شب و روز

آمد و شد شب و روز ... (وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ ...).
دگرگونی لیل و نهار، و این آمد و رفت روشنائی و تاریکی با آن نظم خاص و تدریجی اش که دائما از یکی کاسته و بر دیگری افزوده می شود، و به کمک آن فصول چهارگانه به وجود می آید، و درختان و گیاهان و موجودات زنده مراحل تکاملی خود را در پرتو این تغییرات تدریجی، گام به گام طی می کنند، اینها نشانه دیگری از ذات و صفات متعالی او هستند.
اگر این تغییر تدریجی نبود، و یا این تغییرات توأم با هرج و مرج صورت می گرفت و یا اصلا همیشه روز، و یا همیشه شب بود، حیات و زندگی از صفحه کره زمین به کلی برچیده می شد و اگر فرضا وجود داشت دائما دچار آشفتگی و نابسامانی بود. (نشانه هایی از او)
(أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نمل - 86)
جريان نظم ليل و نهار را ذات اقدس الهي در قرآن كريم بر اساس شئون متعدّد ذكر كرده گاهي بر اساس نظم رياضي و اينها ذكر كرده كه سورهٴ مباركهٴ «اسراء» گذشت فرمود: ﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً﴾[5] اين راجع به روشن بودن روز, تاريك بودن شب و مانند آن است گاهي راجع به آسايش و كار انسانهاست كه شب را براي آسايش، روز را براي كار فرمود ما ليل را براي خواب شما و خواب را براي آسايش شما قرار داديم.
در اينجا هم فرمود ليل را براي سكونت و آرامش شما قرار داديم در آيات ديگر فرمود نهار را براي معاش قرار داديم[7] پس گاهي ليل و نهار به عنوان روشن و تاريك مطرحاند كه در سورهٴ «اسراء» آمده ﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً﴾ گاهي براي بهرهبرداري است فرمود ما روز را براي معيشت شما و شب را براي آسايش قرار داديم گاهي تلفيقي است از مسئله رياضي و مسئله اجتماعي نظير اين آيه كه فرمود ما شب را براي آسايش شما قرار داديم روز را روشن قرار داديم البته يعني براي كسب و كار و زندگي شما پس آياتي كه شب و روز را در قرآن مطرح ميكند بر چند طايفه است و همه اينها نظم را ميرساند حكمت را ميرساند مصلحت را ميرساند و با اين نظم و حكمت و مصلحت انسان ميتواند به توحيد ربوبي پي ببرد كه خداي واحدي كه ﴿لاَ شَرِيكَ لَهُ﴾ اين را عميقاً دارد اداره ميكند
فرمود شما نظم عالم را رعايت كنيد اين عالم به قدري منظّم است اين كُره زمين به قدري منظّم حركت ميكند كه شب آن از روز, روز آن از شب حسابشده جداست فصولش كاملاً از هم جداست منطقههاي قطبي از منطقههاي استوايي با نظم خاص از هم جداست هر اندازه به قطب نزديك باشد از خطّ استوا دور باشد نظمش مشخص است هر اندازه از قطب دور باشد به خط استوا نزديك باشد نظمش مشخص است اين نظم را شما ببينيد پي به وحدانيّت ربوبي خدا ببريد اين آيه كاري به مسئله معاد ندارد مستقيماً مربوط به توحيد ربوبي است البته غير مستقيم جريان معاد را هم به دنبال دارد و براي هر متفكّري هم اين آيات, برهان قاطع است يعني ميتواند استنباط كند و استدلال كند (تفسیر جوادی آملی)
نشانه هاى خدا در آفرينش شب و روز
منبع : دانش نامه عقايد اسلامي 4 سال انتشار : 1385
قرآن كريم ، بيش از سى بار ، مردم را به مطالعه شب و روز به عنوان دو آيه خداشناسى و دو پديده شگفت نظام هستى كه حاكى از حكمت آفريدگار جهان است ، دعوت كرده است . گاه مى فرمايد كه شب و روز ، نشانه وجود خداست :
«وَ مِنْ ءَايَـتِهِ الَّيْلُ وَ النَّهَارُ» .[فصّلت : 37]«وَ جَعَلْنَا الَّيْلَ وَ النَّهَارَ ءَايَتَيْنِ» .[الإسراء : 12 ]
گاه مى فرمايد كه خدا ، آفريننده شب و روز است :
«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ» .[الأنبياء : 33]
گاه مى فرمايد كه خداوند است كه شب و روز را مسخّر شما كرده است :
«وَ سَخَّرَ لَكُمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ» .[۴]گاه مى فرمايد كه خداوند است كه شب را به روز ، وارد مى كند و روز را بر شب :
«يُولِجُ الَّيْلَ فِى النَّهَارِ وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِى الَّيْلِ» .[۵]
