إِنَّ فی السمَوَتِ وَ الاَرْضِ لاَیَتٍ لِّلْمُؤْمِنِین( جاثیه- 3)

بدون شک در آسمانها و زمین نشانه های فراوانی است برای آنها که اهل ایمانند.
عظمت آسمانها از یکسو، و نظام شگفت انگیز آنها که میلیونها سال می گذرد و برنامه های آنها بدون کمترین انحراف و دگرگونی ادامه می یابد از سوی دیگر، و ساختمان زمین و عجائب آن از سوی سوم هر یک آیتی از آیات خدا است .
زمینی که به گفته بعضی از دانشمندان 14 نوع حرکت دارد، و با سرعت سرسام آوری به گرد خود می گردد، و نیز حرکتی سریع به گرد خورشید، و حرکت دیگری همراه خانواده منظومه شمسی در دل کهکشان دارد، و به مسافرتی بی انتها مشغول است ، با اینحال چنان آرام است که مهد آسایش انسان و همه موجودات زنده است ، و ابدا احساس نمی شود که حتی به مقدار سر سوزنی حرکت می کند!
نه چنان سخت است که نتوان در آن زراعت کرد و خانه بنا نمود، و نه چنان نرم است که قابل استقرار و بقا نباشد.
انواع منابع و معادن و وسائل حیات برای میلیاردها انسان گذشته و امروز و آینده در آن فراهم شده ، و آنقدر زیبائی دارد که انسان را مسحور و مفتون خود می سازد کوهها و دریاها و جو زمین نیز هر کدام آیتی است اسرارآمیز ولی این نشانه های توحید و عظمت آفریدگار را تنها در اختیار مؤ منان یعنی طالبان حق و پویندگان راه الله قرار می دهد، و کوردلان بی خبر و مغرور از درک آن محرومند. (تفسیر نمونه)

وجه اينكـه فـرمود: (ان فى السموات والارض لايات...) و آنچه حرف (فى) افاده مى كند

ان فى السموات و الارض لايات للمؤمنين

كـلمـه (آيـات ) جـمـع (آيـت ) اسـت كـه به معناى علامت و نشانه اى است كه بر وجود چـيزى دلالت كند، و بدان اشاره نمايد. و مراد از اينكه فرمود (در آسمانها و زمين علامتها هست ) اين است كه اصلا آسمان و زمين آياتى هستند كه بر هستى پديد آورنده خود دلالت مى كنند، نه اينكه آيتها چيز ديگر باشند، و در ظرف آسمانها و زمين قرار داشته باشند.

دليـل بـر گـفـتـار مـا ايـن است كه تعبيرات قرآن كريم از اين معنا مختلف است، گاهى مى فرمايد (فلان چيز آيت است ) و گاهى مى فرمايد (در فلان چيز آيت است ) و گاهى هـم مـى فـرمـايـد (در خـلقـت فـلان چـيـز آيـت است )، مثلا يك جا فرموده : (ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات )، جاى ديگر آيه مورد بحث است، كه آيـت را در خـود آسمانها و زمين دانسته، نه در خلقت آنها، و يكجا هم فرموده : (و من آياته خـلق السـمـوات و الارض ) و نـظـايـر ايـن اخـتـلاف تـعبير بسيار است. و از همين اختلاف اسـتـفـاده مـى شود معناى اينكه (در چيزى آيت باشد) اين است كه خود آن چيز آيت باشد، هـمـچـنـان كـه از اخـتـلاف تعبير ديگرى كه در آيات بالا بود، و در يكى مى فرمود: (در آسـمـانـهـا و زمين ) و در ديگرى مى فرمود (در خلقت آسمانها و زمين ) استفاده مى شود كه مراد از خلقت آسمانها و زمين خود آسمانها و زمين است، نه چيز ديگر.

