در بین سیارات منظومه شمسی، زمین سومین سیاره است. سیاره زمین به دلیل:

قرار گرفتن در فاصله ایمن از خورشید

داشتن آب روی سطح خود

برخورداری از دما و جو مناسب

به تعبیر قرآن همچون فرشی مناسب ( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً بقره - 22)با حرکتی آرام (هو الذى جعل لكم الارض ذلولاً ملك، 15)، آرامبخش چون گهواره (الذى جعل لكم الارض مهداً طه، 53.) و کفایت کننده نیاز موجودات (الم نجعل الارض كفاتا مرسلات، 15) زندگی انسان روی خود را امکان پذیر کرده است.

زیباسازی زمین

اين جنگلها اين درياها اين صحراها اين كوهها اينها زيور زمين‌اند، اگر كوير بود كه زينت نداشت فرمود: ﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَي الأرْضِ زِينَةً لَّهَا﴾[کهف، آيهٴ 6] نه «لكم» ما اين زمين را از كويري در آورديم اين زمين را مزيّن كرديم اين باغ زينة الارض است، چرا اين را زينت داديم؟ ﴿لِنَبْلُوَ هُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾[كهف، آيهٴ 7.]،

﴿و هو الذي مد الارض و جعل فيها رواسي و أنهاراً و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي اللّيل النهار ان في ذلك لآيات لقومٍ يتفكرون﴾, در آيهٴ بعد هم فرمود: ﴿و في الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخيل صنوان و غير صنوان يسقي بماء واحد﴾، ساقي كيست؟ روشن نيست ولي در ذيل به عنوان متكلم مع‌الغير فرمود: ﴿و نفضل بعضها علي بعض في الاكل ان في ذلك لآيات لقوم يعقلون﴾, در اين آياتي كه مستقيماً اين تدبير را به خدا نسبت مي‌دهد نمي‌خواهد نظام علّي و معلولي را انكار كند و وسايط را القاء كند و بگويد احدي در اين كار نقشي ندارد به شهادت اينكه همين كارها را در ساير سور به جنود الهي نسبت مي‌دهد كه آنها اين كارها را مي‌كنند منتها باذنه تعالي و به شهادت اينكه سراسر موجودات جهان امكان را قرآن كريم سپاهيان حق مي‌داند ﴿وَ للّه جنود السماوات والارض﴾[1] ﴿و ما يعلم جنود ربك الا هو﴾[2], چيزي در عالم نيست كه مأمور الهي نباشد هم ﴿ولله جنود السموات والارض﴾, هم ﴿و ما يعلم جنود ربك الا هو﴾ پس كل موجودٍ فهو جنديٌ و مأمورٌ من عندالله تعالي, و اگر اين كارها را به خودش نسبت مي‌دهد براي اينكه علت‌العلل اوست و براي اينكه ديگران اگر كاري انجام مي‌دهند باذنه تعالي خواهد بود و يؤيّدهُ اينكه همين مطالب را در ساير سور با ضمير متكلم مع‌الغير و با صيغهٴ متكلم مع‌الغير بيان مي‌كند اگر در اينجا فرمود ﴿و هو الذي مد الارض﴾, در سورهٴ حجر مي‌فرمايد ﴿والارض مددناها﴾[3], ما اين كار را كرديم معمولاً مواردي كه با متكلم مع‌الغير ذكر مي‌شود جايي است كه مأموران الهي باذن الله نقشي دارند صرف تفنن در تعبير نيست يا صرف تفخيم وتعظيم نيست كه از شخص واحد به عنوان متكلم مع‌الغير نام ببرند. زيرا در آيات توحيد آنجا كه صحبت از الوهيت حق است كه شايستهٴ تعظيم و تكريم است هيچ جا متكلم مع‌الغير گفته نشده ﴿لا اله الا انا﴾[4] ﴿فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي﴾[5], آنجا كه فرمان است و صحبت از الوهيت است و صحبت از ربوبيت است كه عظيم‌ترين مقام تدبير است آنجا را با ضمير مفرد و متكلم وحده و امثال ذلك ذكر مي‌كند هيچ گاه لا اله الا نحن نيامده ﴿لا اله الا انا﴾, بنابراين آنجا كه متكلم مع‌الغير مطرح است براي اِشعار به اين مطلب است كه مأموران الهي باذن الله دخالتي دارند كاري است كه با مأموران الهي انجام مي‌گيرد و اما آنجا كه مأموران الهي هيچ نقشي ندارند آن جريان الوهيت است آنجا سخن از متكلم مع‌الغير نيست اما جايي كه فرشتگان كه مأموران الهي‌اند باذن الله موظف‌اند كاري را انجام بدهند در آن بخش با ضمير متكلم مع‌الغير و صيغهٴ متكلم مع‌الغير و امثال ذلك آمده است در سورهٴ حجر آيهٴ نوزده به بعد همين جرياني كه در سورهٴ رعد به افراد ذكر كرده ﴿و هو الذي مد الارض﴾, در سورهٴ حجر آمده ﴿والارض مددناها﴾, ما اين‌كار را كرديم معلوم مي‌شود ديگران هم مي‌كنند و چون ديگران مأموران الهي‌اند در تحت تدبير رب‌العالمين‌اند پس نظام نظام سبب و مسببيت است تا برسد به مسبب‌الاسباب آن كسي كه مسبب اسباب است و مبدأ نخستين است او هم افعال به او اسناد دارد حقيقتاً و هم افعال ديگران افعال او به حساب مي‌آيد در حقيقت ﴿و الارض مددناها والقينا فيها رواسي﴾[6], اگر در سورهٴ رعد همين سورهٴ محل بحث هر دو را با فعل مفرد ذكر كرد فرمود ﴿مد الارض و جعل فيها رواسي﴾ در سورهٴ حجر مي‌فرمايد ﴿والارض مددناها و القينا فيها رواسي﴾, و اگر در سورهٴ رعد فرمود: ﴿و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين﴾ در سورهٴ حجر مي‌فرمايد: ﴿و أنبتنا فيها من كل شيء موزون﴾[7] اين را به عنوان متكلم مع‌الغير اسناد مي‌دهد ﴿و جعلنا لكم فيها معايش و من لستم برازقين﴾[8]

