خورشید و ماه از نشانه ای آفریدگارند:

«وَ مِنْ ءَايَـتِهِ الَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لاَ تَسْجُدُواْ لِلشَّمْسِ وَ لاَ لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُواْ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ » . [فصّلت : 37]

«و از نشانه هاى او ، شب و روز و خورشيد و ماه است . براى خورشيد و ماه سجده نكنيد. براى خدايى سجده كنيد كه آنها را آفريده است ، اگر او را مى پرستيد» .

خورشید؛ نعمتی الهی که زندگی را در زمین ممکن کرد

هر روز طلوع خورشید را می‌بینیم، اما کمتر به نقش حیاتی آن در زندگی فکر می‌کنیم. قرآن کریم خورشید را نشانه‌ای از نظم و قدرت الهی معرفی می‌کند و علم امروز نیز ثابت کرده است که حیات زمین به‌طور کامل به انرژی خورشید وابسته است.

اگر خورشید نبود، زمین چه می‌شد؟

گیاهان قادر به فتوسنتز نبودند

اکسیژن تولید نمی‌شد

چرخه آب متوقف می‌شدزمین به سیاره‌ای سرد و مرده تبدیل می‌شد
این واقعیت‌ها نشان می‌دهد چرا قرآن خورشید را نعمتی الهی معرفی می‌کند.

امروزه می‌دانیم خورشید با سرعت بالا در کهکشان راه شیری در حرکت است.

خورشید در زندگی امروز ما

خورشید فقط متعلق به آسمان نیست؛ در زندگی روزمره ما حضور دارد:

تنظیم کشاورزی و فصل‌ها

بارش باران و چرخه آب

انرژی پاک و تجدیدپذیر

نتیجه‌گیری؛ خورشید، نشانه‌ای برای شکرگزاری

خورشید پلی میان علم و ایمان است. قرآن انسان را به دیدن، اندیشیدن و شکرگزاری دعوت می‌کند و علم، نظم دقیق این نعمت الهی را آشکار می‌سازد. توجه به خورشید، توجه به خالق آن است.
قرآن خورشید را چراغی فروزان معرفی می‌کند؛ علمی که امروز ثابت کرده بدون خورشید، زمین قابل زندگی نبود

خدای متعال در بیان خالقیت خویش به خلقت و عظمت ماه و خورشید پرداخته و می‌فرماید:( انبیا/- آیه۳۳).
در قرآن قبل از این آیه پنج برهان بر یگانگی خدای سبحان اقامه شده و این ششمین برهان است که اشاره به خلقت شب، روز، آفتاب و مهتاب شده تا به مشرکان ساختگی بودن بت‌ها را بفهماند و عاجز بودنشان را در آفرینش خلایقی همچون ماه و خورشید بیان بکند.

چون ماه و خورشید ظهور و وضوحشان شدیدتر از آنست که دلالت آن دو بر مبدأ علیم، حکیم و قادر درک نشود. از سویی دیگر به آیت بودن مخلوقات خدا اشاره شده که از جمله آن ماه و خورشید است:
«وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیلُ وَالنَّهارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَر...»(فصلت/ آیه۳۷.)«و از نشانه‌های او، شب و روز و خورشید و ماه است‌...».
در این آیه به نشانه‌ای از توحید فعل و نظام یک‌نواخت عالم‌گیر جهان اشاره شده که از جمله آن نظام شب و روز است که در اثر طلوع و غروب خورشید صورت می‌گیرد، و روشنایی و تاریکی آن فضای جهان را فرا می‌گیرد و در اثر این نظام خاص نیاز موجودات زمین همه در اثر تابش نور و تیرگی شب تأمین می‌شود؛ و از سویی نظام جهان و موجودات عالم که بر آن طلوع و غروب استوار است، شاهد وحدت مدبر جهان است؛ لذا آیه شریفه به این‌که خورشید و ماه جزو عوامل طبیعی است، یادآوری نموده و با توجه دادن به آفریدگار آن دو و سایر کرات، بشریت را از پرستش مخلوق نهی نموده است.

سیر خورشید و ماه در مدار مقدر شده

«وَ الشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَـا ذَ لِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنَـهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لاَ الشَّمْسُ يَنمـبَغِى لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ الَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَ كُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » . [ يس : 38 ـ 40 ]

«و خورشيد به سوى قرارگاه خود ، روان است . اين تقديرِ آن عزيز فرزانه است و براى ماه ، منزل هايى معيّن كرده ايم تا چون شاخه خشك و نازك خرما [شود و ]بازگردد . نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب كه بر روز ، پيشى گيرد و هر كدام در مدارى شناورند»

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿زمر 5﴾

آسمانها و زمين را به حق آفريد شب را به روز درمى‏پيچد و روز را به شب درمى‏پيچد و آفتاب و ماه را تسخير كرد هر كدام تا مدتى معين روانند آگاه باش كه او همان شكست‏ ناپذير آمرزنده است

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿انبیاء 33﴾

و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند

> «وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا» (سوره یس، آیه ۳۸)

و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است

لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (یس 40)

نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند

خورشید و ماه از آیات بارز خدای سبحان هستند که هر یک در مقرّ خود با هدایت ناظم و مربّی عالم، انجام وظیفه می‌دهند و ذره‌ای از مدار خود تجاوز نمی‌کنند؛ لذا خورشید و ماه با تمام عظمت و حشمتی که دارند، مطیع فرمان اویند و وجود و بقائشان وابسته به اراده حق تعالی است؛ پس سزاوار نیست که بندگان به آن‌ها سجده و اظهار ذلت نمایند.

«الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ » . [الرحمن : 5]

«خورشيد و ماه به حساب اند» .