وجه ايـنـكـه آسـمـانـها و زمين با اينكه خود آيت هستند در آيه شريفه طرف آيت دانسته شده اند

حـال بـايـد ديـد چـرا آسـمـانـهـا و زمـين را ظرف آيت دانسته، با اينكه خودش آيت است ؟ در پاسخ مى گوييم : اين بدان عنايت است كه بفهماند جهات وجود آسمانها و زمين مختلف است، و هـر جـهـت از جـهـات آنـهـا خـود آيـتـى اسـت از آيـات، و اگر خود آسمانها و زمين در نظر گـرفـتـه مـى شـد، چاره اى جز اين نبود كه همه آنها را يك آيت بگيريم، در حالى كه مى بينيم مثلا زمين را به تنهايى آيات شمرده و فرموده (و فى الارض ايات للموقنين ) و اگـر خـود زمـيـن در نـظر گرفته مى شد بايد مى فرمود: (و الارض آيه للموقنين زمين آيـتى است براى اهل يقين ) و آن وقت آن منظور فوت مى شد، و ديگر نمى فهماييد كه در هـسـتـى زمـيـن جـهـاتـى اسـت كـه هـر يـك از آن جـهـات بـه تـنـهـايـى آيـتـى اسـت مستقل.

پـس مـعـنـاى ايـنـكـه فـرمـود: (ان فـى السـموات و الارض...) اين است كه براى وجود آسـمـانها و زمين جهاتى است كه هر جهتش دلالت دارد بر اينكه آفريدگار و مدبرش تنها خـداسـت، و شـريكى براى او نيست، براى اينكه آسمانها و زمين با حاجت ذاتيش به پديد آورنـده، و بـا عـظـمـت خلقتش، و بى نظير بودن تركيبش، و اتصالى كه در وجود اجزاء بـى شـمـار و هول انگيز آن به يكديگر است، و ارتباط و اندراجى كه نظام هاى جزئى و مـخـصـوص بـه يـك يـك مـوجـودات در تـحـت نـظـام عـمـومـى و كـلى حـاكـم بـر كـل عالم دارد، همه دلالت دارد بر اينكه خالقى يكتا دارد، و همان خالق يكتا مدبر آن است. آرى، اگر براى اين عالم پديد آورنده اى نمى بود، پديد نمى آمد، و اگر مدبرش يكتا نبود، نظامهاى جزئى آن با يكديگر متناقض مى شد و تدبير مختلف مى گشت (تفسیر المیزان).

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

همان [خدايى را پرستش کنید] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (بقره 22)

نعمت‏ های خداوند غیرقابل شمارشند (......وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا)

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ .

خداست كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبى فرستاد و به وسيله آن از ميوه ‏ها براى شما روزى بيرون آورد (ابراهيم -32)

نشانه ای برای اهل تفکر (.......إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)

هو الّذى أنزل من السّمآء مآء لّكم مّنه شراب ومنه شجر فيه تسيمون.

اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد كه [آب] آشاميدنى شما از آن است و روييدنى[هايى] كه [رمه ‏هاى خود را] در آن مى‏چرانيد [نيز] از آن است (نحل - 10)

گسترش آسمان و زمین نشانه ای برای ایمان به خالق جهان هستی

أ و لم ير الّذين كفروا أنّ السّموت و الأرض كانتا رتقا ففتقنهما .......ا فلا یؤ منون .

آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم (أنبيا - 30)

برپایی آسمان و زمین به امر خداوند

وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ

از نشانه ‏هاى او اين است كه آسمان و زمين به فرمانش برپايند (روم - 25)

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ

او] پديد آورنده آسمانها و زمين [است] (بقره-117)

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است (انعام -79)

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ

پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست (ابراهیم-10)

قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ

گفت [نه] بلكه پروردگارتان پروردگار آسمانها و زمين است همان كسى كه آنها را پديد آورده است (انبیاء-56)

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

سپاس خداى را كه پديدآورنده آسمان و زمين است (فاطر-1)

فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ......وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ

پديدآورنده آسمانها و زمين است ....... و او ‏شنواى بينا است (شورا- 11)

خداوند نگهدارنده آسمان و زمین است

إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا

همانا خدا آسمانها و زمين را نگاه مى‏دارد تا نيفتند (فاطر-41)

تفكر در خلقت آسمان‌ها و زمین، نشانه خردمندى:

إنّ فى خلق السّموت والأرض واختلف الّيل والنّهار لأيت لّاولى الألباب.

مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏هايى [قانع كننده] است (آل عمران- 190)

حقّانيت خلقت آسمان‌ها

82 آفرينش آسمان‌ها بر اساس حق:

الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿191﴾

همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى‏كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند [كه] پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار (آل عمران-191)

خلق السّموت و الأرض بالحقّ ....

و او كسى است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد (أنعام - 73 ابراهيم - 19 نحل - 3 تغابن - 3 عنكبوت - 44 جاثيه - 22 حجر - 85 روم - 8 أحقاف - 3)

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ﴿16﴾

وآسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم (أنبيا - 16 دخان -38)

و ما خلقنا السّماء والرض باطلا ....

و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم (ص - 27)

آفرینش آسمانها و زمین نشانه قدرت و عظمت‏ خدا

نویسندگان: فرج‏الله فرج اللهی

منبع: ماهنامه مکتب اسلام 1381 شماره 8

متن

آفرینش و برپائى اینهمه کهکشانها و کرات بى‏شمار با آن منابع بى‏پایانش براى بشر، بدون ستون و پایه، کار غیر خدا نمى‏تواند باشد .
در ادامه بحث پیرامون «نشانه‏هاى خدا در قرآن‏» ، در شماره گذشته، به مساله «معیار انتخاب همسر» و «موانع ازدواج‏» پرداختیم و اینک بررسى آیاتى که خداوند آنها را از نشانه‏هاى عظمت و قدرت خود معرفى کرده، مى‏پردازیم:
یکى از آیاتى که در آنها از نشانه‏هاى خدا بحث‏شده، آیه بیست و دوم سوره روم است که اشاره به خلقت آسمانها و زمین و اختلاف زبانها و رنگهاى گوناگون انسانهاست . و به عبارت دیگر آیه‏اى که هم اشاره به نشانه‏هاى آفاقى و هم به نشانه‏هاى انفسى مى‏کند و مى‏فرماید:
«و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین‏» (1) .
«از نشانه‏هاى خدا آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست . در این، نشانه‏هائى است‏براى عالمان‏» .
آسمانى که با آنهمه کرات و منظومه‏ها و کهکشان‏هایش که فکر بشر از درک عظمت آنها عاجز است، و هرقدر علم پیشرفت مى‏کند، نکات تازه‏اى براى بشر کشف مى‏شود و پى به عظمت آن مى‏برد، از نشانه‏هاى بارز خداى جهان آفرین است .
«روزى بود که انسان با چشم غیر مسلح شمارش ستارگان را به پنج‏یا شش هزار مى‏رساند ولى با به وجود آمدن تلسکوپهاى قوى و با عظمت، شمارش تعداد ستارگان آسمان رو به فزونى نهاد تا جائى که امروزه کهکشان ما که یکى از کهکشانهاى بى‏شمار آسمان است، مى‏گویند بیش از یکصد میلیون ستاره دارد که خورشید ما با عظمت‏خیره‏کننده‏اش یکى از ستارگان متوسط آن به شمار مى‏آید و غیر از خدا هیچ‏کس از تعداد آنها خبر ندارد» (2) .
همچنین هر قدر علوم طبیعى، زمین‏شناسى، گیاه‏شناسى و ... پیشرفت مى‏کند، کشفیات تازه‏اى درباره آفرینش زمین به دست مى‏آید که هرکدام آیت و نشانه‏اى از نشانه‏هاى عظمت و قدرت خداست .