سياره مناسب برای ايجاد حيات

سياره زمين براي ايجاد حيات كه در عين حال ويژه‌ترين خصوصيت آن است، ويژگي‌هاي ايده‌آل ديگري را براي زمينه‌سازي آن پيدا كرده است. در ميان سيارات موجود در منظومه شمسي، داشتن آب به صورت مايع در سطح بيروني، يكي از برجسته‌ترين ويژگي‌هايي است كه منجر به شكل‌گيري حيات شده است.

شگفت‌انگيزترين ويژگي زمين وجود آب به صورت مايع به مقدار خاص در سطح بيروني آن است. (وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ ۖ وَإِنَّا عَلَىٰ ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ -و از آسمان، آبى به اندازه‌ى (معين) فرو فرستاديم، و آن را در زمين جاى داديم و همانا ما بر بردن آن قادريم.)

كسي نمي‌داند چرا زمين دقيقا اينقدر آب دارد او ادامه مي‌دهد: زمين از آن جهت قابل اشاره است كه اين مقدار آب آن نه آنقدر زياد است كه تمام كوه‌ها و خشكي‌ها را بپوشاند و نه آنقدر كم كه همه سطح زمين مانند سطح مريخ و زهره (خواهرخوانده‌هاي زمين)‌ خشك باشد.

علاوه بر ويژگي‌هاي ديگر كه خاص هستند، اين آب كره زمين است كه در مايع بودن، طولاني‌اش ويژه و خاص است. چگونه كره زمين توانسته است آن را به صورت مايع در اقيانوس‌ها حفظ كند، در صورتي كه در كرات ديگر يا يخ زده يا سوخته (اكسيد شده)‌ است.

مطمئنا فاصله خاص زمين از خورشيد چنين چيزي را ممكن كرده است، به طوري كه سياره نزديك‌تر به خورشيد انرژي بيشتري را دريافت مي‌كند و سياره دورتر بسرعت يخ مي‌زند.

