آسمان

سقف حفاظت کننده

در آیه 22 سوره بقره ضمن بیان نعمت های الهی به عنوان دلایل پرستش باریتعالی و پرهیز از شرک ( يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ ...... فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا....... ) به نعمت آسمان می پردازد و می گوید: ((آسمان را همچون سقفی بر بالای سر شما قرار داد)) (و السماء بناء).
کلمه ((بناء)) با توجه به کلمه ((علیکم ))بیانگر آنست که آسمان بر بالای سر شما بنا شده است. ،
شاید این تعبیر برای بعضی از کسانی که به وضع ساختمان آسمان و زمین از نظر هیئت امروز آشنا هستند عجیب بیاید که این سقف چگونه است و کجاست ؟ آیا این تعبیر، فرضیه هیئت بطلمیوس را دائر به قرار گرفتن افلاک به روی هم همچون طبقات پوست پیاز در خاطره ها تداعی نمی کند؟ ولی با توجه به توضیح زیر مطلب کاملا روشن می شود:
کلمه ((سماء)) در قرآن به معانی مختلفی آمده است ، که قدر مشترک همه آنها چیزی است که در جهت فوق قرار گرفته است ، یکی از آنها که در این آیه به آن اشاره شده است همان جو زمین است ، یعنی قشر هوای متراکمی که دور تا دور کره زمین را پوشانده ، و طبق نظریه دانشمندان ضخامت آن ، چند صد کیلومتر است .
اگر به نقش اساسی و حیاتی ، این قشر ضخیم هوا، که زمین را از هر سو احاطه کرده است بیندیشیم خواهیم دانست که تا چه حد این سقف ، محکم و برای حفاظت انسانها مؤ ثر است .
این قشر مخصوص هوا که همچون سقفی بلورین ، اطراف ما را احاطه کرده در عین اینکه مانع از تابش نور آفتاب این اشعه حیاتبخش و زندگی آفرین نیست بقدری محکم و مقاوم است که از یک سد پولادین که چندین متر ضخامت داشته باشد نیز محکمتر است !
اگر این سقف نبود، زمین دائما در معرض رگبار سنگهای پراکنده آسمانی بود و عملا آرامش از مردم جهان سلب می شد ولی این قشر فشرده چند صد کیلومتری تقریبا تمام سنگهای آسمانی را قبل از سقوط به سطح زمین می سوزاند و نابود می کند و تنها تعداد بسیار کمی می توانند از آن عبور کرده و به عنوان یک زنگ خطر برای زمینیان به گوشه ای پرتاب شوند، و این تعداد کم هرگز نتوانسته است آرامش را بر هم زند.
در سوره انبیاء به این نقش حیاتی آسمان توجه نموده میفرماید آیا آنها که کفر ورزیده اند توجه نکرده اند که ما آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم (وَ جَعَلْنَا السمَاءَ سقْفاً محْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ ءَایَتهَا مُعْرِضونَ-32) ، این قشر ظاهرا لطیف که از هوا و گازها تشکیل شده به قدری محکم و پرمقاومت است که هر موجود مزاحمی از بیرون به سوی زمین بیاید نابود می شود، و کره زمین را در برابر بمباران شبانه روزی سنگهای شهاب که از هر گلوله ای خطرناکترند حفظ می کند.
بعلاوه اشعه آفتاب که دارای قسمتهای مرگباری است به وسیله آن تصفیه می شود، و از نفوذ اشعه کشنده کیهانی که از بیرون جو، به سوی زمین سرازیر است جلوگیری می کند.
مفسران پیشین در این که چگونه آسمان سقف محفوظى است، نظرهاى متفاوتى داده اند، گاه مى گفتند: محفوظ از نفوذ شیاطین است، یا محفوظ از سقوط بر زمین، یا محفوظ از ویرانى با گذشت زمان است.
این تفسیرهاى مبهم به خاطر این بود که آسمان در آن زمان دقیقاً براى بشر شناخته شده نبود و هنگامى که هیات جدید به وجود آمد و ثابت شد کرات همگى در فضاى بى کران شناورند، و اصولا سقفى وجود ندارد، مفهوم این آیه براى بعضى از مفسران جدید پیچیده تر شد؛ تا آنجا که بعضى گفتند منظور این است که آسمان همانند سقف محفوظى است که از هرگونه اختلال در نظام آفرینش جلوگیرى مى کند و به این ترتیب سقف معناى مجازى به خود گرفت و به صورت تشبیه و کنایه در آمد.
ولى علم و دانش بشرى همچنان به پیشرفت خود ادامه داد و با آگاهى هاى تازه اى که دانشمندان از مجموعه جوّ زمین پیدا کردند، مفهوم آیه، بسیار روشن تر گردید و معلوم شد واقعاً در اینجا سقف محفوظى وجود دارد؛ سقف به معناى حقیقى اش، و محفوظ به معناى واقعى آن.
توضیح این که: قشر عظیمى از هوا گرداگرد زمین را فرا گرفته که آن را جوّ زمین مى نامند و ضخامت آن به صدها کیلومتر مى رسد. این قشر ظاهراً لطیف که از هوا و بعضى گازهاى دیگر تشکیل شده به خاطر ضخامتى که دارد به قدرى محکم و پر مقاومت است که به گفته بعضى از دانشمندان مقاومتى در حدّ یک سقف فولادین به ضخامت ده متر دارد، و این سقف محکم، کره زمین را از انواع خطرات حفظ مى کند.
از یک سو این لایه ضخیم جلو بمباران شبانه روزى شهاب سنگ ها، را مى گیرد که با سرعت سرسام آورى به سوى زمین جذب مى شوند و به هر جا بخورند بسیار خطرناک است. گهگاه بعضى از این سنگ ها به قدرى بزرگ است که از جو زمین ـ بعد از آن که قسمتى از آن سوخت ـ عبور کرده، و به نقطه اى از کره زمین اصابت مى کند و ویرانى هاى مهیبى به بار مى آورد که نمونه هایى از آن در تاریخ ثبت شده است،
از سوى دیگر مى دانیم دائماً از خورشید اشعه اى به نام اشعه ماوراء بنفش ـ همان اشعه اى که به هنگام تجزیه نور در بالاى رنگ بنفش قرار دارد و با چشم ما قابل مشاهده نیست ـ پخش مى شود، که مقدار کم آن نه تنها زیان آور نیست؛ بلکه بسیار مفید و سودمند است، مخصوصاً تاثیر عمیقى در کشتن میکروب ها دارد؛ ولى اگر زیاد باشد، بدن را مى سوزاند بى آن که انسان احساس حرارت کند، سوختگى هایى که در تابستان در مناطق نزدیک خط استوا، در پوست سر و صورت و بدن ظاهر مى شود، به خاطر همین است که آفتاب عمودى مى تابد و از قشر کمترى از هوا عبور مى کند و بطور کامل تصفیه نمى شود.
حال اگر این سقف محفوظ یعنى جوّ زمین وجود نداشت هیچ انسانى حتى یک لحظه نمى توانست در مقابل نور آفتاب مقاومت کند.
از سوى سوم پرتوهاى مرگ بارى به نام اشعه کیهانى از ماوراى منظومه شمسى به سوى زمین روان است؛ و بخشى از جوّ زمین که لایه اوزن نام دارد، مانع نفوذ این اشعه مرگ بار است و همچون سقف محفوظى، در برابر آن مقاومت مى کند.
علم ما تا به امروز درباره آثار عجیب این سقف محفوظ (یعنى قشر عظیم هوا) به اینجا رسیده و ممکن است در آینده حقایق بیشتر و مهم ترى در این زمینه کشف شود.(۳)

