )) و ((برهان حکمت )).
در این آیات یازده گانه از جمله دوازده نعمت مهم ، به پدیده نزول باران بر اثر فشرده شدن ابرهای بارانزا اشاره کرده می فرماید:
) وَ أَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَتِ مَاءً ثجَّاجاً(14) لِّنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَبَاتاً(15) وَ جَنَّتٍ أَلْفَافاً(16)
و از ابرهای باران زا آبی فراوان نازل کردیم - تا به وسیله آن دانه و گیاه بسیار برویانیم . - و باغهایی پر درخت .
((معصرات )) جمع معصر از ماده ((عصر)) به معنی فشار است ، که اشاره به ((ابرهای باران زا)) است ، گویی خودش را می فشارد تا آب از درونش فرو ریزد توجه داشته باشید که ((معصرات )) اسم فاعل است ).
بعضی نیز آن را به معنی ابرهایی که آماده ریزش باران است تفسیر کرده اند
زیرا اسم فاعل گاه به معنی آمادگی برای چیزی می آید.
بعضی نیز گفته اند ((معصرات )) صفت ابرها نیست بلکه صفت بادها است که از هر سو ابرها را تحت فشار برای ریزش باران قرار می دهد. (تفسیر نمونه)
مُزن
از « مزن » به معنای درخشندگی و بر ابر نورانی و آبدار اطلاق شده است. این واژه یک بار در آیه ۶۹ واقعه ذکر شده است.
أَ فَرَءَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشرَبُونَ(68)
ءَ أَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نحْنُ الْمُنزِلُونَ(69
آیا به آبی که می نوشید اندیشیده اید؟
آیا شما آن را از ابر نازل می کنید؟ یا ما نازل می کنیم ؟
این آیات وجدان انسانها را در برابر یک سلسله سؤ الها قرار می دهد و از آنها اقرار می گیرد، و در واقع می گوید: آیا درباره این آبی که مایه حیات شما است و پیوسته آنرا می نوشید هرگز فکر کرده اید؟
چه کسی به آفتاب فرمان می دهد بر صفحه اقیانوسها بتابد، و از میان آبهای شور و تلخ تنها ذرات آب خالص و شیرین و پاک از هر گونه آلودگی را جدا ساخته ، و به صورت بخار به آسمان بفرستد؟
چه کسی به این بخارات دستور می دهد دست به دست هم دهند و فشرده شوند، و قطعات ابرهای باران زا را تشکیل دهند؟
چه کسی دستور حرکت به بادها و جابجا کردن قطعات ابرها و فرستادن آنها را بر فراز زمینهای خشک و مرده می دهد؟
چه کسی به طبقات بالای هوا این خاصیت را بخشیده که به هنگام سرد شدن توانائی جذب بخار را از دست دهد، و در نتیجه بخارات موجود به صورت قطرات باران ، نرم و ملایم ، آهسته و پی درپی ، بر زمینها فرود آیند؟
کسی که این قدرت را دارد که با وسایلی اینچنین ساده آنچنان برکاتی برای شما فراهم سازد، آیا قادر بر احیای مردگان نیست ؟ این خود یکنوع احیای مردگان است احیای زمینهای مرده که ، هم نشانه توحید و عظمت خدا است و هم دلیل بر رستاخیز و معاد.
سرانجام در آیه بعد برای تکمیل همین بحث می افزاید: ((اگر بخواهیم این آب گوارا و شیرین را به صورت تلخ و شور قرار می دهیم )) (لو نشاء جعلناه اجاجا).
((پس چرا شکر این نعمت بزرگ را بجا نمی آورید))؟ (فلو لا تشکرون ).