همين موقعيت در منظومه شمسي، جايگاه ويژه‌اي براي زمين فراهم مي‌آورد كه در نتيجه بروز سطح تكتونيك صخره‌هاي موج‌داري شكل داده كه از فراز بلندترين رشته كوه‌هاي مخروطي تا عميق‌‌ترين جاي اقيانوس كشيده شده‌اند.

والنسيو مي‌افزايد: داشتن سطح تكتونيك زمين را مساعد چرخه سيليكات كربن مي‌كند از آن‌رو بر معيارهاي زماني زمين‌شناسي تاثير مي‌گذارد. با وجود چرخه سيليكات كربن، سطوح كربن در جو زمين قاعده‌مند شده و در نتيجه آن دماي سطح زمين در محدوده خاصي مي‌ماند كه در آن آب به حالت مايع است.

سطح تكتونيك و آب به طور پيچيده‌اي به هم مرتبط هستند. سطوح تكتونيك با قاعده‌مند كردن دما موجب شكل‌گيري آب مايع شده و به قول بيشتر دانشمندان، آب مايع نيز موجب شكل‌گيري سطوح جديدتري از تكتونيك مي‌شود.

در سياره زهره، آب و سطوح تكتونيك، سطوح عميق دريا، كوه‌هاي شيب‌دار و قاره‌هاي خشك ديده نمي‌شود ولي گاهي تكانه‌ها و آتشفشان‌هايي رخ مي‌دهد.

ديگر جنبه ويژه كره زمين‌ اندازه آن است. زمين اگر از اين اندازه‌اي كه دارد كمي كوچك‌تر مي‌بود، نمي‌توانست اين اتمسفر ارزشمند را حفظ كند و اگر كمي هم بزرگ‌تر بود، حجم عظيمي از گاز مي‌شد كه در حرارت زياد آن حالت، ديگر حيات به وجود نمي‌آمد.

مشتري، برادر بزرگ‌تر سياره زمين، كه كمي دورتر در سيستم منظومه شمسي قرار دارد، جلوي برخورد بسياري از غبارها و ذرات فضايي با زمين را مسدود مي‌كند و توانسته براي شكل‌گيري حيات در زمين، پناهگاه ايمني فراهم آورد.

مشتري براي زمين، مثل يك جاروي بسيار بزرگ عمل مي‌كند. غبارها و ذرات فضايي منظومه شمسي را به سمت خود مي‌كشد. اين ذرات، صخره‌هايي به كوچكي خودروهاي ما و به بزرگي كره ماه هستند كه مي‌توانند در برخورد و با ايجاد وزش سنگين در سطح زمين، حيات را به مخاطره بيندازند. اين تاثير نگهدارنده (پوششي)‌ در سال‌هاي اوليه كه تازه كره زمين شكل مي‌گرفت، برايش خيلي مفيد بود.

حتي وقتي كاوشگر هويگنس درقمر تتيان فرود آمد در مطبوعات درباره شباهت آن با زمين سر و صداي زيادي به پا شد. شباهت به زمين؟ ولي اين سياره خيلي متفاوت از زمين است. سطح اين سياره پوشيده از گاز متان است. جو سياره زهره تقريبا به جو زمين شباهت دارد و فاصله‌اش هم از خورشيد تقريبا مانند زمين است.، اما سياره‌اي كاملا متفاوت است. هيچ اقيانوسي و سطح تكتونيكي وجود ندارد كه مكاني مناسب براي اسكان انسان باشد. تا امروز هيچ سياره‌اي خارج از منظومه شمسي پيدا نكرده‌‌ايم كه ويژگي‌هاي نزديك به زمين داشته باشد.

تقريبا 300 سياره جديد خارج از منظومه شمسي در كهكشان راه شيري رصد شده‌‌‌اند كه از مشتري داغ‌ترند. سيارات بزرگي كه خيلي نزديك به ستاره‌هايشان در حال چرخش هستند كه احتمال وجود حيات و آب مايع در سطحشان بعيد است.

حيات در كره زمين شايد بيشتر مديون ماه به عنوان نزديك‌ترين همسايه كيهاني آن باشد. ماه چرخش زمين را تنظيم مي‌كند و مانع حركت‌هاي ويرانگر قطب‌ها مي‌شود كه در صورت بروز ممكن است تغييرات عمده‌اي در آب و هواي زمين به وجود آيد كه در آن صورت به هيچ روي تداوم حيات مقدور نيست.