هدف از آفرینش آسمانها و زمین چیست؟
آیا مى‏شود گفت آفرینش آسمانها و زمین با آنهمه کهکشانها و اقمار متعدد و بى‏شمارى که دارند، به‏طور اتفاقى به وجود آمده‏اند؟ یا بیهوده خلق شده‏اند؟ . که چنین چیزى را هیچ عقلى باور نمى‏کند چرا که کار بیهوده از حکیمى مطلق مانند خداوند بزرگ صادر نمى‏شود . پس خلقت اینهمه کهکشانها هدفى را دنبال مى‏کند که خود خلاق عالم در آیات متعددى اشاره به هدف از آفرینش آنان مى‏نماید که از جمله آنها هدف از خلقت ماه و خورشید که هرکدام جزئى از اجزاى کهکشانهاى آسمانها مى‏باشند .
حرکت ماه و خورشید امر ساده و آسانى نیست زیرا آفتاب در طلوع خود کارها را از دو جهت‏شروع مى‏کند: از جهتى موجودات زنده را در هوا و دریا به حرکت درمى‏آورد و از جهتى با نور خود پرندگان و چرندگان و سایر جانداران را به راه انداخته و براثر حرارت آن، زمین براى حیات و زندگى آماده مى‏شود . و اگر از دیدگاه یک دانشمند طبیعى بنگریم تمامى جزر و مد دریاها و رودخانه‏ها را منتسب به آن مى‏دانند و عمل اختلاط آب و هوا و خاک را فراهم مى‏نماید .
و اگر از نظر یک حسابگر نگاه کنیم، براى حفظ اوقات و نوع حسابهاى بشر مادى بهترین ساعت کوک‏شده آسمانى است که براى همه دنیا و به جاى عقربه ساعت‏حرکات آن را به خود مى‏گیرد که اهل هر لغت و زبانى مى‏تواند بخواند چنانکه خداوند متعال مى‏فرماید:
«هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ...» (3) .
«اوست که خورشید را روشنائى و ماه را نور قرار داد، و براى آن منزلگاههایى مقدر کرد تا عدد سالها و حساب [کارها] را بدانید خداوند این را جز به حق، نیافریده است ...» .
و همچنین در آیه بعدى مى‏فرماید:
«مسلما در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، نشانه‏هائى است‏براى آنها که پرهیزکارند . .» (4) .
مى‏دانیم که آمار و ارقام و حساب و تاریخ روز و ماه و سال چه اهمیتى در زندگى بشر دارد چرا که بشر براى قراردادها و فعالیت‏هاى اجتماعى، سیاسى، تجارى و اقتصادى و کشاورزى و سایر امور زندگى نیاز به نظم دارد . و این نظم نعمتى براى بشر از طرف پروردگار است . اهمیت این نعمت وقتى روشن مى‏شود که زندگى را بدون آن بررسى نمائیم مثلا فکر کنیم که اگر خورشید شبها هم مى‏تابید، همه‏چیز در اثر گرماى حاصل از آن ذوب مى‏شد و یا اصلا نمى‏تابید همه‏چیز یخ مى‏زد و ... .
همچنین مى‏شود گفت ماه، یک تقویم طبیعى است که حتى بى‏سوادان هم از آن استفاده مى‏نمایند (چنانکه مى‏بینیم احکام شرعى هم با ماه‏هاى قمرى قابل اجرا است) در صورتى که از تقویم‏هاى ساخته و نوشته بشر فقط کسانى استفاده مى‏نمایند که سواد داشته باشند .
امام زین‏العابدین على بن الحسین علیه السلام هنگام نگاه کردن به ماه مى‏فرمود:
«ایها الخلق المطیع الدائب السریع، المتردد فی منازل التقدیر، المتصرف فی فلک‏التدبیر، آمنت‏بمن نور بک الظلم، و اوضح بک البهم، و جعلک آیة من آیات ملکه، و علامة من علامات سلطانه ... .» (5) .