آری اگر خدا می خواست به املاح محلول در آب نیز اجازه می داد که همراه ذرات آب تبخیر شوند، و دوش به دوش آنها به آسمان صعود کنند، و ابرهائی شور و تلخ تشکیل داده ، قطره های بارانی درست همانند آب دریا شور و تلخ فروریزند! اما او به قدرت کامله اش این اجازه را به املاح نداد، نه تنها املاح در آب ، بلکه میکربهای موذی و مضر و مزاحم نیز اجازه ندارند همراه بخارات آب به آسمان صعود کنند، و دانه های باران را آلوده سازند به همین دلیل قطرات باران هرگاه هوا آلوده نباشد خالصترین ، پاکترین ، و گواراترین آبها است .
در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) نقل شده است که : ان النبی کان اذا شرب الماء قال الحمد لله الذی سقانا عذبا فراتا برحمته و لم یجعله ملحا اجاجا بذنوبنا!: ((هنگامی که حضرت آب می نوشید می فرمود: ((حمد برای خداوندی که به رحمتش ما را از آب شیرین و گوارا سیراب کرد، و آنرا به خاطر گناهانمان شور و تلخ قرار نداد))!. (تفسیر نمونه)
سوگند خداوند به ابرهاى حامل باران و بارانزا:
فالحملت وقرا.
و امّا «حاملات» ابرهايى هستند كه هزاران تن آب را حمل مى كنند. اگر خوب دقت كنيد خداوند قادر درياهاى متعدّدى را در قالب ابرها بر بالاى سر ما بصورت معلّق در بين زمين و آسمان نگه داشته است. ابرها درياهايى از آب هستند كه مأموريّت سيراب كردن نهرها، استخرها، جويبارها، چشمه ها، چاههاى عميق و نيمه عميق و صحراهاى خشك و سوزان و درختان و جنگلها و گياهان و حيوانات را بر عهده دارند، بر هر كجا كه خداوند به آنها مأموريّت دهد دانه دانه و به نرمى فرو مى ريزند. (سوگندهای پربار قرآن - مکارم)
نقش ابرها
در قرآن کریم نقش های متفاوتی برای ابرها ذکر شده است
ابرهاى بارانزا
11) فشردگى ابرهاى بارانزا، عامل نزول باران از آسمان:
وأنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجا.
نباء (78) 14
12) نزول آب آشاميدنى از ابرهاى بارانزا:
أفرءيتم الماء الّذى تشربون* ءأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون. [8]
واقعه (56) 68 و 69
ذاريات (51) 1 و 2
گسترش ابرهاى بارانزا در آسمان به وسيله باد:
اللّه الّذى يرسل الرّيح فتثير سحابا فيبسطه فى السّماء كيف يشاء ويجعله كسفا فترى الودق يخرج من خلله ....
روم (30) 48
18) خداوند، نازلكننده باران از ابرها:
... وأنزل من السّماء ماء .... [4]
بقره (2) 22
... وأرسلنا السّمآء عليهم مّدرارا ....
انعام (6) 6
... يرسل السّمآء عليكم مّدرارا ....
هود (11) 52
... فأنزلنا من السّمآء مآء فأسقينكموه ....
حجر (15) 22
... كمآء أنزلنه من السّمآء ....
كهف (18) 45
و اللّه الّذى أرسل الرّيح فتثير سحابا فسقنه إلى بلد مّيّت ....
فاطر (35) 9
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السّماء ماء ....
فاطر (35) 27
أفرءيتم الماء الّذى تشربون* ءأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون.
واقعه (56) 68 و 69
يرسل السّماء عليكم مّدرارا.
نوح (71) 11
وأنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجا. [5]
نباء (78) 14
وجود ابرهاى يخى در آسمان:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ
يجعله ركاما فترى الودق يخرج من خلله و ينزّل من السّماء من جبال فيها من برد .... [1]
نور (24) 43
بارورى ابرها
21) باردار شدن ابرها به وسيله بادها:
و أرسلنا الرّيح لوقح فأنزلنا من السّمآء مآء ....
حجر (15) 22
22) نزول باران از آسمان در پى تلقيح و بارور شدن ابرها:
و أرسلنا الرّيح لوقح فأنزلنا من السّمآء مآء ....