ماه همچنين موجب جزر و مد اقيانوس‌ها مي‌شود كه به گفته دانشمندان مي‌توانست بهترين جا براي زندگي اوليه بوده و موجبات تكامل اشكال اوليه حيات و بقاي آنها در زمين را فراهم آورد.

از پیدایش این کره خاکی ۴,۵ میلیارد سال می گذرد. زمانی که منظومه شمسی شکل گرفت و گاز و گردو غبار را با نیروی جاذبه به سمت خود کشید و زمین را ساخت. ابتدا این سیاره کره ای نیمه مذاب بود که کم کم هسته آن با نشست عناصر سنگین و جبه و پوسته آن با حرکت عناصر سبک تر به سطح آن شکل گرفت. چند میلیارد سال طول کشید تا زمین سرد و جامد شکل بگیرد و جو و اقیانوس ها به وجود آیند.

برای رسیدن به سپیده‌دم حیات باید تقریبا ۴ میلیارد سال عقب برویم. دورانی که اتمسفر زمین غلیظ و پر از کربن دی‌اکسید بود و خورشید هم درخشندگی کنونی‌اش را نداشت. منظومه‌ی شمسی تازه در حال تشکیل شدن بود و هنوز سنگ‌های آسمانی سرگردان زیادی در آن وجود داشت. این سنگ‌های سرگردان، مرتب سطح زمین را بمباران می‌کردند. دانشمندان از این دوران با نام دوره‌ی «بمباران سنگین» یاد می‌کنند. برخورد سنگ‌های بزرگ و کوچکی که قطر بعضی از آن‌ها حتی تا ۴۵۰ کیلومتر هم می‌رسید، پوسته‌ی زمین را به طور کامل مذاب کرده بود.

به نظر می‌رسد که در این دمای فوق‌العاده زیاد و محیط سمی، هیچ موجود زنده‌ای نمی‌تواند دوام بیاورد. ولی اکنون دانشمندان فکر می‌کنند که آجرهای اولیه‌ی سازنده‌ی حیات در همین محیط‌ جهنمی بوجود آمد.

فوران آتشفشان در اقیانوس ها، زمین لرزه ها و حرکت های قاره ای عواملی هستند که زمین ما را دچار تغییر و تکامل می کنند. با گذشت زمان و تغییراتی که در این کره خاکی ایجاد شده آن را مناسب برای رشد و زیست موجودات زنده کرده است.

رویداد بزرگ اکسیژنی که حدود ۲/۴ میلیارد سال پیش رخ داد، یکی از بزرگ‌ترین تحولات سیاره زمین بود. پیش از آن، اکسیژنی در اتمسفر وجود نداشت. تقریبا در نیمی از وجود سیاره ما (دوران پیش از رویداد بزرگ اکسیژنی یا GOE)، زمین عملا سیاره‌ای بیگانه و متفاوت بود. علاوه بر اینکه هوا تنفس‌پذیر نبود، اقیانوس‌ها نیز عاری از اکسیژن و سرشار از آهن محلول بودند، درحالی‌که زمین به‌طور مرگ‌باری تحت تابش نور فرابنفش قرار داشت، زیرا اتمسفر فاقد لایه اوزون بود.

قبل از رویداد بزرگ اکسیژنی، از دست دادن هیدروژن و وارد شدن آن به فضا به‌حدی بود که موجب عدم تعادل میان ایزوتوپ‌های هیدروژن می‌شد، زیرا هیدروژن از دوتریوم یعنی ایزوتوپ سنگین‌تر آن راحت‌تر فرار می‌کند. این عدم تعادل حاکی از آن است که زمین معادل یک چهارم آبی را که اقیانوس‌های آن را پر کرده بود، از دست داد. از دست دادن هیدروژنِ آب، اما حفظ اکسیژن، زمین را به سمت محیطی اکسیدکننده سوق داد. همین پدیده در مریخ نیز مشاهده می‌شود. مریخ به اندازه کافی اکسیژن دارد که پس از نشت هیدروژن از آب‌های آن به فضا، روی مریخ بماند و طی فرایند اکسایس سطح آن را قرمز کند.