«فَالِقُ الاْءِصْبَاحِ وَجَعَلَ الَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَ لِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» . [الأنعام : 96 ]

شكافنده صبح است و شب را براى آسودن و خورشيد و ماه را به حساب قرار داد . اين ، تقدير آن عزيز داناست

«هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَ الْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَ لِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الاْيَـتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » . [يونس : 5]

«اوست كه خورشيد را روشنى بخشيد و ماه را تابان كرد و براى آن ، منزل هايى معيّن نمود تا شماره سال ها و حساب را بدانيد . خدا اينها را جز به حق نيافريد . نشانه ها را براى دانايان به روشنى بيان مى دارد» .

خورشید و ماه وستارگان در تسخیر امر آفریدگار و در خدمت برآوردن نیازهای انسان بکار گرفته شده اند

.وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿ الأعراف : 54)

و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان

اللّهُ الَّذِي ....... وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ﴿ رعد 2﴾

خدا [همان] كسى است كه..................و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين به سير خود ادامه مى‏دهند [خداوند] در كار [آفرينش] تدبير مى‏كند و آيات [خود] را به روشنى بيان مى‏نمايد اميد كه شما به لقاى پروردگارتان يقين حاصل كنيد

اللّهُ الَّذِي ...... وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ ﴿ابراهیم 33﴾

خداست كه ........ و خورشيد و ماه را كه پيوسته روانند براى شما رام گردانيد و شب و روز را [نيز] مسخر شما ساخت

هُوَ الَّذِي ..........وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿نحل 12﴾

اوست كسى كه ...... و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه ‏هاست

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ﴿فرقان 45﴾

آيا نديده‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿عنکبوت 61﴾

و اگر از ايشان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را [چنين] رام كرده است‏حتما خواهند گفت الله پس چگونه [از حق] بازگردانيده مى‏شوند

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿لقمان 29﴾

آيا نديده‏اى كه خدا شب را در روز درمى‏آورد و روز را [نيز] در شب درمى‏آورد و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه] هر يك تا وقت معلومى روانند و [نيز] خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است

يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (فاطر 13)

شب را به روز درمى‏آورد و روز را به شب درمى‏آورد و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه] هر يك تا هنگامى معين روانند اين است ‏خدا پروردگار شما فرمانروايى از آن اوست و كسانى را كه بجز او مى‏خوانيد مالك پوست هسته خرمايى [هم] نيستند

خورشید چراغ و ماه نور بخش آسمان است

تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا ﴿فرقان 61﴾

فرخنده و] بزرگوار است آن كسى كه در آسمان برجهايى نهاد و در آن چراغ و ماهى نوربخش قرار داد

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا ﴿نوح 16﴾

و ماه را در ميان آنها روشنايى‏بخش گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد

سوگند به خورشيد و ماه

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿﴾ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿شمس 1 و 2﴾

سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش () سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود ()

در اين آيه هم به خورشيد قسم ياد شده، و هم به تابش آن.

(دانشنامه عقايد اسلامي باب دوازدهم: آفرينش خورشيد و ماه)

نظم خورشیدو ماه

قرآن کریم در بیان چرخش و نظم خورشید و ماه، و روز و شب در عالم می‌فرماید:
«لَاالشَّمْسُ ینْبَغِی لَها أَنْتُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَااللَّیلُ سابِقُ النَّهار...» (یس/آیه۴۰) «نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد...».
مراد از این تعبیر این است که بفهماند تدبیر الهی چنین نیست که روزی جاری شود و روزی از ایام متوقف گردد؛ بلکه تدبیری است دائمی و خلل‌ناپذیر که مدت معینی ندارد تا بعد از تمام شدن آن مدت به وسیله تدبیری دیگر نقض گردد

منشأ نور خورشید و ماه

نور خورشید به ذات آن است و حرارت شدیدی دارد؛ اما قمر دارای طبیعت سردی است که از خود نوری ندارد، بلکه نور خود را از خورشید می‌گیرد.

تعبیر به ضیا

و از سویی "ضیاء" در جایی گفته‌ می‌شود که تاریکی را برطرف نماید، هم‌چنان‌که روشنی خورشید ظلمت شب را می‌برد؛ ولی نور لازم نیست که پیش از آن تاریکی بوده باشد.

سراج و نور بودن خورشید و ماه

[ویرایش]

در تعبیری دیگر خورشید را سراج و ماه را نور معرفی کرده که اشاره به همان مطلب است؛ یعنی اشعه خورشید اصیل و ذاتی است، ولی نور کره ماه در اثر کسب از نور و ضیاء خورشید می‌باشد:

«وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً» ( نوح/، آیه۱۶). «و ماه را در میان آسمان‌ها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است‌.».

هدف قرآن از بیان آیات

نکته قابل توجه اینست که این آیات در حقیقت برای اثبات ربوبیت خداوند و توجه دادن به تدبیر الهی در امور بندگان است که انسان با مشاهده این نعمت‌های عظیم، متوجه خالق حقیقی شده، در نتیجه عبودیت او منحصر به خدای سبحان می‌گردد.

ماه و خورشید در خدمت انسان

خداوند در قرآن مجید (در سوره‌های ابراهیم، آیه ۳۲-۳۳، نحل، آیه ۱۴، حج، آیه ۳۶-۳۷ و آیه ۶۵، لقمان، آیه ۲۰، زخرف، آیه ۱۳، جاثیه، آیه ۱۲-۱۳ و...

بالاترین ارزش و عظمت را به انسان قائل شده، بطوری‌که تمام کائنات را مسخّر او بیان نموده است.
خدای متعال آفتاب، ماه، ستارگان و... را آفریده، درحالیکه همه به امر او جاری و طبق مشیت او جریان دارند؛ (اشاره به سوره اعراف، آیه ۵۴.

