باران (نعمت و نقمت)
بارش باران و نزولات آسمانی از آیات برجسته و شگفت انگیزی است که در موارد متعدد در قرآن کریم هم به عنوان نعمت الهی و هم عامل عذاب معرفی شده است.
شدت باران، مداوم بودن و چگونگی توقف آن در هوا، ولایه های خاک همچنین نقش این ماده حیاتی در چرخه مواد از جمله مواردی است که آنرا نشانه ای بر قدرت، آگاهی و تدبیر باریتعالی معرفی نموده است. همچنین در بر خی آیات نقش باران در زنده کردن زمین به عنوان شاهدی بررستاخیز و زنده شدن مردگان آورده شده است.
نحوه تشکیل باران به عوامل مختلفی بستگی دارد و در هر شرایطی نوع خاصی از باران می بارد.
باران از تراکم قطرات آب در ابرها وبزرگ شدن این قطرات به اندازه ای که بتوانند بر نیروی شناوری هوا فایق آیند نتیجه می شود. متوسط اندازه یک ذره ابر، که تخمین زده می شود در مدت ۱۰۰ ثانیه متراکم شده باشد، 0/04 میلی متر است و حداکثر به ۲/·میلی متر می رسد. به هر حال قطرات باران معمولی از ۵/· تا ۴ میلی متر تغییر می کند. در مواردی تخلیه بار الکتریکی ابرها به تشکیل قطرات باران می انجامد و زمانی فشرده شدن ابرها ، در هر حالت نوع بارش و تاثیر مثبت یا منفی آن متفاوت خواهد بود. از فنون ادبی قرآن استفاده از الفاظ متفاوت و متناسب باچگونگی و نقش نزولات آسمانی است. در اين مدخل از واژههاى «عرم = ویرانگر»، «رزق = روزی رسان»، «غيث = مفید و فریادرس»، «صيّب = باران پیاپی»، «ماء = آب»، «مدرار = مستمر و پی درپی»، «مطر = باران»، «ودق = باران»، «وابل = رگباری»، «ثجاج= پی در پی» و ... استفاده شده است.
غیث
استفاده از این واژه به دلیل هم ریشه بودن آن با "غوث به معنی فریاد رسی" از ظرافت ادبی خاصی برخوردار است.
"غيث" تنها به بارانهاى نافع و مفيد اطلاق مىشود؛ برخلاف «مطر» كه به مطلق بارش و نزولات گفته مىشود؛ خواه نافع باشد يا غير نافع. (مجمعالبيان). وقتی باران پس از مدتی خشکسالی و نا امیدی می بارد عنوان فریادرس بهترین انتخاب است
در سوره شوری آیه 28 برای وعده رحمت پروردگار به نزول باران های مفید بعداز خشکسالی و نا امیدی مردم اشاره شده است:
وَ هُوَ الَّذِی یُنزِّلُ الْغَیْث مِن بَعْدِ مَا قَنَطوا وَ یَنشرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلیُّ الْحَمِیدُ - او کسی است که باران نافع را بعد از آنکه ماءیوس شدند نازل می کند، و دامنه رحمت خویش را می گستراند، و او ولی و حمید است .
ثمَّ یَأْتی مِن بَعْدِ ذَلِک عَامٌ فِیهِ یُغَاث النَّاس وَ فِیهِ یَعْصِرُونَ- سپس سالی فرا می رسد که باران فراوان نصیب مردم می شود و در آن سال مردم عصیر (میوه ها و دانه های روغنی ) می گیرند(یوسف-49)
«يُغاثُ النَّاسُ» می تواند برگرفته از «غوث» گرفته شود يعنى مردم از جانب خداوند يارى مىشوند و يا از «غيث» به معنى باران مىبارد و حوادث تلخ پايان مىپذيرد. شاید هم ظرافتی ادبی است که با یک واژه هردو مفهوم بیان شده.