سقفی روزی دهنده و حیاتبخش

در آیه22 سوره ذاریات به نقش ارتزاق انسان از آسمان به عنوان یکی از نشانه های عظمت پروردگار و قدرت او بر معاد اشاره کرده می فرماید: ((روزی شما در آسمان است ، و آنچه به شما وعده داده می شود)) (و فی السماء رزقکم و ما توعدون).
گرچه در بعضی از روایات اسلامی ((رزق )) در این آیه به دانه های حیاتبخش باران تفسیر شده که منبع هر خیر و برکت در زمین است ، و آیه 5 سوره جاثیه نیز موافق آن است : و ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها: ((آنچه خدا از آسمان از رزق نازل کرده و به وسیله آن زمینهای مرده را احیاء فرموده است )) ولی این معنی می تواند یکی از مصداقهای روشن آیه باشد در حالی که گستردگی مفهوم رزق هم باران را شامل می شود، هم نور آفتاب را که از آسمان به سوی ما می آید و نقش آن در حیات و زندگی فوق العاده حساس است ، و همچنین هوا را که مایه حیات همه موجودات زنده است .
اینها همه در صورتی است که ((سماء)) را به معنی همین آسمان ظاهری تفسیر کنیم ، ولی بعضی از مفسران ((سماء)) را به معنی عالم غیب و ماوراء طبیعت و لوح محفوظ گرفته اند که تقدیر ارزاق انسانها از آنجا می شود.
البته جمع میان هر دو معنی ممکن است ، هر چند تفسیر اول روشنتر به نظر می رسد.
و اما جمله ((ما توعدون )) (آنچه به شما وعده داده می شود) می تواند تاءکیدی بر مساءله رزق و وعده الهی در این زمینه بوده باشد.
به هر حال این سه آیه ترتیب لطیفی دارد: آیه نخست از عوامل وجود انسان در کره زمین سخن می گوید، و آیه دوم از خود وجود انسان ، و آیه سوم از عوامل دوام و بقاء او.

این نکته نیز قابل توجه است : چیزی که مانع بصیرت آدمی می شود، و او را از مطالعه اسرار آفرینش ، اسرار زمین و شگفتیهای وجود خودش باز می دارد همان حرص برای روزی است ، خداوند در آیه اخیر به انسان اطمینان می دهد که روزی او تضمین شده است ، تا بتواند با خیال راحت به شگفتیهای جهان هستی بنگرد، و جمله افلا تبصرون در مورد او تحقق یابد.
لذا برای تاءکید این مطلب در آخرین آیه مورد بحث سوگند یاد کرده می گوید: ((به خدای آسمان و زمین سوگند که این مطلب حق است ، درست همانگونه که شما سخن می گوئید)) (فو رب السماء و الارض انه لحق مثل ما انکم تنطقون ).
کار بجائی رسیده است که خداوند با آن عظمت و قدرتش برای اطمینان دادن به بندگان شکاک و دیر باور و ضعیف النفس و حریص سوگند یاد می کند که آنچه به شما در زمینه رزق و روزی و وعده های ثواب و عقاب قیامت وعده داده شده همه حق است ، و هیچ شک و تردیدی در آن نیست .

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود، که آیا مى توان جوّ زمین را آسمان نامید؟ و آیا واژه سماء درباره آن صادق است؟ آیا سماء به معناى کرات آسمانى و منظومه ها و کهکشان ها نیست؟

در پاسخ این سؤال مى گوییم اتفاقاً قرآن مجید کراراً این واژه را بر منطقه جوّ زمین اطلاق کرده است، از جمله در آیه 22 سوره بقره مى خوانیم: (وَأَنْزَلَ مِنْ السَّمَآءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَتِ رِزْقاً لَّکُمْ): «و از آسمان آبى فرو فرستاد; و بوسیله آن، میوه ها (و انواع محصولات) را براى روزى شما رویاند».

شبیه همین معنا در آیه 164 سوره بقره، آیه 99 سوره انعام، آیه 96 سوره اعراف، آیه 24 سوره یونس، آیه 44 سوره هود و آیه 17 سوره رعد و آیات متعدد دیگر آمده است.

در آیه 79 سوره نحل نیز نمونه روشن دیگرى از این معنا دیده مى شود که مى فرماید: (أَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرَات فِى جَوِّ السَّمَاءِ): «آیا آنها به پرندگانى که بر فراز آسمان نگه داشته شده اند، نظر نیفکندند؟»


1. مجمع البیان، جلد 7، صفحه 46 و تفسیر کبیر فخر رازى، جلد 22، صفحه 165 و تفاسیر دیگر.
2. اوزن: گازى است آبى رنگ، بى ثبات، با بوى نافذ و اثر آن از اکسیژن شدیدتر است و به هنگام تخلیه برق در اکسیژن تشکیل مى شود و به عنوان رنگ زدا و براى تصفیه آب و هوا به کار مى رود (دایرة المعارف دهخدا).

روزی دهی از آسمان دلیلی بریکتایی پروردگار:

در آیه 64 سوره نمل وابستگی ارتزاق انسانها به نزولات آسمانی به عنوان یکی از دوازده نشانه بزرگ وحدانیت خداوند در عالم هستی (آفرینش آسمان و زمین ، نزول باران ، آثار حیاتی آن ، آرامش قرارگاه انسان ، نهرهای آب جاری ، کوههای عظیم و پا بر جا حایل و مانع در میان آب شور و شیرین ، اجابت دعوت بندگان هدایت آنها در تاریکی بر و بحر، بادهای پیام آور از نزول باران تجدید حیات موجودات ) به عنوان نشانه ای بر یکتایی باریتعالی اشاره کرده و از مشرکین برای عدم پذیرش توحید و معاد مطالبه استدلال می کند ( وَ مَن یَرْزُقُکم مِّنَ السمَاءِ وَ الاَرْضِ أَ ءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَنَکُمْ إِن کُنتُمْ صدِقِینَ- کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد، آیا معبودی با خداست ؟ بگو دلیلتانرا بیاورید اگر راست می گوئید).(تفسیر نمونه )

در آیات 20 تا 22 سوره ذاریات در تعقیب مباحث پیشین که پیرامون مسئله معاد و صفات دوزخیان و بهشتیان سخن می گفت به نشانه های خدا در زمین و آسمان و در وجود خود انسان اشاره می کند ، تا از یکسو به مساءله توحید و شناخت خدا و صفات او که مبدء حرکت به سوی همه خیرات است آشنا شوند، و از سوی دیگر به قدرت او بر مساءله معاد و زندگی پس از مرگ یقین کنند ، چرا که خالق حیات در روی زمین و اینهمه عجائب و شگفتیها قادر بر تجدید حیات نیز می باشد.

در سومین آیه مورد بحث به سومین بخش از نشانه های عظمت پروردگار و قدرت او بر معاد اشاره کرده می فرماید: ((روزی شما در آسمان است ، و آنچه به شما وعده داده می شود)) (و فی السماء رزقکم و ما توعدون ).
گرچه در بعضی از روایات اسلامی ((رزق )) در این آیه به دانه های حیاتبخش باران تفسیر شده که منبع هر خیر و برکت در زمین است ، و آیه 5 سوره جاثیه نیز موافق آن است : و ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها: ((آنچه خدا از آسمان از رزق نازل کرده و به وسیله آن زمینهای مرده را احیاء فرموده است )) ولی این معنی می تواند یکی از مصداقهای روشن آیه باشد در حالی که گستردگی مفهوم رزق هم باران را شامل می شود، هم منابع اصلی ماده و انرژی موجود در هوا، برخلاف تصور رایج منبع تغذیه گیاهان و جانوران در آسمان است:

علاوه بر منبع اصلی انرژی که توسط گیاهان از نور خورشید دریافت می شود مواد اولیه ساخت گلوکز توسط گیاهان که اولین ملکول آلی و منشاء سنتز کلیه مواد غذایی گیاهان و جانوران محسوب می شود عبارتند از آب،کربن، اکسیژن موجود در هوا. گیاهان سبزکربن و اکسیژن مورد نیاز خود را از گازکزبینیک و اکسیژن موجود در هوا دریافت می کنند، ولی برای ساختن پروتیین ها که از مواد اصلی ساختار اندام ها و تامین انرژی گیاهان و جانوران محسوب می شود به ازت نیازمندند . معمولا گاز ازت موجود در هوا برای گیاهان و جانوران قابل استفاده نمی باشد این عنصر حیاتی برای ورود به چرخه زیستی، لازم است پس از ترکیب با اکسیژن به صورت اکسید ازت در آمده به کمک باران به خاک منتقل شود و نهایتا به شکل ملکول های نیترات از طریق ریشه جذب گیاهان شده و در سنتز پروتیین ها بکار رود. جانوران هم ازت مورد نیاز خود را از پروتیین های ساخته شده توسط گیاهان تامین می کنند. از آنجا که ترکیب ازت با اکسیژن به انرژی اولیه زیادی نیاز دارد این انرژی توسط رعد وبرق حاصل از برخورد ابرهای منفی و مثبت در آسمان تامین می شود همچنین مراحل بعدی تبدیل اکسید ازت به نیترات طی پدیده پیچیده نیتریفیکاسیون با کمک باکتری ها و میکروارگانیسم های موجود در خاک انجام می شود.