ونيز با تعبيرات ديگرى كه همگى ، انديشمندان را به تأمّل در پديده شب و روز دعوت مى نمايند ، دعوت خود را تكرار مى كند . ساده ترين حكمت شب و روز كه براى همه مردم ، قابل فهم است ، در آيات ۷۱ تا ۷۳ از سوره قصص ، بيان شده است :
«قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ الَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَـمَةِ مَنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاءٍ أَفَلاَ تَسْمَعُونَ * قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَـمَةِ مَنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ * وَمِن رَحمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللِّيلَ وَالنَّهارَ لِتَسكُنوا فيهِ وَلتَبتَغوا مِن فَضلِهِ وَلِعلَّكُم تَشكُرونَ .[۶]بگو: آيا مى دانيد كه اگر خداوند ، شب را تا روز قيامت بر شما هميشگى مى كرد ، چه خدايى جز خدا برايتان نور مى آورد؟ آيا نمى شنويد؟ بگو: آيا مى دانيد كه اگر خداوند ، روز را تا روز قيامت بر شما هميشگى مى كرد ، چه خدايى جز خدا برايتان شب را مى آورد تا در آن ، آرامش يابيد؟ آيا نمى بينيد؟ و از رحمت اوست كه شب و روز را برايتان قرار داد تا در آن ، آرام گيريد و از فضلش بجوييد ، شايد كه سپاس بگزاريد» .
اشاره به اين است كه اگر زمين بر محور خود نمى چرخيد و هميشه ، نيمى از آن در تاريكى و نيمى در روشنايى بود ، اصولاً زندگى در آن امكان پذير نبود . بنا بر اين ، گردش منظّم زمين و نظام دقيق شب و روز ، حاكى از نظم و تدبير و دليل بر توحيد و خداشناسى است .
نكته قابل توجّه اين است كه از نگاه قرآن ، دلالت شب و روز بر وجود خدا ، براى همه كس قابل فهم و بهره بردارى نيست . چند دسته هستند كه از مطالعه شب و روز براى آشنايى آفريدگار هستى و پيدا كردن راه صحيح زندگى استفاده مى كنند :
يك . صاحبان بصيرت
«يُقَلِّبُ اللَّهُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَعِبْرَةً لاِّوْلِى الْأَبْصَـرِ .[۷]
شب و روز را مى چرخاند . بى گمان ، در اين ، عبرتى براى صاحبان بصيرت است» .
دو . خردمندان
«إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لاَيَـتٍ لاِّولِى الْأَلْبَـبِ .[۸]
بى گمان ، در آفرينش آسمان ها و زمين ، و آمد و شد شب و روز ، نشانه هايى براى خردمندان است» .
سه . پرهيزگاران
«إِنَّ فِى اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِى السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ لاَيَـتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ .[۹]
بى گمان ، در آمد و شد شب روز و آنچه خدا در آسمان ها و زمين آفريده ، نشانه هايى براى پرهيزگاران است» .
چهار . مؤمنان
«أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا الَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِى ذَلِكَ لاَيَـتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .[۱۰]
آيا نديده اند كه شب را براى آرامششان قرار داديم و روز را روشن ؟ بى گمان ، در اين ، نشانه هايى براى مؤمنان است» .
در واقع ، شرط اصلى بهره گيرى از آيات و دلايل خداشناسى ، كنار زدن موانع و حجاب هاى معرفت است .[۱۱]كسانى كه ديده عقلشان محجوب است ، امكان شناخت هاى حقايق عقلى از آنان سلب شده است . از اين رو ، قرآن ، تنها كسانى را از «اُولوا الألباب (خردمندان)» و « اُولوا الأبصار (صاحبان بصيرت)» مى داند كه بتوانند از ديده عقل خود براى شناخت حقايق كه مى تواند راه صحيح زندگى را به آنها ارائه كند ، استفاده كنند .
بنا بر اين ، كمترين درجات تقوا كه تقواى عقلى است و موانع شناخت را مى زدايد ، شرط بهره گيرى از تأمّل در آيات خداشناسى است و اگر چه به وسيله ايمان ، تقواى عقلى به تقواى شرعى ارتقا يابد ، به مراتب معرفت انسان افزوده مى گردد تا آن جا كه در بالاترين مراتب تقوا ، انسان به قلّه اى از معرفت دست مى يابد كه در آن جا در جهان هستى چيزى جز خدا نمى بيند[۱۲]با اين تحليل به اين نتيجه مى رسيم كه همه آياتى كه گروه هاى خاصّى را براى بهره بردارى از دلايل خداشناسى معرّفى مى كنند ، اشاره به شرطيت رفع موانع شناخت براى خداشناسى و درجات معرفت دارند و در حقيقت ، مكمّل يكديگر هستند .