در آیه 20سوره حدید بی اعتباری زندگی دنیا را به بارش باران تشبیه می کند که اگرچه ظاهرا موجب رشد و افزایش محصول می شود ولی هر آن ممکن است براثر باد خزان خشک و پژمرده شود و چیزی جز خاشاک از آ« نخواهد ماند
اعْلَمُوا أَنَّمَا الحَْیَوةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لهَْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرُ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فی الاَمْوَلِ وَ الاَوْلَدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعجَب الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثمَّ یهِیجُ فَترَاهُ مُصفَرًّا ثمَّ یَکُونُ حُطماً وَ فی الاَخِرَةِ عَذَابٌ شدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رِضوَنٌ وَ مَا الحَْیَوةُ الدُّنْیَا إِلا مَتَعُ الْغُرُورِ
بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی ، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می برد سپس خشک می شود به گونه ای که آن را زرد رنگ می بینی ، سپس تبدیل به کاه می شود، و در آخرت یا عذاب شدید است ، یا مغفرت و رضای الهی ، و (به هر حال ) زندگی دنیا چیزی جز متاع غرور نیست
صيّب
«صيّب» به معناى باران مفيد (مفردات، ص 495) و «كصيّب» در آیه 19 سوره بقره بنا بر يك نظر تشبيه اسلام به باران است. (مجمعالبيان،)
این آیه وضعیت منافقان در برابر اسلام را به کسانی تشبیه نموده که در بیابانی تاریک گرفتار باران شدید و رعد وبرق شده اند و از ترس گوشهای خود را از شنیدن حقایق دین اسلام و چشمانشان را از دیدن نور گسترش دین الهی بسته اند.
أَوْ کَصیِّبٍ مِّنَ السمَاءِ فِیهِ ظلُمَتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یجْعَلُونَ أَصبِعَهُمْ فی ءَاذَانهِم مِّنَ الصوَعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ محِیط بِالْکَفِرِینَ (بقره -19)
یا همچون بارانی که در شب تاریک توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانی ) ببارد، آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود می گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند، و خداوند به کافران احاطه دارد و در قبضه قدرت او هستند).
وابل
وابِل (به فتح واو و کسر باء) به معنای باران شدید
این واژه در آیات 264 و 265 سوره بقره سه بار با دو اثر کاملا متفاوت به عنوان دو مثال جالب برای انفاقهای آمیخته با منت و آزار و ریاکاری و خودنمائی و همچنین انفاقهائی که از ریشه اخلاص و عواطف دینی و انسانی سرچشمه گرفته بیان می کند.
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تُبْطِلُوا صدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاَذَی کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلی شیْءٍ مِّمَّا کسبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ(264)
وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةِ بِرَبْوَةٍ أَصابَهَا وَابِلٌ فَئَاتَت أُکلَهَا ضِعْفَینِ فَإِن لَّمْ یُصِبهَا وَابِلٌ فَطلُّ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(265)
- ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم ، انفاق می کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی آورد، (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن ، (قشر نازکی از) خاک باشد، (و بذرهایی در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند، چیزی به دست نمی آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمیکند.
و (کار) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود، انفاق می کنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب ، به حد کافی بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است ). و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است
طلّ
«طلّ» به معناى بارانهاى دانهريز و ملايم است.
این واژه در آیه 265 سوره بقره در کنار واژه وابل (باران شدید) به عنوان مثالی برای برکت اموال کسانی که در راه خدا انفاق بی منت می کنند آمده است
و اگر باران درشتی بر آن نبارد لا اقل بارانهای ریز و شبنم بر آن می بارد)) و باز هم میوه و ثمر می دهد و شاداب و با طراوت است (فان لم یصبها وابل فطل )
ماء مّنهمر
((منهمر)) از ماده ((همر)) (بر وزن صبر) به معنی فروریختن شدید اشک یا آب است ، این تعبیر در مورد دوشیدن پستان حیوانات تا آخرین قطره نیز به کار می رود.