چرخه جذب و انتقال کربن موجود در هوا

سیر جذب و انتقال ازت هوا توسط گیاهان و جانوران

اعتراف مشرکین به روزی رسانی خدا

قل من يرزقكم من السّماء ... و من يدبّر الأمر فسيقولون اللَّه ....

بگو كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‏ بخشد .......يا كيست كه كارها را تدبير مى‏كند خواهند گفت‏ خدا (يونس - 31)

بارش باران از آسمان به اندازه معین و استقرار آن در لایه های زمین

بارش باران به اندازه معین

از الطاف الهی بارش باران بقدر معین است نه انقدر کم که کفایت تامین نیاز موجودات زنده رانکند و نه آنقدر زاد که سیل و ویرانی ببار آورد

و أنزلنا من السّماء ماء بقدر فأسكنَّه فى الأرض

و از آسمان آبى به اندازه [معين] فرود آورديم و آن را در زمين جاى داديم (مؤمنون- 18)

گسترش آسمانها

آیه 47 سوره ذاریات به گسترش دائمی آسمانها اشاره کرده می فرماید: "وَ السمَاءَ بَنَیْنَهَا بِأَیْیدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ"
در اینکه منظور از ((انا لموسعون )) (ما پیوسته وسعت می بخشیم ) در اینجا چیست؟ در میان مفسران گفتگو است : بعضی آن را به معنی توسعه رزق از سوی خدا بر بندگان از طریق نزول باران دانسته اند، و بعضی آنرا به معنی گسترش رزق از هر نظر می دانند، و بعضی نیز آن را به معنی غنی و بی نیازی خداوند تفسیر کرده اند، چرا که خزائن او آنقدر گسترده است که با اعطاء رزق به خلایق هرگز پایان نمی پذیرد و کم نمی شود.
ولی با توجه به مساءله آفرینش آسمانها در جمله قبل و با توجه به کشفیات اخیر دانشمندان در مساءله ((گسترش جهان )) که از طریق مشاهدات حسی نیز تاءیید شده است معنی لطیف تری برای آیه می توان یافت و آن اینکه خداوند آسمانها را آفریده و دائما گسترش می دهد.
علم امروز می گوید: نه تنها کره زمین ، بر اثر جذب مواد آسمانی تدریجا فربه و سنگینتر می شود، بلکه آسمانها نیز در گسترشند، یعنی ستارگانی که در یک کهکشان قرار دارند به سرعت از مرکز کهکشان دور می شوند، حتی سرعت این گسترش را در بسیاری از مواقع اندازه گیری کرده اند.
در کتاب ((مرزهای نجوم )) نوشته ((فردهویل )) می خوانیم : ((تندترین سرعت عقب نشینی کرات که تاکنون اندازه گیری شده نزدیک به 66 هزار کیلومتر در ثانیه است !، کهکشانهای دورتر در نظر ما به اندازه ای کم نورند که اندازه گیری سرعت آنها به سبب عدم نور کافی دشوار است ، تصویرهائی که از آسمان برداشته شده آشکارا این کشف مهم را نشان می دهد که فاصله این کهکشانها بسیار سریعتر از کهکشانهای نزدیک افزایش می یابد)).
نامبرده سپس به بررسی این سرعت در کهکشانهای ((ابر سنبله )) و ((اکلیل ))و ((شجاع )) و غیر آن پرداخته و بعد از محاسبه ، سرعتهای عجیب و سرسام آوری را در این ارائه می دهد.
((جدیدترین و دقیقترین اندازه گیریها در طول امواجی که از ستارگان پخش می شود پرده از روی یک حقیقت عجیب و حیرت آور برداشته ، یعنی نشان داده است مجموعه ستارگانی که جهان از آنها تشکیل می یابد پیوسته با سرعتی زیاد از یک مرکز دور می شوند، و هر قدر فاصله آنها از این مرکز بیشتر باشد بر سرعت سیر آنها افزوده می گردد، مثل این است که زمانی کلیه ستارگان در این مرکز مجتمع بوده اند، و بعد از آن از هم پاشیده ، و مجموعه ستارگان بزرگی از آنها جدا و به سرعت به هر طرف روانه می شوند))!
دانشمندان از این موضوع چنین استفاده کرده اند که جهان دارای نقطه شروعی بوده است .
((ژرژگاموف )) در کتاب ((آفرینش جهان )) در این زمینه چنین می گوید: ((فضای جهان که از میلیاردها کهکشان تشکیل یافته در یک حالت انبساط سریع است ، حقیقت این است که جهان ما در حال سکون نیست ، بلکه انبساط آن مسلم است .
پی بردن به اینکه جهان ما در حال انبساط است کلید اصلی را برای گنجینه معمای جهانشناسی مهیا می کند، زیرا اگر اکنون جهان در حال انبساط باشد لازم می آید که زمانی در حال انقباض بسیار شدیدی بوده است !.
جالب توجه اینکه تعبیر به ((انا لموسعون )) (ما گسترش دهندگانیم ) با استفاده از جمله اسمیه و اسم فاعل دلیل بر تداوم این موضوع است و نشان می دهد که این گسترش همواره وجود داشته ، و همچنان ادامه دارد، و این درست همان چیزی است که امروز به آن رسیده اند که تمام کرات آسمانی و کهکشانها در آغاز در مرکز واحدی جمع بوده (با وزن مخصوص فوق العاده سنگین ) سپس انفجار عظیم و بی نهایت وحشتناکی در آن رخ داده ، و به دنبال آن اجزای جهان متلاشی شده ، و به صورت کرات درآمده ، و به سرعت در حالت عقب نشینی و توسعه است . (تفسیر نمونه)

نظم و انسجام آسمان دلیلی بر معاد
در ششمین آیه سوره "ق" در ادامه بحث معاد نخست توجه منکران را به آفرینش آسمانها جلب کرده ، می گوید: آیا به آسمان در بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ایم بی آنکه ستون و پایه ای داشته باشد؟! ((و چگونه آن را به وسیله ستارگان زینت بخشیده ایم در حالی که هیچ شکاف و ناموزونی در آن وجود ندارد))؟! (ا فلم ینظروا الی السماء فوقهم کیف بنیناها و زیناها و ما لها من فروج آیا آنها به آسمانی که بالای سرشان است نگاه نکردند که چگونه ما آنرا بنا کرده ایم ؟ و چگونه به وسیله ستارگان زینت بخشیده ایم ؟ و هیچ شکاف و ناموزونی در آن نیست!).

ودر سوره ملک ضمن بیان برخی آیات آفاقی به آفرینش آسمانها و بی نقصی مجموعه جهان آفرنش اشاره می کند

الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ(ملك / آیه 3)

همان کسی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی بینی ، بار دیگر نگاه کن ، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده می کنی

در آیه 27 سوره نازعات با بیان ناچیز بودن امکان آفرینش مجدد انسانها پس از مرگ در مقایسه باخلقت آسمانها منکران معاد را مخاطب ساخته و ضمن یک استفهام توبیخی می فرماید ((آیا آفرینش شما (و بازگشت به زندگی پس از مرگ ) مشکل تر است یا آفرینش این آسمان با عظمت که خداوند بنا نهاده است ( ءاءنتم اشد خلقا ام السماء بناها).