روی زمین، با زمین‌شناسی فعال‌تر آن، موارد اضافه‌ای برای واکنش با اکسیژن وجود داشت. تجمع اکسیژن در اتمسفر فقط به نحوه تولید اکسیژن بستگی ندارد. تخریب اکسیژن نیز اهمیت دارد.جو اولیه زمین سرشار از گازهای مصرف‌کننده اکسیژن مانند هیدروژن، کربن‌مونوکسید، هیدروژن سولفید، سولفور دی‌اکسید و متان بود. این گازها به‌طور مداوم توسط آتشفشان‌ها و همچنین براثر واکنش میان آب دریا و گدازه‌ها و نیز توسط میکروب‌ها آزاد می‌شدند. هیدروژن حاصل از واکنش میان آب دریا و گدازه هر سال بیش از ۷۰ میلیون تن اکسیژن را مصرف می‌کرد. اقیانوس‌ها نیز مملو از آهن محلول بودند که با هر اکسیژن محلولی واکنش نشان می‌دادند و آن را مصرف می‌کردند.

درمجموع، این گازها اکسیژن را به محض تولید شدن، مصرف می‌کردند. درنتیجه برای اینکه اتمسفر با اکسیژن پر شود، فقط تولید مقدار کافی اکسیژن کافی نبود،

برای اینکه سیاره اکسیژن بیشتری به دست آورَد، به سرما نیاز بود. زمانی که زمین به اندازه کافی خنک شد، پوسته‌ی آن به شکل صفحات سخت شروع به حرکت کرد و موادی را به درون گوشته فرستاد و به خنک کردن درون سیاره کمک کرد. درنتیجه‌ی این امر، زمین از دنیایی آبی که جزایر آتشفشانی در آن پراکنده بودند، به دنیایی با قاره‌ها و کوهستان‌ها تبدیل شد.

ضخیم‌شدن پوسته زمین موجب افزایش عمق محلی شد که ماگما پیش از فوران در آن ذخیره می‌شد و درنتیجه فشار روی مواد موجود در عمق زمین را افزایش داد. این تغییر ساده، شیمی سنگ‌های مذاب و بنابراین شیمی گازهای آزادشده توسط آتشفشان‌ها را تغییر داد. بنابراین، تولید گازهای مصرف‌کننده اکسیژن با رشد قاره‌ها کاهش پیدا کرد.

مقایسه شرایط زمین با برخی کرات دیگر

اگر روی عطارد فرود بیایید، اولین چیزی که توجه تان را به خود جلب می کند این است که این سیاره تا چه حد به خورشید نزدیک است. در حقیقت عطارد نزدیک ترین سیاره به توپ بزرگ آتشین منظومه شمسی است. با این حال، گرم ترین سیاره محسوب نمی شود. این عنوان به سیاره زهره تعلق دارد. ۳۶۵ روز طول می کشد تا زمین یک دور به دور خورشید بگردد و این زمان برای عطارد ۸۸ روز است.

روزهای عطارد بسیار داغ اند، به طوری که دمای هوا به بیش از ۴۲۵ درجه سانتیگراد بالای صفر می رسد. اما در سوی دیگر سیاره که نور خورشید به آن نمی رسد، دمای هوا به ۱۸۰ درجه سانتیگراد زیر صفر می رسد. اتمسفر عطارد در زمان شب نمی تواند هیچ گرمایی را در خود نگه دارد، درست مانند آنچه در بیابان های کره زمین رخ می دهد. بیابان ها هیچ اتمسفری ندارند، به همین دلیل در آن ها خبری از رطوبت، ابر یا باران نیست. اگر موفق شوید از یک سوی عطارد به سوی دیگرش بروید و همیشه مابین گرمای سوزان و سرمای منجمد کننده ی آن بمانید، می توانید در این سیاره دوام آورید. اما اکسیژن در اتمسفر عطارد جایی ندارد. بنابراین تنها تا زمانی در این سیاره زنده می مانید که بتوانید نفس خود را نگه دارید. به علاوه، یک میدان مغناطیسی در این سیاره هست که در آن بادهای خورشیدی ای وجود دارد که باعث ایجاد توفان پلاسمایی می شود.