حجر (15) 22
منشأ بارورى ابرها
23) خدا، منشأ بههمپيوستن و تلقيح و بارورى ابرها به وسيله بادها:
و أرسلنا الرّيح لوقح فأنزلنا من السّمآء مآء .... [2]
حجر (15) 22
24) خداوند، منشأ پيدايش ابرهاى بارانزا:
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم مّن قرن مّكّنَّهم فى الأرض ما لم نمكّن لّكم وأرسلنا السّمآء عليهم مّدرارا ....
انعام (6) 6
و يقوم استغفروا ربّكم ... يرسل السّمآء عليكم مّدرارا ....
هود (11) 52
هو الّذى ... ينشئ السّحاب الثّقال.
رعد (13) 12
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارا* يرسل السّماء عليكم مّدرارا.
نوح (71) 10 و 11
منشأ پيدايش ابرها خداوند است:
و يقوم استغفروا ربّكم ... يرسل السّمآء عليكم مّدرارا ....
و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد (هود - 52)
هو الّذى ... و ينشئ السّحاب الثّقال.
اوست كسى كه ......... و ابرهاى گرانبار را پديدار مىكند (رعد - 12)
پيوند ابرها
26) پيوند ابرها بر اثر جابهجايى آنها:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما ....
نور (24) 43
تراكم ابرها
27) تراكم ابرها به وسيله باد:
اللّه الّذى يرسل الرّيح فتثير سحابا فيبسطه فى السّماء كيف يشاء ويجعله كسفا فترى الودق يخرج من خلله فإذا أصاب به من يشاء من عباده إذا هم يستبشرون.
روم (30) 48
28) تراكم و پيوند ابرها بر اثر جابهجايى آنها به فرمان خدا:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما ....
نور (24) 43
29) انكار ابرهاى عذاب در حال سقوط از سوى كافران و توجيه آن به ابرهاى متراكم:
وإن يروا كسفا مّن السّماء ساقطا يقولوا سحاب مّركوم. [2]
طور (52) 44
آثار تراكم ابرها
1. نزول باران
30) نزول باران بر اثر تراكم ابرها در آسمان:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما فترى الودق يخرج من خلله ....
نور (24) 43
2. نزول برف و تگرگ
31) نزول برف و تگرگ بر اثر تراكم ابرها در آسمان:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما فترى الودق يخرج من خلله وينزّل من السّماء من جبال فيها من برد .... [3]
نور (24) 43
منشأ تراكم ابرها
32) خداوند، علّت حركت و تراكم ابرها:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما ....
نور (24) 43
تسخير ابرها
33) تسخير ابرها بين آسمان و زمين از نشانههاى خدا براى خردمندان:
... والسّحاب المسخّر بين السّماء والأرض لأيت لّقوم يعقلون.
بقره (2) 164
تشبيه ابرها
34) تشبيه اعمال كافران به تاريكىهاى پديدآمده بر اثر ابرها و موجها در دريايى عميق:
والّذين كفرُوا أعمالُهم ... أو كظلمت فى بحر لّجّىّ يغشه موج مّن فوقه موج مّن فوقه سحاب ظلمت بعضها فوق بعض إذا أخرج يده لم يكد يرها ....
نور (24) 39 و 40
35) ابرهاى شبيه كوه در آسمان:
ألم تر أنّ اللّه يزجى سحابا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركاما فترى الودق يخرج من خلله وينزّل من السّماء من جبال فيها من برد ....
نور (24) 43
تعقّل در بارش از ابر
44) دعوت خداوند به انديشيدن درباره نزول آبهاى آشاميدنى از ابر بارانزا:
أفرءيتم الماء الّذى تشربون* ءأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون. [5]
واقعه (56) 68 و 69
ابر عذاب
عذاب كردن اصحاب ايكه (قوم شعيب) با ابر
كذّب أصحب ليكة المرسلين* إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون* فكذّبوه فأخذهم عذاب يوم الظّلّة ....