سپس به شرح بیشتر درباره این آفرینش بزرگ پرداخته می افزاید ((سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم و مرتب و موزون کرد)) (رفع سمکها فسواها- 28 نازعات).
((سمک )) (بر وزن سقف ) در اصل به معنی ارتفاع و بلندی است و به معنی سقف نیز آمده در تفسیر کبیر فخر رازی آمده است که بلندی چیزی را هر گاه از سمت بالا به پایین اندازه گیری کنند عمق نامیده می شود و هر گاه از سمت پایین به بالا اندازه گیری کنند سمک نامیده می شود.
((سواها)) از ماده تسویه به معنی تنظیم و موزون ساختن چیزی است و اشاره به نظم دقیقی است که بر تمام کرات آسمانی حکمفرما است و اگر منظور از سمک سقف باشد اشاره به قشر عظیمی از هوا است که همچون سقف محفوظ و محکمی گرداگرد زمین را گرفته و آن را از هجوم سنگهای پراکنده آسمانی و اشعه های مرگبار کیهانی حفظ می کند. بعضی تعبیر فوق را اشاره به کروی بودن آسمانی که گرداگرد زمین را گرفته است می دانند چرا که تسویه اشاره ای است به فاصله مساوی اجزای این سقف نسبت به مرکز اصلی یعنی زمین و این بدون کرویت ممکن نیست .
این احتمال نیز وجود دارد که آیه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصله بسیار زیاد و سرسام آور کرات آسمانی از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف محفوظ اطراف زمین.
به هر حال این آیه شبیه چیزی است که در سوره مؤ من آیه 57 آمده است .
لخلق السموات و الارض اکبر من خلق الناس و لکن اکثر الناس لا یعلمون .
((آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسانها مهم تر است ولی اکثر مردم (غافل و بیخبر) نمی دانند)). ( تفسیر نمونه)
در آیات دیگری نیز به استقرار آسمان‌ها بعنوان نشانه ای بر معاد اشاره شده است:

اللهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا .................. يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ(رعد / آیه 2)

خَلَقَ السَّمَوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ..........(لقمان / آیه 10)

. «ترونها» ممكن است صفت «عمد» باشد. در اين صورت، جمله، بر وجود ستون‌هاى نامرئى دلالت مى‌كند. در روايتى، على بن موسى الرضا(عليه السلام)مى‌فرمايد: در آن جا ستونهايى است ; امّا شما آن‌ها را نمى‌بينيد. (نورالثقلين، ذيل آيه)

اللهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ............. يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ(رعد / آیه 2)

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الأَرْضِ إِذَا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ(روم / آیه 25)

نزول آب با برکت از آسمان:

وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكًا فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ(ق / آیه 9)

48 لزوم مطالعه در كيفيّت بنا و انسجام آسمان‌ها:

مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته ‏اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‏ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست (ق - 6)

و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم (ق 38)

الّذى خلق سبع سموت طباقا ... فارجع البصر هل ترى‌ من فطور.

همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى (ملك - 3)

وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ

و به آسمان (بنگرید) كه چگونه برافراشته شده ﴿ غاشیه- 18﴾

خداوند، بنا كننده هفت آسمان استوار و محكم:

وبنينا فوقكم سبعا شدادا.

و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا كرديم (نباء - 12)

برپا کردن سقف بدون ستون قابل رویت:

اللَّه الّذى رفع السّموت بغير عمد ترونها

خدا [همان] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت (رعد - 2)

وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ

و آسمان را نگاه مى‏دارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد (حج-65)

شگفتی های آسمان نشانه ای بر بزرگی و دانایی پروردگار

وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ

در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏گيرى آن نيرومند دانا (فصلت-12)

آسمان بازگشت دهنده

وَ السمَاءِ ذَاتِ الرَّجْع سوگند به آسمان برگرداننده (طارق 11)

رجع در تفاسیر به دو معنی باران و برگرداننده آب باران ترجمه شده است. اطلاعات امروزه در مورد آسمان نه تنها صفت برگرداننده آب باران را برای آسمان تایید می کند بلکه اعم از برگرداندن بخارهای متصاعد اقیانوسها و دریاها به صورت برف و باران، و یا برگرداندن امواج رادیوئی، انرژی گرمایی و گازهای متصاعد شده به هنگام برخورد با آتمسفر زمین، و برگرداندن اشعّه‌های کیهانی و شهاب هایی است که از خارج به سمت زمین می تابند. سالهای طولانی بشر از دودکش های بلند برای دفع گازهای آلاینده در هوا استفاده می کرد ، امروزه مشخص شده است همه این آلاینده ها مجددا به زمین بر می گردند.

ماه را درنظر می‌گیریم که در مدار خود به دور زمین می‌چرخد، پس از یک دور، دوباره به همان مکان اول، برمی‌گردد. خورشید را می‌نگریم که نسبت به محور خویش، در گردش است و پس از هر بار گردش دوباره به مکان اول خویش باز می‌گردد، به همین صورت، ستاره‌های دنباله‌دار، از جمله «ستاره هالی» که در سال 1912، از کنار زمین عبور کرد و سپس در سال 1986، دوباره بازگشت و هر بار گردش این ستاره به دور زمین، 76 سال طول می‌کشد. پس می‌بینیم که زمین، ماه، خورشید، ستاره‌های دنباله‌دار و هر چه که در مدارهای بیضی‌شکل و یا دایره‌ای هستی قرار دارد، دور می‌زند و برمی‌گردد.

آسمان، بخار آب را به صورت باران، امواج الکترومغناطیسی را به صورت امواج رادیویی، گازها را طی تغییراتی به آنچه که وجود دارند و هرچه که در آسمان است را به مکان اول خویش برمی‌گرداند، (مانند ستاره‌ها)، زیرا در آسمان می‌چرخند و می‌گردند و در مسیری دایره‌ای یا بیضی‌شکل در حرکتند. پس اگر خداوند در کلامی شگفت‌انگیز می‌فرماید : {وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ }به این معنی است که این قرآن از جانب خالق هستی، نازل شده و در می‌یابی که این توصیف، از جانب خدا، خالق هستی و پدیدآورنده آن است.

بازگرداندن بخار آب

بازگرداندن نیتروژن

بازتاب امواج رادیویی

عظمت آفرینش آسمان ها

( نقل از : پیام قرآن ناصر مکارم)

در آیه 57 سوره مؤمن مى خوانیم: (لَخَلْقُ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ): «آفرینش آسمان ها و زمین، از آفرینش انسان ها عظیم تر است، ولى بیشتر مردم نمى دانند».

درست است که غالب مفسران این آیه را پاسخى به مجادله مشرکان در مورد معاد دانسته اند(1)، یعنى شما درباره بازگشت مجدد انسان اظهار تردید مى کنید، در حالى که آفرینش انسان ها بالاتر از آفرینش آسمان ها و زمین نیست; بلکه آفرینش آسمانها و زمین، از آن برتر و بالاتر است. ولى جمله: (وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ) اشاره به این حقیقت است که عظمت آسمان ها، براى اکثریت مردم، ناشناخته بوده است.

علم و دانش امروز با این که اسرارفوق العاده و بسیار مهمى از وجود انسان ها کشف کرده که یک هزارم آن در گذشته نیز شناخته شده نبود; با این حال اکتشافاتى که در مورد عظمت آسمان ها شده، نشان مى دهد که خلقت آسمان ها و زمین به مراتب از خلقت انسان ها با تمام عجایبى که دارند برتر و بالاتر است.