در آیات ابتدایی سوره قمر به منظور انذار مشرکین وانکار کنندگان دعوت پیامبر اسلام، اشاراتی کوتاه و در عین حال پرمعنی به سرگذشت پنج قوم سرکش از اقوام پیشین شده است.
در بیان سرگذشت قوم نوح (ع) پس از ناامیدی این پیامبر از هدایت یافتن قومش و درخواست عذاب آنها، اشاره گویا و تکان دهنده ای به کیفیت عذاب آنها کرده می فرماید: (ما به دنبال این درخواست نوح) درهای آسمان را گشودیم ، و بارانی شدید و پی درپی فروبارید) ففتحنا أبوب السّماء بماء مّنهمر. (قمر -11)
تعبیر به گشودن درهای آسمان تعبیر بسیار زیبائی است که به هنگام نزول بارانهای شدید به کار می رود، همانگونه در فارسی نیز می گوئیم : گوئی درهای آسمان باز شده و هر چه آب است فرومی بارد)).
عجب اینکه در بعضی از گفته های مفسران آمده است که آنها سالها گرفتار خشکسالی بودند و در انتظار باران ، که ناگهان بارانی فروبارید اما بارانی مرگ زا نه احیاگر
مدرار
كلمه مدرارا مبالغه از مصدر در- ريزش است و مورد استعمال اصلى در خصوص شير پستان بود بعدها در مورد باران نيز به عنوان استعاره استعمال شده، چون هر دو، يعنى هم شير و هم باران نفع و فايده دارد پس ارسال سماء مدرارا به معناى فرستادن ابرى است كه چون پستان حيوانات، بارانهاى پى در پى و مفيد ببارد بارانى كه زمين به وسيله آن زنده می شود.
آیه ششم سوره انعام در شرح غرور و ناسپاسی ناشی از برخورداری از امکانات مادی و نعمتهای الهی
می گوید: آیا اینها مشاهده نکردند چه اقوامی را پیش از آنها هلاک کردیم ، اقوامی که امکاناتی در روی زمین در اختیار آنها گذاشتیم که در اختیار شما نگذاشتیم وأرسلنا السّمآء عليهم مّدرارا ....
از جمله اینکه بارانهای پر برکت و پشت سر هم برای آنها فرستادیم (انعام - 6) اما به هنگامی که راه طغیان را پیش گرفتند، هیچیک از این امکانات نتوانست آنها را از کیفر الهی بر کنار دارد و ما آنها را به خاطر گناهانشان نابود کردیم
در سوره هود این پیامبر الهی برای تشویق قوم خودو بیدار ساختن روح حق طلبی آنها ، با بیان پاداشهای مادی مشروط که خداوند در اختیار مؤ منان در این جهان می گذارد به نق باران مداوم و پی در پی در آبادسازی و عمران و تقویت بنیه جوامع انسانی اشاره می کند:وَ یَقَوْمِ استَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السمَاءَ عَلَیْکم مِّدْرَاراً وَ یَزِدْکمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکُمْ
ای قوم من ! اگر از خدا بخاطر گناهانتان طلب بخشش کنید و به سوی او باز گردید به آسمان فرمان می دهد قطره های حیاتبخش باران را بر شما پی در پی فرو فرستد (تا کشت و زرع و باغهای شما به کم آبی و بی آبی تهدید نشوند و همواره سرسبز و خرم باشند. به علاوه در سایه ایمان و تقوا و پرهیز از گناه و بازگشت به - سوی خدا) نیروئی بر نیروی شما می افزاید (هود -52).
نوح (ع) نیز برای هدایت قوم لجوج و سرکش خود روی بشارت و تشویق تکیه می کند، و به آنها وعده مؤ کد می دهد که اگر از شرک و گناه توبه کنند خدا درهای رحمت خویش را از هر سو به روی آنها می گشاید،
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارا* يرسل السّماء عليكم مّدرارا. : من به آنها گفتم : از پروردگار خویش تقاضای آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است ) نه تنها شما را از گناهان پاک می سازد بلکه بارانهای پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرو می فرستد(نوح - 10 و 11)
عرم
((عرم )) در اصل از ((عرامة )) (بر وزن علامه ) به معنی خشونت و کج خلقی و سختگیری است ، و توصیف سیلاب به آن اشاره به شدت خشونت و ویرانگری آن است ، و تعبیر به ((سیل العرم )) به اصطلاح از قبیل اضافه موصوف به صفت است .