و در برابر ذات اقدس احدیت سجده می‌کنند؛ (اشاره به سوره حج، آیه ۱۸.

) و از سویی کل عالم هستی از جمله خورشید و ماه، برای خدمت‌رسانی به انسان معرفی شده است؛ (اشاره به سوره‌های نحل، آیه ۱۲ و عنکبوت، آیه ۶۱ و...

«وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَین‌...»

«و خورشید و ماه را -که با برنامه منظّمی در کارند- به تسخیر (در حدمت) شما درآورد...».

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِکَ إِلَّا بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (5) إِنَّ فِی اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ

وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ (6) یونس: 6- 5

او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد؛ و برای آن منزلگاه هایی مقدّر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید؛ خداوند این را جز بحق نیافریده؛ او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می دهد! مسلّماً در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه هایی) است برای گروهی که پرهیزگارند (و حقایق را می بینند).

«(وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (شمس 1); سوگند به خورشيد و تابندگيش»

خورشيد عالمتاب

دانشمندان در مورد عظمت و اهميّت خورشيد و نور آن، كه خداوند متعال به آن قسم خورده، كتابهاى فراوانى نوشته اند، مطالبى كه به هنگام نزول قرآن هيچ كس از آن مطّلع نبود. به گوشه اى از اين اسرار و شگفتيها توجّه كنيد:

الف) عظمت خيره كننده خورشيد

كره تابان خورشيد يك ميليون و دويست هزار برابر كره خاكى ماست! يعنى اگر يك ميليون و دويست هزار كره زمين فرض كنيم، و آنها را روى يكديگر بنهيم برابر با كره خورشيد مى شود! خورشيدى كه يكى از ستاره هاى متوسّط آسمان است اين قدر عظمت دارد. برخى براى تجسّم بزرگى خورشيد نسبت به كره زمين مثال خوبى زده اند; به اين مثال توجّه كنيد:

توپ فوتبالى به قطر دو متر در نظر بگيريد كه در فاصله يكصد و پنجاه مترى آن گردوى كوچكى بوده باشد. توپ فوتبال خورشيد، و آن گردو كره زمين، و فاصله بين آن دو فاصله بين خورشيد و زمين است. زيرا فاصله بين خورشيد و زمين يكصد و پنجاه ميليون كيلومتر است (كه طىّ اين مسافت با هواپيماهاى معمولى پانزده سال طول مى كشد!) حال اگر با توجّه به تناسب يكصد و پنجاه متر و يكصد و پنجاه ميليون كيلومتر،

حجم خورشيد و كره زمين را كوچك كنيم تقريباً به اندازه همان توپ فوتبال با قطر دو متر و گردوى كوچك مى شود

ب) وزن خورشيد

خورشيد سيصد هزار مرتبه سنگين تر از زمين است! يعنى اگر وزن چيزى در زمين 1 كيلوگرم باشد، در كره خورشيد 300 هزار كيلوگرم خواهد بود! حال تصوّر كنيد يك انسان پنجاه كيلويى در آنجا چه وزن عجيبى پيدا مى كند؟ درست محاسبه كرده ايد، چنين انسانى در آنجا 000/000/15 كيلوگرم وزن خواهد داشت!

و لهذا در صورتِ امكانِ سفر به كره خورشيد انسان در آنجا در اثر سنگينى وزنش له مى شود!

جالب اينكه طبق محاسبه دانشمندان در هر دقيقه 250 ميليون تُن از وزن خورشيد كاسته مى شود. حال تصوّر كنيد در يك ساعت چقدر؟ در يك روز چه مقدار؟ در يك ماه چطور؟ در يك سال چقدر؟ در يك قرن چه مقدار؟ عظمت خورشيد به قدرى زياد است كه عليرغم گذشت هزار سال از نورافشانى، و در نتيجه كاهش شديد وزنش، خم به ابرو نمى آورد، و اين مسأله هيچ خللى در خدمت رسانى او نداشته است. هر چند با ادامه اين وضع در طولانى مدّت، خورشيد كم كم رو به خاموشى خواهد گراييد، كه آيه شريفه «(إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ); در آن هنگام كه خورشيد درهم پيچيده شود».(1) اشاره به همين مطلب دارد.

ج) درجه حرارت خورشيد

طبق محاسبات دانشمندان، درجه حرارت در سطح كره خورشيد، 600 هزار درجه سانتيگراد است. جالب اينكه امكان ايجاد چنين درجه حرارتى در كره زمين نيست. زيرا در صورت عملى شدن ساختن كوره اى كه بتواند چنين درجه حرارتى را توليد كند، بلافاصله خود كوره

ذوب خواهد شد; زيرا انسان مادّه اى كه توان تحمّل اين درجه حرارت را داشته باشد در اختيار ندارد. امّا مقدار حرارت در اعماق خورشيد بيست ميليون درجه سانتيگراد است، و لهذا خورشيد همانند كره زمين جامد نيست، بلكه گاز فشرده اى است.

د) شعله هايى از خورشيد

از خورشيد زيبا و خيره كننده شعله هايى به هوا و محيط اطرافش متصاعد مى شود كه ارتفاع آن، گاه تا يكصد و شصت هزار كيلومتر مى رسد! يعنى اگر كره زمين وسط يكى از اين شعله ها قرار گيرد در مدّت كوتاهى تبديل به دود و بخار مى شود، زيرا طول محور زمين تنها دوازده هزار كيلومتر است.