جدیدترین اطلاعات دانشمندان در زمینه آسمان ها مخصوصاً کهکشان ها به ما مى گوید: تاکنون به وسیله دوربین هاى عظیم نجومى، بیش از یک میلیارد کهکشان در آسمان ها کشف شده، که یکى از آنها کهکشان راه شیرى نام دارد و منظومه شمسى ما جزء ناچیزى از آن به شمار مى رود; زیرا تنها در این کهکشان ما بیش ازیکصد میلیارد ستاره وجود دارد که خورشید با آن عظمتش یکى از ستارگان متوسط در میان این خیل عظیم ستارگان است.

وسعت آسمان ها آنچنان است که نه تنها پیمودن آن با وسائل ساخته دست بشر غیر ممکن به نظر مى رسد; بلکه اگر بر بال و پر ذرات نور ـ که آن قدر سریع حرکت مى کنند که سرعت آنها در یک ثانیه به سیدصد هزار کیلومتر مى رسد ـ سوار شویم و راهى آسمان ها گردیم، باز میلیاردها سال نورى طول مى کشد تا بتوانیم بخش شناخته شده این جهان را سیر کنیم.

با توجّه به این که هر قدر تلسکوپ ها و دوربین هاى عظیم نجومى بزرگ تر و دقیق تر مى شود; جهان هاى تازه اى براى ما کشف مى گردد. معلوم نیست که در ماوراى آنچه ما مى بینیم و مى شناسیم، چه عوالمى وجود دارد و اى بسا آنچه با عظیم ترین تلسکوپ ها دیده مى شود، فقط گوشه کوچک و ناچیزى از این جهان پهناور باشد. یکى از دانشمندان در همین زمینه مى گوید: تمام این دنیاى عظیم را که ما مى بینیم جز ذره کوچک و عظیم بى مقدارى، از یک دنیاى عظیم تر نیست.(2)

اینجا است که به عمق آیه فوق پى مى بریم که مى گوید: آفرینش آسمان ها و زمین مسلماً از آفرینش انسان ها بزرگتر است، ولى اکثر مردم نمى دانند.

آیا بیان چنین مطالبى در عصر نزول قرآن، آن هم در نقطه اى که از عقب مانده ترین نقاط جهان بود، به وسیله یک فرد درس نخوانده، معجزه محسوب نمى شود؟

به این ترتیب به پایان بحثى که درباره اعجاز علمى قرآن بیان کردیم مى رسیم، هر چند هنوز نکات ناگفته فراوان است.

ما معتقدیم بررسى شانزده نمونه فوق بطور منصفانه، این حقیقت را به هر انسان بى نظرى ثابت مى کند که این کتاب بزرگ یعنى قرآن محال است ساخته مغز بشرى باشد.

1. به تفسیرهاى مجمع البیان، صافى، فخر رازى، کشاف، روح المعانى و روح البیان مراجعه شود.
2. مجلّه فضا، شماره 56، فروردین 1351.

سوگندهای قرآن به آسمان

( برگرفته از مقاله «موارد قسم خدا» مرکز فرهنگ و معارف قرآن)

قسم خداوند به (آسمان)، جهت تأكيد بر حتميّت عذاب مکذّبان:
وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ‌ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ. (سوره طور/ آیه۵.)

قسم خداوند به آسمان و برجهاى آن، براى تأكيد بر نفرین به اصحاب اخدود:
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ‌ ..........قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ (سوره بروج آیه 1 و4)

سوگند خداوند به آسمان، جهت تأكيد بر مراقبت از انسان و اعمال او:
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ‌....... إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ. (سوره طارق آیه 1 و4)

قسم خداوند به آسمان و به بازگشتهاى مكرّر آن «بارانهاى پياپى يا طلوع و غروبهاى خورشید، ماه و ستارگان» براى بيان فارق بودن قرآن بين حق و باطل:
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ‌...... إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ. (سوره طارق آیه 11 و 13)

قسم خداوند به آسمان، در مورد رستگاری اهل تزکیه:
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها ....قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها. (سوره شمس آیه 3 و9)

تأكيد خداوند بر زیانکاری و تباهى گناهکاران، با قسم خوردن به آسمان:
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها..... وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.(سوره شمس آیه 3 و10)

قسم خداوند به آسمان تزيين يافته با ستارگان:
وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ‌ إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ. ذاریات/سوره۵۱، آیه۷

حکمت رنگ آبی آسمان در کلام امام صادق (ع)

حدیث توحید مفضل

در رنگ آسمان و حكمت و صواب تدبير آن بنگر. اين رنگ، مناسبترين و بهترين رنگ براى تقويت نور ديدگان است، حتى پزشكان به كسى كه ديدگانش آسيب ديده سفارش مى‌كنند كه همواره در رنگ سبز مايل به تيره بنگرد. برخى از طبيبان حاذق به كسى كه در بينايى او ضعفى به هم رسيده سفارش مى‌كنند كه در ظرف سبزى كه آكنده از آب باشد بنگرد.

بنگر كه خداوند جلّ و علا چگونه آسمان را در اين رنگ آفريد تا ديدگان را بربايد و از ديدن هميشگى آن ضعفى در چشم پديد نيايد؟ پس آنچه را كه حكيمان و دانايان با آزمايش و تجربه فراوان به آن رسيده‌اند، در كار آفرينش وجود دارد تا اهل عبرت درس گيرند و ملحدان بينديشند. خداى اينان را بكشد از جانب حق به كدام سوى مى‌گريزند؟ (سوره توبه، آيه 30)

ادامه نوشته

نعمت آفرینش زمین

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ

الَّذي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(سوره بقره آیه 21 و 22)
قرآن کریم در این آيات برای دعوت به عبادت (اعبدوا ربّكم) ، انذار از شرک (فلا تجعلوا لِلّه انداداً) و توصیه تقوا (لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ) با یادآوری نقش ربوبیت باریتعالی به ذکر برخی از مهمترین نعمت هاى الهى در دسترس می پردازد. مشاهده این نعمتها آنچنان واضح است که خطاب به همه مردم (أَيُّهَا ٱلنَّاسُ) گفته می شود وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ

در این آیات نخست از آفرينش زمين سخن مى‌گويد: «همان خدائى كه زمين را بستر استراحت شما قرار داد» «الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً».
اين مركب راهوارى كه شما را بر پشت خود سوار كرده و با سرعت سرسام آورى در اين فضا به حركات مختلف خود ادامه مى‌دهد، بى آن كه كمترين لرزشى بر وجود شما وارد كند، يكى از نعمت‌هاى بزرگ او است.
نيروى جاذبه‌اش كه به شما اجازه حركت، استراحت و ساختن خانه و لانه و تهيه باغ‌ها، زراعت‌ها و انواع وسائل زندگى مى‌دهد، نعمت ديگرى است.
هيچ فكر كرده‌ايد اگر جاذبه زمين نبود در يك چشم بر هم زدن همه ما و همه خانه‌هاى وسائل زندگى‌مان بر اثر حركت دورانى زمين به فضا پرتاب و در فضا سرگردان مى‌شد؟!
تعبير به: فِراش: «بسترِ استراحت» چه تعبير زيبائى است، فراش، نه تنها مفهوم آرامش، آسودگى خاطر و استراحت را در بر دارد كه گرم و نرم بودن و در حد اعتدال قرار داشتن نيز در مفهوم آن افتاده است.
جالب اين كه: چهارمين پيشواى شيعيان جهان امام سجاد على بن الحسين عليهما السلام در بيان شيوايش اين حقيقت را در تفسير همين آيه تشريح فرموده است:
جَعَلَها مُلائِمَةً بِطَبائِعِكُمْ، مُوافِقَةً لِاجْسادِكُمْ، وَ لَمْ‌يَجْعَلْها شَدِيدَةَ الْحَماءُ وَ الْحَرارَةِ فَتُحْرِقَكُمْ وَ لا شَدِيدَةَ الْبُرُودَةِ فَتَجْمَدَكُمْ، وَ لا شَدِيدَ طِيْبِ الرِّيحِ فَتَصَدَعَ هاماتِكُمْ، وَ لا شَدِيدَ النَّتْنِ فَتُعْطِبَكُمْ، وَ لا شَدِيدَةَ اللِّيْنِ كَالْماءِ فَتُغْرِقَكُمْ وَ لا شَدِيدَةَ الصَّلابَةِ فَتَمْتَنِعُ عَلَيْكُمْ فِي دُورِكُمْ وَ أَبْنِيَتِكُمْ وَ قُبُورِ مَوْتاكُمْ ... فَلِذلِكَ جَعَلَ لَكُمْ الأَرْضَ فِراشاً!:
«خداوند زمين را مناسب طبع شما قرار داد، و موافق جسم شما، آن را گرم و سوزان نساخت تا از حرارتش بسوزيد، و زياد سرد نيافريد تا منجمد شويد، آن را آن قدر معطر قرار نداد تا بوى تند آن به مغز شما آسيب رساند و آن را بدبو نيافريد تا مايه هلاكت شما گردد، آن را همچون آب قرار نداد كه در آن غرق شويد و نيز چنان سفت و محكم نيافريد، تا بتوانيد در آن خانه و مسكن بسازيد و مردگان را (كه وجودشان در سطح زمين مايه هزار گونه ناراحتى است) در آن دفن كنيد، ... آرى خداوند اين گونه زمين را بستر استراحت شما قرار داد».( تفسير نمونه جلد : 1 ، صفحه : 154)