دمای هوا در سیاره زهره می تواند به ۵۳۷ درجه سانتیگراد بالای صفر برسد. اما جاذبه در این سیاره شباهت زیادی به کره زمین دارد. در آنجا می توانید پیاده روی کنید و حتی بدوید، اما دمای هوا درجا ذوب تان خواهد کرد. بنابراین شاید بهتر باشد دویدن در زهره را فراموش کنید. فشار شدید اتمسفری هم شما را مانند یک قوطی له خواهد کرد. مثل این است که در کره زمین ۸۰۰ متر زیر آب بروید. بنابراین بر روی سیاره زهره بیشتر از چند ثانیه زنده نخواهید ماند.

سیاره سرخ مریخ مرتفع ترین کوه های منظومه شمسی را در خود جای داده است که تقریباً ۳ برابر قله اورست هستند. یک آتشفشان هم در این سیاره وجود دارد. هوای مریخ بسیار سرد است. اندکی کمتر از ۲ سال یا دقیق تر، ۶۸۷ روز طول می کشد تا مریخ به یک دور به دور خورشید بگردد. اما تقریباً همچون کره زمین، طول روزهای آن ۲۵ ساعت است. اتمسفر مریخ بسیار باریک اما غیر قابل تنفس است. در این سیاره توفان های گرد و غبار فراوانی رخ می دهد که تمام سیاره و کلاهک های یخی قطب های آن را دربرمی گیرد. این کلاهک ها را لایه ای از کربن دی الکسید منجمد (یخ خشک) پوشانده است. درجا منجمد نخواهید شد اما برای گرم نگه داشتن خود به لباس های ضخیمی نیاز دارید. تا زمانی که بتوانید نفس خود را نگه دارید، زنده خواهید ماند. دست کم آنجا می توانید منظره های حیرت انگیزی ببینید.

بزرگ ترین سیاره منظومی شمسی مشتری است. اگر سیاره مشتری را به اندازه ی یک توپ بسکتبال در نظر بگیریم، به این ترتیب کره زمین در مقایسه با آن تنها به اندازه ی یک دانه انگور خواهد بود. تنها ۱۰ ساعت طول می کشد تا مشتری یک دور به دور خودش بچرخد که بسیار کمتر از کره زمین است. یکی از بهترین جاذبه های گردشگری مشتری «لکه سرخ بزرگ» است، ناحیه ای از این سیاره که برای بیش از ۳۰۰ سال یک توفان عظیم چرخان در آن می وزد. وسعت این ناحیه ۲ برابر کره زمین است. بزرگ ترین سیاره منظومه شمسی برای یک دور چرخیدن به دور خورشید به ۴،۳۰۷ روز زمان نیاز دارد. اما نیروی جاذبه ی مشتری بسیار قوی تر از کره زمین است. علاوه بر نبود اکسیژن و وجود بادهایی که می توانند شما را برای همیشه میان زمین و هوا معلق نگه دارند، فشار شدید اتمسفری در این سیاره شما را له خواهد کرد. سفر به مشتری بیشتر از چند ثانیه به طول نخواهد کشید.

پلوتون که قبلاً یک سیاره شمرده می شد و حالا آن را یک سیاره کوتوله می دانیم، بیشترین فاصله تا خورشید را در منظومه شمسی نسبت به دیگر سیارات دارد. و به دلیل همین فاصله ی زیاد یکی از سردترین نقاط این منظومه است، به طوریکه دمای هوا در آن به ۲۰۰ درجه سانتیگراد زیر صفر می رسد. شکی نیست که برای سفر به پلوتون باید یک یا دو کاپشن به همراه داشته باشید. متان منجمد شده کوه های پلوتون را پوشانده که ارتفاع آن ها به بیش از ۳ هزار متر می رسد. ۲۴۸ سال طول می کشد تا پلوتون یک دور به دور خورشید بگردد، اما این سیاره برای یک دور چرخیدن به دور خود به تنها ۶ روز زمینی زمان نیاز دارد.