ه_ ) جاذبه خورشيد

قرص خورشيد با آن وزن و سنگينى كه دارد از نظر جاذبه و رعايت فاصله نسبت به ديگر اجرام آسمانى بسيار عجيب و حيرت آور است. تمام منظومه شمسى به گرد خورشيد مى چرخد، امّا در فاصله اى كه نه جذب خورشيد مى شوند، تا در حرارت شديد آن محو و نابود شوند، و نه از آن فاصله مى گيرند كه از مدار منظومه شمسى خارج شوند. اين نظم و دقّت مرهون جاذبه دقيق و حساب شده خورشيد است. همان گونه كه حركت كره زمين ما نيز تحت تأثير جاذبه خورشيد است.

آثار و اسرارى كه از خورشيد تابان ذكر شد تنها گوشه اى از شگفتيهاى اين كره نورانى است كه دانشمندان در سايه مطالعه و تفكّر و انديشه پيرامون آن موجود اسرارآميز، پرده از آن برداشته اند. و اگر ما هم در پديده هاى عالم هستى تفكّر و انديشه كنيم، بى شك اسرار

تازه اى برايمان كشف خواهد شد.

آثار و اسرار نور خورشيد

«ضحى» كه خداوند در سوره شمس به عنوان دومين چيز به آن قسم ياد كرده، به دو شكل تفسير شده است:

1. مطلق نور; چه نور موجود در ابتداى روز، يا نور وسط روز.

2. نور اوّل روز; و قربانى حج را نيز بدان جهت اُضحيه ناميده اند كه در ابتداى روز عيد قربان ذبح مى شود. بنابراين، خداوند به نور خورشيد در اوّل روز، يا به مطلق نور خورشيد قسم ياد كرده است.

در هر حال، آفتاب و نور خورشيد داراى آثار و بركات فراوانى است كه به گوشه اى از آن اشاره مى شود:

1. همه چيز مرهون نور خورشيد!

اگر حرارت و نور خورشيد نبود هيچ موجود زنده اى قادر بر ادامه حيات و زندگى نبود. نه بادى بود، و نه بارانى. نه آبى، و نه آتشى، و نه هيچ چيز ديگر! راستى اگر بخواهيم خودمان چنين حرارتى ايجاد كنيم چقدر هزينه خواهد داشت؟ دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه تمام بودجه اى كه ساكنان زمين براى انرژى مورد نياز خود هزينه مى كنند تنها براى ايجاد يك ميليونيم حرارت خورشيد كافى است. يعنى با يك ميليون برابر هزينه صرف شده جهت انرژى ساكنان زمين، مى توان حرارتى معادل آنچه از تابش نور خورشيد بر كره زمين حاصل مى شود، توليد كرد!

خداوند تمام اين نعمتها را عليرغم هزينه هاى سرسام آورى كه دارد بطور رايگان در اختيار انسان قرار داده است. پيرو جوان، فقير و ثروتمند، كوچك و بزرگ، براحتى از آن استفاده مى كنند. اما قدر آن را نمى دانند، و شكر خالقش را بجاى نمى آورند.

2. پرورش موادّ غذايى با نور آفتاب

موادّ غذايى انسان، يا از گياهان و درختان گرفته مى شود، و يا از حيوانات; و مى دانيم اگر نور خورشيد نباشد هيچ گياه و درختى قادر به ادامه حيات و ثمردهى نخواهد بود. در نتيجه نيمى از موادّ غذايى بشر از دست مى رود. و چنانچه گياهان و درختان نابود شوند حيوانات نيز از بين خواهند رفت، چون آنها از گياهان و درختان تغذيه مى كنند. و بدين ترتيب نيم ديگر موادّ غذايى انسان نيز نابود مى شود. بنابراين، نور آفتاب عامل پرورش تمام موادّ غذايى است.

3. بارانها و نور آفتاب

باران نتيجه غير مستقيم نور آفتاب است. آفتاب بر صفحه اقيانوسها مى تابد.

سوزش و حرارت آفتاب قسمتى از آب اقيانوسها را بخار مى كند و بخارها به سمت آسمان متصاعد شده، تبديل به ابر مى شود. باد ابرها را به فرمان خداوند به سرزمينهاى خشك و بى آب و علف حركت مى دهد، و ابرها در آن سرزمينها شروع به بارش مى كند و باران مايه بركت و زندگى و حيات آن سرزمينها مى شود.

4. رابطه نور خورشيد و بادها

وزش بادها هم حركت ابرها را در پى دارد، و هم هوا را جابجا و تصفيه مى كند، و هم گلها و گياهان و درختان را بارور مى نمايد. بادها تمام فوايد و خواصّ خود را مرهون نور خورشيدند. زيرا هنگامى كه خورشيد در نيمكره اى كه روز است مى تابد، اين قسمت از كره زمين گرم مى شود، در حالى كه سمت ديگر كره كه شب است سرد مى باشد. هنگامى كه هواى گرمِ نيمكره آفتابى، با هواى سرد

نيمكره سرد برخورد مى كند باد توليد مى شود و منشأ آن بركات مى گردد.

5. آفتاب منشأ زيباييها

تمام زيباييها از نور آفتاب است. نور خورشيد هفت رنگ زيبا را در خود جاى داده، كه به هنگام ظهور رنگين كمان قابل تجزيه و مشاهده است. همان گونه كه به وسيله منشورهاى بلورين نيز مى توان نور آفتاب را تجزيه كرد. ولى آيا رنگهاى موجود در نور آفتاب منحصر به همين هفت رنگ است؟

پاسخ اين سؤال منفى است، زيرا نور خورشيد حاوى رنگهاى ديگرى نيز هست، كه چشم ما قادر بر رؤيت آن نيست. بالاترين رنگى كه در آفتاب است و چشم ما توان ديدن آن را دارد رنگ بنفش است. امّا بالاتر از آن نيز رنگى وجود دارد كه ما فوق بنفش ناميده مى شود، و ما قادر بر ديدن آن نيستيم، امّا برخى از حيوانات آن را مى بينند. همان گونه كه پايين ترين رنگى كه چشم ما انسانها قادر بر ديدن آن است رنگ قرمز است، امّا پايين تر از آن هم وجود دارد كه اشعه مادون قرمز ناميده شده، و