قرآن، شرط هدایت شدن و به یقین رسیدن از طریق آیات طبیعت و كتاب شریعت را، دلِ آماده ، گوش شنوا «لقوم یسمعون»(یونس، 67)، تفکر و تعقل«لقوم یتفكّرون»(رعد، 3)، «لقوم یعقلون»(رعد، 4.)، صبور بودن و برخورداری از روحیه شکرگزاری«لكل صبّار شكور»(ابراهیم، 5)، ایمان به خدا (إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ.جاثيه - 3) می داند و این مقدور نیست مگر برای اهل خرد «لاولى النُهى»(طه، 128)، هوشیاران «لآیات للمتوسّمین»(حجر، 75)، و دانشمندان «لآیات للعالِمین»(روم، 22) و البته تنها متقین از این نشانه ها راه هدایت می یابند «هدىً للمتّقین»( بقره، 2.).

زمین یکی از نعمت هایی که در رستاخیز بابت آن بازخواست می شود از مکذبین سوال می شود آیا زمین را ظرف مناسب و کفایت کننده برای زندگان و مردگان قرار ندادیم؟ (أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَ أَمْواتاً. مرسلات- 25 و 26)

زمین سفره گسترده نعمات حلال و پاکیزه الهی است (يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً ) و دریغ است که میهمانان متنعم برسر این سفره از شیطان پیروی کنند ( وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ. بقره -168). خدایی که بر همه چیز آگاه است همه نیازمندی های انسان را در زمین مهیا کرده است (هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ......وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ. ) ولی شکرگزاران این نعمت ها اندکند(وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ.اعراف -10) حرکت این سیاره بگونه ای است که در عین اینکه با سرعت هزار و ۶۷۰ کیلومتر در ساعت به دور خود می چرخد و با سرعت ۱۱۰ هزار کیلومتر در ساعت به دور خورشید به خاطر استقرار کوهها در نقاط معین همچون گهواره ای آرام بنظر می رسد (أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً.نبأ 6 و 7) و این اسب چموش در عین حرکت ها و جهشها به آرامی به انسان سواری می دهد

﴿و هو الذي مد الارض و جعل فيها رواسي و أنهاراً و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي اللّيل النهار ان في ذلك لآيات لقومٍ يتفكرون﴾, در آيهٴ بعد هم فرمود: ﴿و في الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخيل صنوان و غير صنوان يسقي بماء واحد﴾، ساقي كيست؟ روشن نيست ولي در ذيل به عنوان متكلم مع‌الغير فرمود: ﴿و نفضل بعضها علي بعض في الاكل ان في ذلك لآيات لقوم يعقلون﴾, در اين آياتي كه مستقيماً اين تدبير را به خدا نسبت مي‌دهد نمي‌خواهد نظام علّي و معلولي را انكار كند و وسايط را القاء كند و بگويد احدي در اين كار نقشي ندارد به شهادت اينكه همين كارها را در ساير سور به جنود الهي نسبت مي‌دهد كه آنها اين كارها را مي‌كنند منتها باذنه تعالي و به شهادت اينكه سراسر موجودات جهان امكان را قرآن كريم سپاهيان حق مي‌داند ﴿وَ للّه جنود السماوات والارض﴾[فتح، آيهٴ 4] ﴿و ما يعلم جنود ربك الا هو﴾[مدثر، آيهٴ 31], چيزي در عالم نيست كه مأمور الهي نباشد هم ﴿ولله جنود السموات والارض﴾, هم ﴿و ما يعلم جنود ربك الا هو﴾ پس كل موجودٍ فهو جنديٌ و مأمورٌ من عندالله تعالي, و اگر اين كارها را به خودش نسبت مي‌دهد براي اينكه علت‌العلل اوست و براي اينكه ديگران اگر كاري انجام مي‌دهند باذنه تعالي خواهد بود و يؤيّدهُ اينكه همين مطالب را در ساير سور با ضمير متكلم مع‌الغير و با صيغهٴ متكلم مع‌الغير بيان مي‌كند اگر در اينجا فرمود ﴿و هو الذي مد الارض﴾, در سورهٴ حجر مي‌فرمايد ﴿والارض مددناها﴾[حجر، آيهٴ 19], ما اين كار را كرديم معمولاً مواردي كه با متكلم مع‌الغير ذكر مي‌شود جايي است كه مأموران الهي باذن الله نقشي دارند صرف تفنن در تعبير نيست يا صرف تفخيم وتعظيم نيست كه از شخص واحد به عنوان متكلم مع‌الغير نام ببرند. زيرا در آيات توحيد آنجا كه صحبت از الوهيت حق است كه شايستهٴ تعظيم و تكريم است هيچ جا متكلم مع‌الغير گفته نشده ﴿لا اله الا انا﴾ ﴿فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي﴾[, آنجا كه فرمان است و صحبت از الوهيت است و صحبت از ربوبيت است كه عظيم‌ترين مقام تدبير است آنجا را با ضمير مفرد و متكلم وحده و امثال ذلك ذكر مي‌كند هيچ گاه لا اله الا نحن نيامده ﴿لا اله الا انا﴾, بنابراين آنجا كه متكلم مع‌الغير مطرح است براي اِشعار به اين مطلب است كه مأموران الهي باذن الله دخالتي دارند كاري است كه با مأموران الهي انجام مي‌گيرد و اما آنجا كه مأموران الهي هيچ نقشي ندارند آن جريان الوهيت است آنجا سخن از متكلم مع‌الغير نيست اما جايي كه فرشتگان كه مأموران الهي‌اند باذن الله موظف‌اند كاري را انجام بدهند در آن بخش با ضمير متكلم مع‌الغير و صيغهٴ متكلم مع‌الغير و امثال ذلك آمده است در سورهٴ حجر آيهٴ نوزده به بعد همين جرياني كه در سورهٴ رعد به افراد ذكر كرده ﴿و هو الذي مد الارض﴾, در سورهٴ حجر آمده ﴿والارض مددناها﴾, ما اين‌كار را كرديم معلوم مي‌شود ديگران هم مي‌كنند و چون ديگران مأموران الهي‌اند در تحت تدبير رب‌العالمين‌اند پس نظام نظام سبب و مسببيت است تا برسد به مسبب‌الاسباب آن كسي كه مسبب اسباب است و مبدأ نخستين است او هم افعال به او اسناد دارد حقيقتاً و هم افعال ديگران افعال او به حساب مي‌آيد در حقيقت ﴿و الارض مددناها والقينا فيها رواسي﴾[حجر، آيهٴ 19.], اگر در سورهٴ رعد همين سورهٴ محل بحث هر دو را با فعل مفرد ذكر كرد فرمود ﴿مد الارض و جعل فيها رواسي﴾ در سورهٴ حجر مي‌فرمايد ﴿والارض مددناها و القينا فيها رواسي﴾, و اگر در سورهٴ رعد فرمود: ﴿و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين﴾ در سورهٴ حجر مي‌فرمايد: ﴿و أنبتنا فيها من كل شيء موزون﴾ اين را به عنوان متكلم مع‌الغير اسناد مي‌دهد ﴿و جعلنا لكم فيها معايش و من لستم برازقين﴾ (تفسیر تسنیم)