«اى موجود فرمانبردار، اى دونده سریع، اى گردش کننده درگذرگاه تقدیر، اى تصرف کننده در فلک و چرخى که جاى تدبیر و نظم امور است، ایمان آوردم به آنکس که از فروغ تو تیرگیها را روشن ساخت و در سایه تو غبار ابهام را از کوه و دشت‏بزدود و تو را نشانه‏اى از نشانه‏هاى محکم خویش قرار داد و علامتى از علامتهاى قدرت و سلطنت‏خود معرفى کرد . .» .
البته اینها نمونه‏هائى از کهکشانها و اجزاى بى‏شمار آسمان و زمین بود که به عنوان مثال آورده شد . و گرنه نعمتهاى خداوندى قابل شمارش نیست و مرغ فکر بشر از پرواز به آسمان آنها عاجز است زیرا که بشر ناقص نمى‏تواند نعمتها و نشانه‏هاى خداى کامل را بیان کند .
قیام آسمان و زمین به فرمان خدا
جالب این است که خداوند متعال یکى از نشانه‏هاى قدرت خود را در آیه بیست و پنجم سوره روم; قیام و برپائى آسمانها و زمین به امر خود مى‏داند و متذکر مى‏شود که قیام آسمانها و زمین بدون پایه و تکیه‏گاهى، به امر او مستقر و پابرجا هستند چرا که مى‏دانیم براى ساختن یک ساختمان یا پروژه معمولى چه ستونها و پایه‏هاى محکم آهنى و یا بتونى لازم است تا آن بنا سرپا بایستد که اگر آن پایه‏ها نباشد، اصلا امکان سرپا ایستادن بنا نیست چنانکه خالق قادر مى‏فرماید:
«و من آیاته ان تقوم السماء و الارض بامره ثم اذا دعاکم دعوة من الارض اذا انتم تخرجون‏» (6) .
«از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست . سپس هنگامى که شما را [در قیامت] از زمین فرا مى‏خواند، ناگهان همه خارج مى‏شوید» .
«تعبیر به «قیام‏» تعبیر لطیفى است که از حالات انسان گرفته شده، چرا که بهترین حالات انسان براى ادامه فعالیتها حالت قیام (ایستاده) است که در این حال قادر به انجام همه حوائج‏خود مى‏باشد و به اطرافش تسلط کامل دارد .
و تعبیر «امر» اشاره به نهایت قدرت خداست که براى ادامه حیات و نظم این جهان پهناور تنها یک فرمان او کافى است‏» (7) .
مسلم است که آسمانها و زمین به این پهناورى و عظمت، میلیونها سال است که هرکدام با نظم خاصى به گردش خود ادامه مى‏دهند و اختلالى به وجود نیامده، خالق توانائى چون خداوند دارد . و برپائى اینهمه کرات و کهکشانها بدون ستون و پایه کار غیر خدا نمى‏تواند باشد .
جالبتر این که این نظم و ترتیب آسمانها و زمین علاوه بر منافع بى‏شمارى که براى بشر دارد، پیامى هم دارد و آن این که انسانها هم باید در تمام کارهاى خود نظم داشته باشند . حتى در خواب و خوراک و زندگى خصوصى و مشترک زیرا بدون اقامه دلیل و برهان این مساله براى همگان تجربتا ثابت‏شده است کسانى که در کارها و زندگى روزمره خود نظم دارند، موفق هستند .
پى‏نوشت:
1) روم: 22 .
2) تفسیر نمونه، ج‏16، ص 393 - 394 ذیل آیه .
3) یونس: 5 .
4) یونس، 6 .
5) صحیفه سجادیه، دعاى 43 .
6) روم: 25 .
7) تفسیر نمونه، ج‏16، ص 402، ذیل آیه