برخى از حيوانات توان ديدن آن را دارند. جالبتر اينكه اشعه مادون بنفش مأموريّتى بس حسّاس و مهم دارد. مأموريّت اين اشعه حياتى نابود كردن ميكروبهاى كره زمين است. سربازان اشعه مافوق بنفش، تمام ميكروبهاى موجود در قلمرو حكومت خورشيد را به راحتى محكوم به مرگ مى كنند! راستى اگر قرار بود بشر اين كره خاكى را ميكروب زدايى كند چه هزينه سنگين، و چه كار مشكل و پرزحمتى را بايد تحمّل مى كرد؟ اكنون بايد با تمام وجود شاكر خدايى باشيم كه

اين نعمت بزرگ را به رايگان در اختيارمان نهاده است. اگر اشعه مافوق بنفش نبود در مدّت كوتاهى تمام كره زمين مبدّل به بيمارستانى عظيم مى شد، كه بيماران آن در فرصت كوتاهى مى مردند!

6. نور خورشيد منبع انرژيها

اگر تعجّب نكنيد تمام انرژيهاى موجود، از آفتاب سرچشمه گرفته اند.

چوب درختان، كه از ابتدايى ترين منابع انرژى انسان به شمار مى رود و حرارت و نور توليد مى كند، اين دو نعمت بزرگ را از آفتاب گرفته است.

ذغال سنگها، كه از ديگر منابع انرژى انسانها به شمار مى روند، بقاياى درختانى هستند كه در زير خروارها خاك دفن شده اند. آن درختان نور و حرارت خورشيد را در خود ذخيره كرده، و آن را در شكل و هيأت ذغال سنگ به انسان تحويل مى دهند.

نفت از ديگر منابع انرژى، بقاياى حيوانات مدفون در دل زمين است. آن حيوانات نيز از درختانى تغذيه مى كردند كه حامل نور و حرارت خورشيد بوده اند.

يكى ديگر از منابع انرژى انسان، كه در عصر حاضر نقش بسزايى ايفا مى كند، سدها هستند. آبها در پشت سد جمع مى شوند، و توربين هاى مخصوصى را به حركت در آورده، و توليد برق مى كنند. اين آبها همان بخارهايى است كه بر اثر حرارت خورشيد از درياها به آسمانها رفته و دوباره به صورت باران به زمين بازگشته، و در پشت سدها جمع شده اند.

مولّدهاى بادى كه اخيراً ساخته شده، و با استفاده از نيروى باد توليد انرژى مى كند، از ديگر منابع انرژى است. و در چند سطر قبل گذشت كه باد مرهون حرارت نور خورشيد، و نتيجه آميختن هواى سرد و گرم است.

و بالاخره بشر به تازگى موفّق شد كه از نور آفتاب به صورت مستقيم انرژى ذخيره كند. اين انرژى كه صاف ترين، در دسترس ترين، پاكيزه ترين و شايد ارزانترين انرژى مورد استفاده بشر در آينده باشد، از بركات مستقيم تابش نور خورشيد است.

خلاصه اينكه خورشيد و نور پر فروغ آن، آثار و اسرار و عجايب و شگفتيها و بركات فراوانى دارد كه تنها به يازده نمونه آن اشاره كرديم و همين كافى است كه بدانيم چرا خداوند در سوره شمس به خورشيد و نور آن قسم خورده است.

ما بايد پيرامون اين موجوداتِ با عظمتِ پروردگار، كه به رايگان در اختيار ما نهاده، فكر كنيم. خداوند بزرگ طبق آنچه در آيات متعدّدى از قرآن مجيد آمده (حدّاقل هفت آيه) خورشيد و ماه را مسخّر انسان كرده است; يعنى آنها را خدمتگزار انسان قرار داده، تا شب و روز به او خدمت كنند. خورشيد حتّى شبها به انسان خدمت مى كند، زيرا اگر حرارت ذخيره شده از خورشيد به هنگام تابش آفتاب در روز نبود، سرماى شبانه به قدرى شديد بود كه همه چيز يخ مى زد. بايد انديشه كنيم، و به عظمت اين نعمتها پى ببريم، و شكر آنها را با استفاده صحيح از آنها بجا آوريم، و بنده خوب و صالح و پرهيزكارى براى خالق آنها باشيم.

يك توصيه مهم:

در عصر و زمان ما بر كسانى كه مى خواهند اسلام را بهتر بشناسند، لازم است با علوم طبيعى روز آشنا شوند

زيرا اطّلاع از علوم طبيعى، در بحث توحيد، تفسير قرآن، معاد و مانند آن، هر چند بصورت اجمالى و مختصر، يك پيش نياز است. چرا كه با دانستن اسرار خلقت، كه در علوم طبيعى به آن اشاره شده، بهتر مى توان اين مباحث را درك و تبيين كرد. گواه بر اين مطلب سخن يكى از دانشمندان است كه مى گويد: «در گذشته هضم و باور اينكه در روز قيامت پوست و گوشت انسان بر عليه او شهادت مى دهند، سخت بود; امّا اكنون پيشرفت هاى حاصل در علم شبيه سازى باور اين مطلب و شبيه آن را آسان كرده است. زيرا اين علم به انسانها ثابت كرد كه در هر سلولى از سلولهاى انسان، يك انسان كامل با تمام اعضا و جوارح بصورت بالقوّه نهفته است، كه در شرايط خاصّى مى تواند رشد نموده، و تبديل به يك انسان شود و سخن بگويد».

حدیث:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ چون خورشيد را ديد كه غروب مى كند ـ: در آتش داغ خدا ، اگر امر خدا جلويش را نمى گرفت ، همه آنچه را بر زمين بود ، نابود مى كرد .