نقش زمین در تامین غذای انسان و حیوانات

در سوره عبس به اهمیت عوامل اصلی تامین غذای انسان و حیوانات پرداخته شده (فَلْیَنظرِ الانسنُ إِلی طعَامِهِ عبس - 24 انسان باید به غذای خویش بنگرد) و پس از ذکر نقش باران به زمین به عنوان بستری مناسب برای رویش میوه ها و علوفه برای تامین غذای انسان و حیوانات اشاره شده است:

أَنَّا صبَبْنَا الْمَاءَ صبًّا(25) ثمَّ شقَقْنَا الاَرْض شقًّا(26) فَأَنبَتْنَا فِیهَا حَبًّا(27) وَ عِنَباً وَ قَضباً(28) وَ زَیْتُوناً وَ نخْلاً(29) وَ حَدَائقَ غُلْباً(30) وَ فَکِهَةً وَ أَبًّا(31) مَّتَعاً لَّکمْ وَ لاَنْعَمِکمْ(32)

25 - ما آب فراوانی از آسمان فروریختیم !

26 - سپس زمین را از هم شکافتیم .
27 -
و در آن دانه های فراوانی رویاندیم . تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 144
28 - و انگور و سبزی بسیار،
29 - و زیتون و نخل فراوان ،
30 - و باغهایی پر درخت ،
31 - و میوه و گیاهان خودرو ،

از آنجا که آیات قبل سخن از مساءله معاد می گفت ، و آیات آینده نیز با صراحت بیشتری از این مساءله سخن می گوید، به نظر می رسد که آیات مورد بحث به منزله دلیلی است برای مساءله معاد که از طریق بیان قدرت خداوند بر همه چیز، و همچنین احیای زمینهای مرده به وسیله نزول باران که خود نوعی معاد در عالم گیاهان است ، امکان رستاخیز را اثبات می کند.

بعد از ذکر موضوع آب که یکی از ارکان مهم رویش گیاهان است ، به سراغ رکن مهم دیگر یعنی ((زمین )) می رود، و می افزاید: ((سپس زمین را از هم شکافتیم )) (ثم شققنا الارض شقا).
بسیاری از مفسران گفته اند که این شکافتن اشاره به شکافتن زمین به وسیله جوانه های گیاهان است ، و به راستی این یکی از عجائب است که جوانهای با آنهمه نرمی و لطافت خاکهای سخت را می شکافد، و گاه در کوهستانها از لابلای سنگها عبور کرده ، سر بیرون می آورد، چه قدرت عظیمی خالق بزرگ در این جوانه لطیف آفریده است که می تواند این چنین قدرتنمایی کند؟!
تفسیر دیگری که برای این تعبیر به نظر می رسد و از جهاتی ترجیح دارد این است که منظور از شکافتن زمین خرد شدن سنگهای سطح آن است .
توضیح اینکه : در آغاز سطح زمین را قشر عظیمی از سنگها پوشانده بود، بارانهای سیلابی پی در پی فرو باریدند، و سنگها را شکافتند، ذرات آن را جدا کردند و در قسمتهای گود زمین گستردند، و به این ترتیب توده خاک قابل زراعت تشکیل شد، و هم اکنون نیز سیلابها قسمتی از آنها را در خود حل کرده به دریا می ریزند، اما خاکهای جدیدی که به وسیله برف و باران مجددا تشکیل می شود جای آن را می گیرد، و گرنه انسان گرفتار کمبود خاک زراعتی می شد!(تفسیر نمونه)

کلام امام صادق در مورد زمین

ای مفضل! بنگر. از جمله گستردگی این زمین و کشیدن آن است. اگر اینگونه وسیع و گسترده نبود چگونه جایها و مساکن مردم، کشتزارها، چراگاهها، جنگلها و درختان، داروهای فراوان، معادن بی شمار و پر فایده و بسیار را در خود جای می داد؟

چه بسا کسی این فلاتهای خشک و دشتهای دهشت آور را بی ثمر و بیهوده

بینگارد. حال آنکه این جایها، جایگاه حیوانات و مسکن و چراگاه آنهاست.

نیز آنگاه که مردم در اضطرار می افتند که از وطن خود به جای دیگر رحل اقامت افکنند به این مناطق می روند. چه بسیار فلاتها و دشتها که به کاخها و بهشتها تبدیل شده و مردم در آنها سکنی گزیده اند! اگر زمین گسترده نبود گویی که مردم در میان حصاری تنگ گرفتارند و اگر ضرورت و امری ناگوار ناچارشان کرد که ترک وطن کنند هیچ مکانی نمی یافتند.

آنگاه در آفرینش زمین و در این شکل و هیات بنگر. زمین آنگونه آرام است که گویی هیچ حرکتی ندارد و ساکت است و برای استقرار و ثبات اشیا جای مناسبی است. مردم می توانند بر روی آن در رفع نیازهایشان بکوشند، آرام بنشینند، براحتی بخوابند و هیچ تزلزلی در کارشان پدید نیاید.

اگر زمین، لرزان و ناآرام بود اینان قادر به ساخت بنا، نجاری و یا هر صنعت و حرفه دیگر نبودند و اگر زمین زیر پایشان می لرزید زندگی برای اینان گوارا نبود. اگر به حال مردم که در وقت وقوع زلزله زود گذر پدید می آید و اینان خانه و کاشانه خود را می گذارند و از آنها فرار می کنند، بنگری به این سخن بیشتر پی می بری.

(سطح و پوسته زمین که به کار مردم می آید) آنگونه که خدایش آفریده، سرد و خشک است، سنگ نیز اینگونه است. فرق بخشهایی از زمین با سنگ، خشکی بیشتر سنگ است. براستی اگر همه زمین مانند سنگ سخت، می گشت، آیا روینده ای بر زمین می رویید تا غذای حیوانی باشد و یا شخم و ساخت، ممکن می گشت؟؟

آیا نمی بینی که از خشکی و سختی سنگ، کاسته شده و جای جای زمین (به صورت خاک) سست و نرم گشته تا بتوان با آن کاری کرد و زندگی را بر آن استناد داد؟(توحید مفضل )

مقالات:

آغاز جهان نقشه و هدف، يا تصادف

(نوشته:فرانک آلن در کتاب اثبات وجود خدا)

https://ensani.ir/file/download/article/20120507095006-6019-57.pdf

شايستگي زمين براي زندگي به اندازه اي زياد است که نمي توان پيدايش حيات را بر آن نتيجه تصادف دانست: نخست اين که زمين کره اي است که به آزادي درفضا به حال تعادل است ( به گفته کتاب ايوب از عهد قديم: « او ( خدا ) زمين را به روي هيچ آويخته است » (5) ) و برگرد محورخود حرکت دَوَراني روزانه دارد که از آن شب و روز حادث مي شود، و در عين حال حرکت انتقالي سالانه به دور خورشيد را نيز انجام مي دهد. اين حرکت ها سبب پيدا شدن تعادل و ثابت ماندن محور زمين در فضا مي شود، و چون تمايل محور قطبين نسبت به سطح حرکت انتقالي يعني دايره البروج (حدود 23 درجه ) با آن حرکات ضميمه مي شود، نتيجه آن است که فصول سال نظمي پيدا مي کند و سطح قابل سکونت زمين مضاعف مي شود و بيش از آنچه برکره ي ثابتي امکان وجود زندگي گياهي باشد بر اين کره گردان حيات نباتي تنوع و توسعه پيدا مي کند.
دوم اين که جوي که ازگازهاي نگاهبان زندگي بر سطح زمين تشکيل شده، آن اندازه ضخامت ( حدود هشتصد کيلومتر ) و غلظت دارد که بتواند همچون زرهي زمين را از شر مجموعه ي مرگبار بيست ميليون سنگ آسماني در روز که با سرعتي حدود پنجاه کيلومتر در ثانيه به آن برخورد مي کنند، در امان نگاه دارد. جو زمين، علاوه برکارهاي ديگري که دارد، درجه ي حرارت را بر سطح زمين در حدود شايسته براي زندگي نگاه مي دارد، و نيز ذخيره ي بسيار لازم آب و بخار آب را از اقيانوس ها به خشکي ها انتقال مي دهد، که اگر چنين نبود، همه قاره ها به صورت کويرهاي خشک غيرقابل زيستي درمي آمد. به اين ترتيب، بايدگفت که اقيانوس ها و جو زمين همچون چرخ لنگري براي زمين هستند.