شعراء (26) 176 و 177 و 189
تودههاى ابرگونه، حامل عذاب الهى براى قوم عاد:
واذكر أخا عاد إذ أنذر قومه بالأحقاف ... ألّاتعبدوا إلّااللّه إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم* فلمّا رأوه عارضا مّستقبل أوديتهم قالوا هذا عارض مّمطرنا بل هو ما استعجلتم به ريح فيها عذاب أليم. [3]
احقاف (46) 21 و 24
4) تهديد پيروان شيطان به عذاب الهى و نابودى آنان با قطعههايى از ابر:
يأيّها الّذين ءامنوا ... و لا تتّبعوا خطوت الشّيطن إنّه لكم عدوٌّ مّبين* فإن زللتم مّن بعد ما جاءتكم البيّنت فاعلموا أنّ اللّه عزيز حكيم* هل ينظرون إلّاأن يأتيهم اللَّه فى ظلل مّن الغمام والملئكة وقضى الأمر .... [4]
بقره (2) 208- 210
در آيهٴ 22 سوره حجر ميفرمايد ﴿و أرسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء ماء فاسقيناكموه و ما انتم له بخازنين﴾اين باردار شدن ابرها را به باد نسبت ميدهد كه ما بادها را علل و عوامل تلقيح قرار داديم آنهايند كه تلقيح ميكنند و ابر باردار ميشود ﴿و ارسلنا الرياح لواقح﴾, آنهايند كه ملحقاتاند و تلقيح ميكنند و باردار ميكنند اگر چنانچه در سورهٴ نور آيهٴ 43 مثلاً فرمود ﴿أن الله يزجي سحاباً ثم يؤلف بينه﴾ و كم كم متراكم ميشود و ﴿يخرج من خلاله﴾[كذا و كذا در سورهٴ حجر به عنوان ﴿ارسلنا الرياح لواقح﴾، مطرح ميكند در سورهٴ نور فعل را مفرد ذكرميكند و به خودش نسبت ميدهد. آيهٴ 43 به بعد سورهٴ نور ﴿الم تر أن الله يزجي سحابا﴾ او ازجاع ميكند و برميانگيزاند و حركت ميدهد ﴿ثم يولف بينه﴾, بين خود اين ابرها الفتي برقرار ميكند اين ابرهاي متفرق را مؤتلف ميكند و متراكب ميكند, متراكم ميشوند ﴿ثم يجعله ركاماً﴾متراكم ميشوند همين كار را كه در اين سورهٴ نور به خودش نسبت ميدهد خداست كه ابر را ازجاع ميكند در سورهٴ حجر با متكلم معالغير ميفرمايد ما رياح را لواقح فرستاديم لواقح كرديم با اين رسالت كه ﴿و ارسلنا الرايح لواقح﴾, بادها رسالت تلقيح دارند بادهايند كه ابرها را پراكندهها را جمع ميكنند اينها را روي هم قرار ميدهند متراكم ميكنند, تلقيحشان ميكنند, باردارشان ميكنند تا ببارند پس آنچه كه در سورهٴ نور به خود نسبت ميدهد با ضمير مفرد در سورهٴ حجر آنها را رسول خود ميداند هر چه در عالماند رسالت الهي را انجام ميدهند فرستادهٴ حقاند و پيك حقاند كه دارند اين مأموريتشان را امتثال ميكنند و اگر دربارهٴ اين مسئلهٴ «مددنا و القينا» و امثال ذلك هم در سورهٴ حجر آمده هم در سورهٴ قاف آيهٴ هفت و نه آمده هم در سورهٴ عبس آيهٴ 37 (تفسیر تسنیم)
تارنمای قرآن شناسی
http://www.quranology.com/farsi/abr-baran-tagerg-ab.htm
نعمت ابر باد و باران(پایگاه اطلاع رسانی حسین انصاریان)