در آیه 16 سوره سبأ بعداز ذکر نعمتهای فراوانی که نصیب قوم سبأ شد می فرماید:
فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم .... اما آنها (قوم سبا، از خدا) روی گردان شدند، و ما سیل عرم (ویرانگر) را بر آنها فرستادیم (سبأ -16)
سپس در آیه بعد به عنوان یک نتیجه گیری با صراحت می گوید: این مجازاتی بود که ما به خاطر کفرانشان قائل شدیم (ذلک جزیناهم بما کفروا).
اما برای اینکه تصور نشود این سرنوشت مخصوص به این گروه بود، بلکه عمومیت آن نسبت به همه کسانی که دارای اعمال مشابهی هستند مسلم است چنین می افزاید: ((آیا جز کفران کنندگان را به چنین مجازاتی گرفتار می سازیم ))؟ (و هل نجازی الا الکفور).(تفسیر نمونه)
ودق
وَدْق (به فتح واو و سکون دال) از واژگان قرآن کریم به معنای باران بوده و فقط دو بار در قرآن مجید آمده است.
در آیات 43 سوره نور و 48 سوره روم با بیان گوشه ای از شگفتیهای آفرینش و علم و حکمت و عظمتی که ماورای آن نهفته است به عنوان دلایل و نشانه های توحید ذاتی به چگونگی تولید قطرات باران بر اثر فشرده شدن ابرها اشاره می نماید: (فتری الودق یخرج من خلاله )
((و در این حال دانه های باران را می بینی که از لابلای ابرها خارج می شوند)) و منشاء برکات در زمین خواهند بود
در نهج البلاغه خطبه ۱۱۳ آمده: «وَ اَنْزِلْ عَلَیْنَا سَمَاءً مُخْضِلَةً مِدْرَاراً هَاطِلَةً یُدَافِعُ الْوَدْقُ مِنْهَا الْوَدْقَ.» «خدایا بارانی پر آب، پر برکت، دانه درشت بما نازل فرما که قطرات آن در باریدن حامی و مدافع یکدیگر باشند.»
مطر
مطر به معنی عام بارش از آسمان است . فعل مطر در خیر و رحمت و فعل امطر در عذاب و شر گفته میشود. در قرآن کریم فقط در یک محل مطر به معنی باران معمولی آمده . و بقیه همه در باریدن سنگ عذاب و فعل آن همه از باب افعال است.
وَ أَمْطرْنَا عَلَیْهِم مَّطراً فَساءَ مَطرُ الْمُنذَرِینَ - و بارانی (از سنگ ) بر آنها (قوم لوط) فرو فرستادیم ، چه باران بدی بود این باران انذار شدگان .( شعرا 173، نمل 58) وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ و بر آنان سنگهايى از سنگ گل بارانديم (حجر 74)
وَ أَمْطرْنَا عَلَیْهِم مَّطراً فَانظرْ کیْف کانَ عَقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ و (سپس چنان ) بارانی بر آنها (قوم لوط) فرستادیم (بارانی از سنگ که آنها را نابود ساخت ) اکنون بنگر سرانجام کار مجرمان به کجا کشید. (اعراف 84)
وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلی الْقَرْیَةِ الَّتی أُمْطِرَت مَطرَ السوْءِ أَ فَلَمْ یَکونُوا یَرَوْنَهَا بَلْ کانُوا لا یَرْجُونَ نُشوراً- آنها از کنار شهری که باران شر (بارانی از سنگهای آسمانی ) بر آن باریده بود (دیار قوم لوط) گذشتند، آیا آنرا ندیدند؟ (آری دیدند)ولی آنها به رستاخیز ایمان ندارند.(فرقان 40)
ثجاج
در آیه 14 سوره نباء به دنبال ذکر برخی آیات قدرت و حکمت قادر متعال برای اثبات معاد به تشکیل و بارش پی در پی بارات براثر فشرده شدن ذرات ابرها په موجب رویش گیاهان و زنده شدن زمین میشود اشاره کرده می افزاید:
وَ أَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَتِ مَاءً ثجَّاجاً - و از ابرهای فشرده شده باران زا آبی فراوان نازل کردیم ( نباء 14).