[۱].
از نشانه های او شب و روز و خورشید و ماه است ، برای خورشید و ماه سجده نکنید، برای خدائی که آفریننده آنهاست سجده کنید، اگر می خواهید او را عبادت نمائید(فصّلت : آيه ۳۷)
وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ وَ النهَارَ ءَایَتَینِ فَمَحَوْنَا ءَایَةَ الَّیْلِ وَ جَعَلْنَا ءَایَةَ النهَارِ مُبْصرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضلاً مِّن رَّبِّکمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السنِینَ وَ الحِْساب وَ کلَّ شیْءٍ فَصلْنَهُ تَفْصِیلاً(اسراء- 12)
در این آیه بعد سخن از آفرینش شب و روز و منافع و برکات این دو و وجود حساب و کتاب در عالم می کند تا هم دلیلی باشد بر توحید و شناخت خدا و بحث گذشته معاد را تکمیل کند و هم شاهدی باشد بر لزوم دقت در عواقب کارها و عدم شتابزدگی می گوید:
((ما شب و روز را دو نشانه از نشانه های خود قرار دادیم )) (و جعلنا اللیل و النهار آیتین ).
((سپس نشانه شب را محو، و نشانه روز را که روشنی بخش است به جای آن قرار دادیم )) (فمحونا آیة اللیل و جعلنا آیة النهار مبصرة ).
و از این کار دو هدف داشتیم ((نخست اینکه از فضل پروردگارتان بهره گیرید)) (لتبتغوا فضلا من ربکم ).
شبها به استراحت پردازید، و روزها به تلاش و کوشش و کار، و در پرتو آن از مواهب الهی بهره گیرید.
هدف دیگر اینکه : ((عدد سالها و حساب کارهای زمان بندی شده خود را بدانید)) (و لتعلموا عدد السنین و الحساب ).
((و ما هر چیز را مشخص و روشن ساختیم )) (و کل شی ء فصلناه تفصیلا) تا جای هیچگونه شبهه باقی نماند.
در نهج البلاغه در خطبه اشباح ضمن بیان نشانه های عظمت خداوند چنین می خوانیم : و جعل شمسها آیة مبصرة لنهارها، و قمرها، آیة ممحوة من لیلها، و اجراهما فی مناقل مجراهما، و قدر سیرهما فی مدارج درجهما، لیمیز بین اللیل و النهار بهما، و لیعلم عدد السنین و الحساب بمقادیرهما: ((خورشید را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را نشانه محو کننده شب قرار داد، و آن دو را در مجرایشان به جریان انداخت ، و مراحل سیرشان را اندازه گیری نمود، تا میان شب و روز تفاوت ایجاد کند، و با اندازه گیری این دو، شماره سالها و حساب دانسته شود)
) وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ الَّیْلَ وَ النهَارَ وَ الشمْس وَ الْقَمَرَ کلُّ فی فَلَکٍ یَسبَحُونَ(انبياء : آيه ۳۳ )
او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید که هر یک از آنها در مداری در حرکتند
سپس به معرفی خدا از طریق نعمتهایش میپردازد آن گونه معرفی که عشق او را در دلها زنده می کند، و انسان را به تعظیم در برابر عظمت و لطفش وا میدارد زیرا این یک امر فطری است که انسان نسبت به کسی که به او کمک کرده و لطف و رحمتش شامل او است علاقه و عشق پیدا می کند خدایی که علاوه برآفرینش نعمتهای فراوان بسیاری از پدیده های طبیعی ازجمله شب و روز را در تسخیر و خدمت انسان قرار داده است
وَ سخَّرَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النهَارَ(ابراهيم : آيه ۳۳ ) و شب و روز را به تسخیر شما در آورد
در آیه 61 سوره حج برای دلگرمی مومنین به وعده نصرت و یاری خداوند به گوشه ای از قدرت بی پایان خدادر پهنه عالم هستی اشاره کرده میگوید: ((این بخاطر آن است که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل می کند)) (دائما از یکی می کاهد و طبق نظام معینی بر دیگری می افزاید، نظامی پایدار و کاملا حساب شده که هزاران بلکه ملیونها سال بر قرار است ). (ذلک بان الله یولج اللیل فی النهار و یولج النهار فی اللیل ).