بر اساس نظريات علمى امروز ، اگر حرارت توليد شده خورشيد ، بيش از آنچه اكنون به زمين مى رسد ، به آن برسد ، همه موجودات زمينى از گرما ، نابود مى شوند و اين ، نشانه اندازه گيرى حكيمانه مدبّر هستى است .

.امام على عليه السلام ـ در بخشى از گفتارش به هنگام ديدن ماه نو ـ: اى آفريده به فرمان و رونده شتابان ، آينده و شونده در سپهر تدبير و جاى گيرنده در منزل تقدير ! به آن كسى ايمان آوردم كه تاريكى ات را نور داد و نقاط ابهامت را روشن نمود و نشانه اى از نشانه هاى سيطره اش قرار داد و با كم و بيش كردنت و طلوع و غروبت و تابان و بى نور كردنت ، در اختيار خود گرفت و در همه اينها فرمانبرِ او بودى و درخواستش را به شتابْ پاسخگو ، منزّه است خدا! چه نيكو تدبير نمود ، و در مُلك خود ، چه استوار كار كرد ! خداوند ، تو را هلال ماهى نو براى پديده اى تازه قرار دهد ! خدا تو را هلال امنيت و ايمان و سلامت و اسلام قرار دهد ؛ امنيت از آفت ها و سلامت از گناهان ! خدايا ! ما را در ميان آنان كه ماه بر ايشان طلوع مى كند ، ره يافته ترين قرار ده و در ميان آنان كه بدان مى نگرند ، پاك ترين ! و درود خدا بر محمّد پيامبر و خاندان او باد ! خدايا ! براى من چنين و چنان كن (خواسته هايت را بگو) ، اى مهربان ترينِ مهربانان !

فوايد طلوع و غروب خورشيد در کلام امام صادق (ع)

حدث توحید مفضل

اى مفضّل! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن. اگر طلوع خورشيد نبود كار جهان يكسره درهم مى‌شكند و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمى‌بردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست. ولى در راز غروب خورشيد انديشه كن. اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش و استراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. نيز [اگر غروبى نبود] حرص آدميزاد باعث مى‌گشت‌

كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.

همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مى‌شد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مى‌شدند. پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مى‌افروزند و براى آرامش خاموش مى‌گردانند. [با اين طلوع و غروب‌] نور و ظلمت كه ضدّ يك ديگرند چنان در اطاعت‌اند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مى‌كنند.

[حكمت و سود فصلهاى چهارگانه سال‌]

آنگاه در بلند و پست بودن خورشيد براى بر پاى گشتن اين چهار زمان از سال و اسرار و مصالح نهفته در آنها انديشه كن. در «زمستان» حرارت [و ثمر دهى‌] به درون درخت باز مى‌گردد از آنها ميوه پديد مى‌آيد. هوا متراكم مى‌گردد و از اين تراكم و فشار هوا و ابر و باران به هم مى‌رسد. بدن حيوان سخت و قوى مى‌گردد.

در «بهاران» همان مواد و حرارت [كه در درخت و گياه نهفته بود] حركت مى‌كند و موادى را كه در زمستان ساخته و متولد شده است پيدا مى‌سازد. گياه مى‌رويد و درختان شكوفه مى‌كنند. حيوانات نيز براى توليد نسل و جفتگيرى در هيجان مى‌افتند.

در «تابستان» هوا سخت گرم مى‌شود و ميوه‌ها مى‌رسند، مواد زايد بدنها ترشح مى‌كنند. روى زمين مى‌خشكد و براى ساخت و ساز و كار آماده مى‌گردد.

در «پاييز» هوا صاف مى‌شود. بيماريها مرتفع مى‌گردند. بدنها سالم مى‌شوند. شب به درازا مى‌كشد و مى‌توان در اين فرصت كارهايى كرد. هوا معتدل مى‌شود. نيز مصالح و حكمتهاى ديگرى هست كه ذكر آنها سخن را به درازا مى‌كشاند.

[شناخت زمانها و فصول از طريق حركت خورشيد]

اينك در حركت خورشيد در برجهاى دوازده‌گانه براى گردش سال و تدابير نهفته در آن بينديش. اين گشتن خورشيد باعث پديدار شدن فصول «زمستان، تابستان، بهار و پاييز» مى‌گردد. با اين گردش خورشيد، غلات و ميوه‌ها مى‌رسند [و مصرف مى‌شوند] و به پايان خود مى‌رسند و بايد از نو، رشد و نمو كنند. نمى‌نگرى كه يك سال به قدر حركت و سير خورشيد از «حمل» تا «حمل» است؟ و از هنگام آفرينش جهان هستى تاكنون همين سال و ماه و ... وسيله سنجش زمان است و مردم با آن، عمر و گذشت زمان، وقت پرداخت و دريافت ديون و ديگر اجازات و معاملات و امور ديگر را تنظيم و حساب مى‌كنند و با حركت دورانى خورشيد سال كامل مى‌شود و محاسبه زمان درست مى‌گردد.

بنگر كه چه تدبيرى در طلوع و شروق آن بر جهان نهفته است؟ اگر مشرق و مطلع خورشيد در يك جا بود، شعاع و منفعت آن به ديگر جهات نمى‌رسيد؛ زيرا كوهها و ديواره‌ها باعث پوشش نور آن مى‌شدند. پس تقدير چنان گشت كه در آغاز روز از مشرق طلوع كند و بر هر چه از جانب مغرب با آن روبرو شود بتابد. آنگاه [نور آن‌] در گردش باشد و همه جهات را بپوشاند و مغرب شود. و بر آنچه كه در آغاز روز نتابيده بتابد تا هيچ بخشى از زمين از نصيب و فايده نور خورشيد محروم‌ نماند و نيازش برآورده گردد. راستى اگر خورشيد، سال يا بخشى از سال را از فرمان سربپيچد و نتابد حال مردم چگونه مى‌شود؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود؟ نمى‌بينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چاره‌اى از آنها ندارند و بى‌آنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند، به خاطر فايدت بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند.