((ثجاج )) از ماده ((ثج )) (بر وزن حج ) به معنی فرو ریختن آب به صورت پی در پی و فراوان است ، و با توجه به اینکه ((ثجاج )) صیغه مبالغه است کثرت و فزونی بیشتری را بیان می کند،
ماء طهور
آب باران به دلیل انکه حاصل تبخیر آب دریا هاست و بعنوان یک حلال عمومی اکثر مواد را در خود حل می کند دارای ویژگی پاک بودن و پاک کنندگی است
در آیه 48 سوره فرقان ضمن بیان قسمتهای مهمی از نعمتهای الهی به عنوان اسرار توحید و خداشناسی به نزول باران و خاصیت پک کنندگی آن اشاره می فرماید.:
وَ أَنزَلْنَا مِنَ السمَاءِ مَاءً طهُوراً-و از آسمان آبی پاک کننده نازل کردیم (فرقان 48).
ماء
ماء به معنی آب در مواردی که به نقش آب باران در رویش گیاهان و مصارف طهارت و نوشیدن توسط انسان و حیوانات مربوط میشود بیشتر از این عنوان استفاده شده است
در آیه 22 سوره بقره خطاب به همه مردم (يأيّها النّاس) نعمت نزول آب باران از اسمان و نقش آن در پرورش میوه ها و روزی رسانی، در کنار سایر نعمات الهی همچون گسترش زمین و بناء آسمان ، از نشانه های آشکار برای همه (وأنتم تعلمون.) جهت عبادت پروردگار و پرهیز از شرک معرفی شده است:
يأيّها النّاس اعبدوا ربّكم الّذى خلقكم ...* الّذى ... والسّماء بناء وأنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثّمرت رزقا لّكم فلاتجعلوا للّه أندادا وأنتم تعلمون.
21 ای مردم پروردگار خود را پرستش کنید، آن کس که ....... و از آسمان آبی فرو فرستاد، و بوسیله آن میوه ها را پرورش داد، تا روزی شما باشد، بنابراین برای خدا شریکهائی قرار ندهید در حالی که می دانید (بقره 21 و 22)
زنده شدن زمین مرده بوسیله آب باران و در کنار سایر نشانه های آفرینش به عنوان دلیلی برحقانیت (ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ ....حج - 6) و لطیف و خبیر بودن باریتعالی (إنّ اللّه لطيف خبير.حج - 63) در آیه 164 سوره بقره گواهی برای اهل تعقل و اندیشه ، (لأيت لّقوم يعقلون.) و در آیه 65 سوره نحل نشانه ای برای آنها که گوش شنوا دارند (لأية لّقوم يسمعون) ذکر شده است.
نزول بارات در آیه 99 سوره انعام حجتی برای مومنین (ذلكم لأيت لّقوم يؤمنون.) و در سوره اعراف آیه 58 بهانه ای برای شکرگزاری نعمتهای الهی (كذلك نصرّف الأيت لقوم يشكرون) معرفی شده است
یکی از ویژگیهای منحصر بفرد آب حلالّیت عمومی و نقش پاک کنندگی آنست این نعمت در آیه 11 سوره انفال به مومنین متذکر شده است (وينزّل عليكم مّن السّمآء مآء لّيطهّركم به ويذهب عنكم رجز الشّيطن)