هوای پلوتون هم غیر قابل تنفس است. علاوه بر متانی که در هوا شناور است، نیتروژن زیادی هم وجود دارد. جاذبه ی این سیاره اما ضعیف است، به همین دلیل باید همانطور که در هوا شناور مانده اید، نفس خود را نگه دارید. گرچه طولی نخواهد کشید که مثل یک قالب یخ منجد شوید. در این سیاره هم بیشتر از چند ثانیه زنده نخواهید ماند.

بادخیزترین سیاره منظومه شمسی نپتون است. این سیاره هسته ای شبیه به کره زمین دارد و ۱۴ قمر آن را احاطه کرده است. طول روزهای آن در مقایسه با کره زمین کوتاه به نظر می رسد. در حقیقت تنها ۱۷ ساعت طول می کشد تا نپتون یک دور به دور خود بچرخد. و همچون پلوتون، این سیاره هم به بیش از ۱۵۰ سال زمان نیاز دارد تا یک دور به دور خورشید بچرخد. نپتون با نام «سیاره آبی» هم شناخته می شود که به دلیل جذب نور قرمز توسط متان درون اتمسفر هیدروژنی – هلیومی این سیاره است. بنابراین در نپتون علاوه بر اینکه امکان نفس کشیدن نخواهید داشت، همچون مشتری، فشار اتمسفری هم می تواند شما را له کند. هیچکس در این ساره بیشتر از چند دقیقه زنده نخواهد ماند.

دومین سیاره ی بزرگ منظومه شمسی زحل و حلقه ی دور آن است. از فاصله ی بسیار دور، این حلقه شبیه به یک تکه سنگ بزرگ به نظر می رسد که دور زحل را گرفته است، اما در حقیقت، از لایه های متعدد تکه های یخ و سنگ در اندازه های مختلف تشکیل شده است، از سنگ ریزه های کوچک گرفته تا اجرامی به اندازه ی یک اتوبوس. نیروی جاذبه ی دور زحل باعث می شود این حلقه به این شکل به دور این سیاره قرار بگیرد. یک روز زحل تنها ۱۱ ساعت به طول می انجامد. در ارتفاعات بالاتر اتمسفر زحل هوا بسیار توفانی است. زحل هم مانند مشتری قمرهای زیادی دارد. و همچون مشتری، پیش از آن که حتی بتوانید چشمان خود را باز کنید، به دلیل فشار اتمسفری شدید این سیاره له خواهید شد. در اینجا هم بیشتر از چند ثانیه زنده نخواهید ماند.

تیتان بزرگ ترین قمر زحل و دومین قمر بزرگ منظومه شمسی است. این قمر در مقایسه با هر سیاره و قمر دیگری بیشترین شباهت را از نظر شرایط به کره زمین دارد، بنابراین زندگی در آنجا حتماً کار ساده ای به نظر می رسد. اما هوای سرد تیتان شما را منجمد خواهد کرد. این قمر در حقیقت تنها مکان در تمام منظومه شمسی است که در آن رودها، اقیانوس ها و دریاچه های مایع وجود دارد. همه ی آن ها پوشیده از متان و اتان هستند و اتمسفر تیتان بسیار شبیه به کره زمین است. در این قمر حتی در اوقات خاصی باران هم می بارد.

قمر کره زمین اما تا این حد مهربان نیست. در کره ماه به دلیل نبود اکسیژن، تنها تا زمانی زنده خواهید ماند که بتوانید نفس خود را نگه دارید. پرتوهای کیهانی ساطع شده از خورشید هم شما را تحت تأثیر قرار خواهند داد، اما تماشای دهانه های ماه حتماً جالب خواهد بود.

اگر سعی کنید به خورشید بروید، در یک چشم به هم زدن تبخیر خواهید شد. دمای خوشید می تواند به حدود ۱۵ میلیون درجه سانتیگراد بالای صفر برسد و این تازه یک مقدار تخمینی از دمای نزدیک به هسته خورشید است. لایه های بیرونی تری هم برای نگرانی وجود دارد که آن ها شما را تبدیل به اتم خواهند کرد. مدت زمان تخمینی زنده ماندن بر روی خورشید کمتر از یک ثانیه است.