[ماه، عامل پديدار گشتن ماههاى قمرى‌]

به ماه بنگر. ماه دليلى واضح و روشن است كه مردم از آن براى شناخت ماهها [ى قمرى‌] بهره مى‌جويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته؛ زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوه‌ها كافى نيست. از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد.

[شمارى از فوايد نور ماه‌]

در تابش مهتاب در تاريكى شب و نياز به آن انديشه كن. اگر چه به خاطر آرامش جانداران و كاهش حرارت هوا براى رويندگان به تاريكى نياز افتاد، امّا مصلحت نبود كه شبانگاه تاريكى مطلق حاكم باشد و هيچ كارى در آن انجام نپذيرد؛ زيرا گاه مردم نيازمند مى‌گردند كه شبانه كار كنند؛ زيرا در روز وقت كم مى‌آيد و چه بسا به برخى از كارهايشان نرسند. نيز گاه در روز گرماى هوا از حدّ افزون مى‌گردد. در شب مى‌شود به كارهاى چندى؛ چون: شخم كردن زمين، ماليدن خشت، چوب بريدن و جز آنها رسيد. پس نور ماه براى مردم كمكى است كه اگر نياز افتاد در كارهاى خود از آن بهره گيرند. نيز مسافران و شبروان از آن بهره و انس مى‌گيرند.

ماه در برخى از شبها طالع مى‌شود و در شمارى از ليالى طلوع نمى‌كند. با اين همه، نور آن به نور خورشيد نمى‌رسد تا مردم در آن جنب و جوش روزانه نيفتند و از آرامش و قرار محروم نگردند و عمل شبانه‌روزى هلاكشان نسازد. اينكه خداى جلّ علا چنان تدبير كرده كه ماه گاه پيداست و گاه ناپيدا، گاه بسيار و گاه اندك است و گاه در كسوف، تا اين همه دليلى بر قدرت آفرينشگر والامرتبه باشد كه به خاطر سود جهان و جهانيان اين حالات را پديدار نموده است. شايد اهل عبرت درس عبرت گيرند.

مقالات:

خورشید و ماه نشانه‏ هایی از قدرت خدا

فرج‏ الله فرج اللهی

منبع: ماهنامه مکتب اسلام 1382 شماره 4

خورشید و ماه با حرکت‏ حساب شده خود و نظم بخشیدن به سایر سیارات و تاثیر در همه موجودات، نشانى از آفریننده حکیم و قادر مطلق هستند .
در شماره گذشته با یکى دیگر از آیاتى که با تعبیر «و من آیاته‏» شروع شده، آشنا شدیم و آن، آیه 37 سوره فصلت‏بود که در آن به چهار پدیده مهم و حیاتى در منظومه خاکى ما اشاره شده است و آنها عبارتند از روز و شب و خورشید و ماه . درباره دوتاى اولى مطالبى بیان شد و اینک ادامه مطلب:
خورشید منبع انرژى و برکات بى‏شمار براى سیاره خاکى ما به شمار مى‏رود نور و حرارت و روشنایى روز و رویش گیاهان و حتى زندگى بشر بدون پرتو حیات‏بخش خورشید نمى‏تواند وجود داشته باشد .
به عبارت دیگر: انرژیهاى گوناگونى که بشر امروزه مورد استفاده خود قرار مى‏دهد از جمله نیروگاه‏هاى اتمى و انرژى الکتریک که در اکثر موارد زندگى، ما شاهد آن هستیم و با زندگى روزمره ما عجین گشته، و جهان را به سوى تمدن پیش مى‏برد، در واقع نشات گرفته از خورشید است . دانشمند روسى «تیمیر یازف‏» معتقد است:
«غذا از آن جهت منبع نیروى حیات است که کنسروى از اشعه خورشید مى‏باشد» (1) .
خورشید و ماه چیست؟
خورشید یکى از ثوابت است که زمین و سیارات دیگر دور آن مى‏گردند و از آن کسب نور مى‏کنند . حجم آن 1310000 برابر حجم زمین و فاصله‏اش تا زمین 149 میلیون کیلومتر و نزدیکترین ثوابت‏به زمین مى‏باشد (2) .
خورشید کره‏اى بزرگ و گازى شکل مرکب از گازهائى ملتهب است که اشعه نورانى و گرما، به سراسر جهان گسیل مى‏دارد و قطرش یک میلیون و چهار صد هزار کیلومتر است . قرص خورشید و ماه گرچه در نظر ما یکسان مى‏نماید، ولى خورشید 109 برابر بزرگتر از کره زمین است (3) .
ماه نیز یکى از کرات آسمانى است که به دور زمین مى‏گردد و روشنى بخش شبهاى تار و ظلمانى و چراغ راهنماى مسافران و فواید دیگرى نیز دارد که با جزر و مد خود مى‏آفریند . البته مى‏دانیم که نور ماه، انعکاس نور خورشید در نیمه‏اى از این کره است .
اهمیت‏خورشید و ماه
میلیونها سال است انسان مشاهده مى‏کند که کره زمین به دور خورشید و ماه به دور زمین مى‏چرخد و لحظه‏اى از مسیر خود تخلف نکرده، و اوقات شب و روز و ماه و سال را تنظیم کرده، و پس و پیش نمى‏شود، لذا انسان برنامه زندگى خود را براساس گردش این دو، تحت نظم و حساب درآورده و براى خود مبدا تاریخ قرار داده و بر اساس همان نظم و ترتیب روز و شب و ماه و سال، کارهاى فردى و اجتماعى و سیاسى و اقتصادى را تنظیم مى‏کند . چنانکه خداوند متعال در آیه 96 سوره انعام مى‏فرماید:
«خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داد» (4) .
«او است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید و هرکدام از اینها در مدارى در حرکتند» (5) .
«نه خورشید را سزا است که به ماه رسد، نه شب بر روز پیشى مى‏گیرد، و هرکدام در مسیر خود شناورند» (6) .
خورشید و ماه در زندگى منظومه ما، از چنان اهمیتى برخوردار است که اگر روزى سیارات از نور خورشید محروم گردند و همه‏جا تاریک و ظلمانى شده، همه گیاهان از رویش باز خواهند ایستاد .
«آماسویچ‏» مى‏نویسد:
«آب دریاها و اقیانوسها که در اثر حرارت خورشید تبخیر شده و رودخانه‏ها و آبشارهاى زیبا را به وجود مى‏آورد، اگر روزى خورشید نباشد و دیگر تولید انرژى تعطیل شود، بشر از تمامى این نعمتها محروم مانده و زندگى او فلج‏خواهد شد . حتى انرژى الکتریک که همگان با آن سرو کار دارند، صورت دیگرى از انرژى خورشید است‏» (7) .
همچنین وزش باد (که در شماره دوم سال 43 این مجله، از نگارنده به فواید آن اشاره شد)، چیزى جز گرم شدن ناموزون قسمتهاى مختلف سطح زمین به وسیله اشعه خورشید نمى‏باشد .
آماسویچ باز در اهمیت‏خورشید مى‏نویسد:
«آدمیان از قدیم‏الایام به اهمیت‏خورشید پى برده بودند و شگفت‏انگیز نیست که پیشینیان خورشید را یکى از خدایان مى‏شمردند و معابد با شکوه براى نیایش او برپا مى‏ساختند و به درگاهش راز و نیاز مى‏کردند و آن را خداى خدایان مى‏دانستند ولى بعدها آدمى به نیروى دانش و خرد دریافت که نیروئى ما فوق‏الطبیعه در خورشید وجود ندارد، بلکه آن نیز در زمره اختران عادى است که در کیهان نظیر آن بسیار یافت مى‏شود و نیروبخش آن یک نیروى مافوق‏الطبیعه مى‏باشد» (8) .
چنانکه گفته شد، به خاطر این همه فواید بى‏شمارى که خورشید و ماه در سیارات از جمله منظومه خاکى ما دارد، در روزگار قدیم، گروهى در مقابل این دو پدیده مهم و حیاتى و پرفروغ آسمانى سر فرود آورده و آنها را پرستش مى‏نمودند از این‏رو آفریننده هستى پس از اشاره به تسخیر درآوردن خورشید و ماه و قرار دادن آنها و منافعشان در اختیار بشر، و بیان آن در آیات متعدد قرآن، انسان را راهنمائى کرده مى‏فرماید با مشاهده اینهمه فایده از اینها نباید از آفریننده آنها غافل باشید و به دنبال مخلوق بروید، بلکه خالق آنها را ستایش کنید . لذا قرآن مجید در مقابل افراد غافل از خالق این پدیده‏ها مى‏فرماید:
«براى خورشید و ماه سجده نکنید، بلکه براى آفریننده آنها سجده کنید» (9) .
یعنى چرا به موجوداتى سجده مى‏کنید که اسیر قوانین آفرینش‏اند و دستخوش انواع تغییرات . اگر مى‏خواهید سجده کنید به کسى سجده کنید که آنها را مسخر شما گردانیده و منافع آنها را در اختیار شما گذاشته است . چنانکه مى‏فرماید:
«نظمى که خورشید و ماه دارد، به خودى خود نیست، بلکه خداوند آنها را به تسخیر و خدمت‏بشر درآورده است‏» (10) .
چنانکه قهرمان توحید، حضرت ابراهیم علیه السلام نیز هنگام دعوت مردم به توحید، وقتى که جمع شدن پرده‏هاى تاریک شب و سر برآوردن خورشید از افق و گستردن نور خود بر کوه و دشت را با چشم حقیقت‏بین خود دید، صدا زد این خداى من است (11) ولى با غروب و پنهان شدن قرص خورشید، فرمود: «من از همه این معبودهاى ساختگى که شریک خدا قرار داده‏اند، بیزارم‏» (12) .
خداوند متعال در واقع با مطرح کردن این چهار پدیده و فواید آنها مى‏خواهد به بشر بفهماند که پدیده‏هاى به این مهمى که شما خیال مى‏کنید معبود شماست، نظم و حرکت آنها به فرمان آفریننده آنها و حاکى از وحدت و قدرت خالق مدیر و مدبر مى‏باشد که هیچ‏کدام نمى‏توانند از فرمان آفریننده خود سرپیچى نمایند، چرا که جهان از یک مشیت‏حکیمانه پدید آمده است و با عنایت و مشیت الهى نگهدارى مى‏شود و اگر لحظه‏اى عنایت الهى از جهان گرفته شود، نیست و نابود مى‏گردد . کل جهان هستى به صورت مجموعه‏اى هماهنگ است و هدفهاى حکیمانه در خلقت جهان و انسان در کار است و تحت تدبیر و مدیریت عالیه الهى قرار دارد و سنتهاى ربوبى بر آن حاکم است . نقش علت‏العلل را آفریدگار (خالق) و پروردگار (رب) دارد که پس از خلقت نیز، به عنوان مدبر الامور، به تدبیر امور مى‏پردازد اگر خلقت از آن اوست، هدایت جهان نیز پس از خلقت‏به عهده اوست .