ادامه نوشته

زمین قرارگاه مناسب انسان

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا ( سوره غافر آیه 64)

خدا [همان] كسى است كه زمين را براى شما قرارگاه ساخت

این آیات همچنان بحث از مواهب بزرگ الهی و شمول آن نسبت به بندگان را ادامه می دهد، تا هم شناخت بیشتری به آنها عطا کند، و هم امید افزونتری تا در پرتو آن به مقام دعا بر آیند و از اجابت برخوردار شوند.
جالب اینکه در آیات گذشته سخن از نعمتهای زمانی یعنی شب و روز بود و در اینجا سخن از نعمتهای مکانی یعنی قرارگاه زمین و سقف مرتفع آسمان است ، می فرماید: خداوند همان کسی است که زمین را برای شما جایگاه مطمئن و آرامی قرار داد الله الذی جعل لکم الارض قرارا).
آری او تمام شرائطی را که برای یک قرارگاه مطمئن و آرام لازم است در کره زمین آفریده ، محلی است ثابت و خالی از هر گونه تزلزل ، هماهنگ با ساختمان روح و جسم انسان ، دارای منابع گوناگون ، مشتمل بر همه وسائل مورد نیاز انسان ، بسیار گسترده و مباح و رایگان .

در سوره نمل آیه 61 نیز ضمن بازپرسی و محاکمه مشرکان با بیان روشنترین دلائل توحیدو اشاره به دوازده نمونه از مواهب بزرگ خداوند میفرماید:

أَمَّن جَعَلَ الاَرْض قَرَاراً (آیا بتهائی که معبود شما هستند بهترند ) یا کسی که زمین را مستقر و آرام قرار داد؟

مرکب راهوار

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاْ َرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ (ملک 15)

او کسى است که زمین را براى شما رام کرد، بر پشت آن راه بروید و از روزى خداوند بخورید; و ( بازگشت و) اجتماع همه تنها به سوى اوست.

به دنبال بحثهائی پیرامون دوزخیان و بهشتیان ، و کافران و مؤ منان در آیات قبل، برای ترغیب و تشویق به پیوستن به صفوف بهشتیان ، و برحذر بودن از راه و رسم دوزخیان ، به ذکر بخشی از نعمتهای الهی ، و سپس به قسمتی از عذابهای او، اشاره می کند.
می فرماید: ((او کسی است که زمین را برای شما رام کرد)) (هو الذی جعل لکم الارض ذلولا).
((پس بر شانه ها و صفحه زمین راه بروید، و از روزیهای پروردگار بخورید، و بدانید بازگشت همه به سوی او است )) (فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النشور).
((ذلول )) به معنی ((رام )) جامعترین تعبیری است که درباره زمین ممکن است بشود.
چرا که این مرکب راهوار با حرکات متعدد و بسیار سریعی که دارد آنچنان آرام به نظر می رسد که گوئی مطلقا ساکن است ، بعضی از دانشمندان می گویند زمین چهارده نوع حرکت مختلف دارد که سه قسمت آن حرکت به دور خود، و حرکت به دور خورشید، و حرکت همراه مجموعه منظومه شمسی در دل کهکشان است ، این حرکات که سرعت زیادی دارد چنان نرم و ملایم است که تا براهین قطعی بر حرکت زمین اقامه نشده بود کسی باور نمی کرد حرکتی در کار باشد!
از سوی دیگر، پوسته زمین نه چنان سفت و خشن است که قابل زندگی نباشد، و نه چنان سست و نرم است که قرار و آرام نگیرد، بلکه کاملا برای زندگی بشر رام است ، اگر فی المثل غالب سطح زمین باتلاقهائی بود که همه چیز در آن فرو می رفت ، یا ماسه های نرمی که پای انسان تا زانو در آن فرو می نشیند یا سنگهای تیز و خشنی که با مختصر راه رفتن بدن انسان را کوفته و مجروح می کند، آنوقت معنی ناآرامی زمین روشن می شد.
از سوی سوم ، فاصله آن از خورشید نه چندان کم است که همه چیز از شدت گرما بسوزد، و نه چندان دور است که همه چیز از سرما بخشکد، فشار هوا بر کره زمین آنچنان است که آرامش انسان را تاءمین کند، نه آن قدر زیاد است که او را خفه کند، و نه آن قدر کم است که از هم متلاشی شود، جاذبه زمین نه آنقدر زیاد است که استخوانها را درهم بشکند، و نه آن قدر کم است که با یک حرکت انسان از جا کنده شود و در فضا پرتاب شود!
خلاصه از هر نظر ((ذلول )) و رام و مسخر فرمان انسان است ، جالب اینکه بعد از توصیف زمین به ذلول بودن دستور می دهد که بر ((مناکب )) آن راه بروید، و می دانیم ((مناکب )) جمع ((منکب )) (بر وزن مغرب ) به معنی شانه است ، گوئی انسان پا بر شانه زمین می گذارد و چنان زمین آرام است که می تواند تعادل خود را حفظ کند.
در عین حال اشاره ای است به اینکه تا گامی برندارید و تلاشی نکنید بهرهای از روزیهای زمین نخواهید داشت !
تعبیر به ((رزق )) نیز تعبیر بسیار جامعی است که تمام مواد غذائی زمین را اعم از حیوانی و گیاهی و معدنی شامل می شود.
ولی بدانید اینها هدف نهائی آفرینش شما نیست ، اینها همه وسائلی است در مسیر ((نشور)) و رستاخیز و حیات ابدی شما، به دنبال این تشویق و تبشیر به سراغ تهدید و انذار می رود، و می افزاید: ((آیا خود را از عذاب کسی که حاکم بر آسمان است در امان می دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را در خود فرو برد، و دائما به لرزش خود ادامه دهد))؟! (ء اءمنتم من فی السماء ان یخسف بکم الارض فاذا هی تمور).
آری اگر او دستور دهد این زمین ذلول و آرام طغیان می کند، و به صورت حیوان چموشی درمی آید، زلزله ها شروع می شود، شکافها در زمین ظاهر می گردد و شما و خانه ها و شهرهایتان را در کام خود فرو می بلعد، و باز هم به لرزه و اضطراب خود ادامه می دهد.
جمله ((فاذا هی تمور)) (آن پیوسته حرکت می کند و ناآرام است ) ممکن است اشاره به این باشد که خدا می تواند فرمان دهد زمین شما را فرو برد و پیوسته از نقطه ای به نقطه ای دیگر در درون خود منتقل سازد حتی قبر شما هم آرام نباشد!
یا اینکه زمین آرامش خود را برای همیشه از دست دهد، و زلزال دائمی بر آن حاکم گردد، درک این معنی برای کسانی که در بعضی از مناطق زلزله خیز زندگی کرده اند و دیده اند گاه زمین در چند شبانه روز مطلقا آرامشی ندارد و خواب و خوراک و راحت را از همگان سلب می کند، بسیار آسان است ، اما برای غالب ما مردم که به آرامش زمین عادت کرده ایم مشکل است ( تفسیر نمونه)