((یولج )) از ماده ((ایلاج )) در اصل از ولوج به معنی دخول است ، این تعبیر همانگونه که گفتیم اشاره به دگرگونیهای تدریجی و کاملا منظم و حساب شده شب و روز در فصول مختلف سال است که از یکی کاسته و به دیگری افزوده می شود، اما این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به مساءله طلوع و غروب آفتاب باشد که به خاطر شرائط خاص جو (هوای اطراف زمین ) این امر به صورت ناگهانی انجام نمی گیرد، بلکه از آغاز طلوع فجر، اشعه آفتاب به طبقات بالای هوا می افتد و آهسته آهسته به طبقات پائین منتقل می شود، گوئی روز تدریجا وارد شب می گردد، و لشکر نور بر سپاهیان ظلمت چیره می شود، و بعکس هنگام غروب آفتاب نخست نور از قشر پائین جو برچیده می شود و هوا کمی تار می گردد و تدریجا از طبقات بالاتر، تا آخرین شعاع خورشید برچیده شود و لشگر ظلمت همه جا را تسخیر کند، و اگر این موضوع نبود، طلوع و غروب آفتاب در یک لحظه زود گذر انجام می گرفت و انتقال ناگهانی از شب به روز و روز به شب هم از نظر جسمی و روحی برای انسان زیانبار بود، و هم از نظر نظام اجتماعی این تغییر سریع و بی مقدمه مشکلات فراوان به وجود می آورد.
هیچ مانعی ندارد که آیه فوق اشاره به هر دو تفسیر باشد.
و در پایان آیه می گوید ((خداوند سمیع و بصیر است )) (و ان الله سمیع بصیر).
تقاضای کمک مؤ منان را می شنود، و از حال و کار آنها آگاه است ، و در موقع لزوم ، لطفش به یاری آنها می شتابد، همانگونه که از اعمال و نیات دشمنان حق با خبر است .
آخرین آیه مورد بحث در واقع دلیلی است برای آنچه قبلا گذشت ، می گوید: ((این به خاطر آن است که خداوند حق است ، و آنچه را غیر از او می خوانند باطل است ، و خداوند بلند مقام و بزرگ است )) (ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه هو الباطل و ان الله هو العلی الکبیر).
در آیات71 تا 73 سوره قصص سخن از بخش عظیمی از مواهب الهی می گوید که هم دلیلی است بر مساءله توحید و نفی شرک ، و از این نظر بحث گذشته را تکمیل می کند، و هم نمونه ای است از نعمتهای خداوند که به خاطر آن شایسته حمد و ستایش است ، ستایشی که در آیات قبل به آن اشاره شد، و هم گواهی است بر مختار بودن او در نظام آفرینش و تدبیر این جهان .
نخست به نعمت بزرگ نور و روشنائی روز که مایه هر جنبش و حرکت است اشاره کرده می فرماید: بگو: به من خبر دهید اگر خداوند شب را بر شما تا روز قیامت جاودان قرار می داد آیا معبودی جز خدا می توانست ، نور و روشنائی برای شما بیاورد؟ آیا نمی شنوید))؟! (قل اراءیتم ان جعل الله علیکم اللیل سرمدا الی یوم القیامة من اله غیر الله یاتیکم بضیاء ا فلا تسمعون ).
در اینجا تعبیر به ((ضیاء)) (نور) می کند، چرا که هدف اصلی از روز همان نور و روشنائی است ، همان نوری که حیات و زندگی همه موجودات زنده بسته به آن است که اگر نور آفتاب نبود، نه درختی می روئید و نه گلی می خندید، و نه مرغی پرواز می کرد، نه انسان زنده ای وجود داشت و نه قطره بارانی می بارید ((سرمد)) به معنی دائم و همیشگی است (بعضی آن را از ماده ((سرد)) به معنی ((پی درپی )) دانسته اند و میم آن را زائده می دانند، ولی ظاهر این است که خود این ماده مستقلا به معنی دائم و همیشگی می باشد).
آیه بعد سخن از نعمت ((ظلمت و تاریکی )) به میان می آورد می فرماید: بگو به من خبر دهید آیا اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان کند چه معبودی غیر از الله است که شبی برای شما بیاورد تا در آن آرامش یابید؟ آیا نمی بینید؟! (قل ا راءیتم ان جعل الله علیکم النهار سرمدا الی یوم القیامة من اله غیره الله یاتیکم بلیل تسکنون فیه ا فلا تبصرون ).
و در سومین آیه که در حقیقت نتیجه گیری از دو آیه قبل است می فرماید: ((از رحمت الهی است که برای شما شب و روز قرار داد، تا از یکسو در آن آرامش پیدا کنید، و از سوی دیگر برای تامین زندگی و بهره گیری از فضل خداوند تلاش کنید، و شاید شکر نعمت او را بجا آورید)) (و من رحمته جعل لکم اللیل و النهار لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون ).
آری گستردگی دامنه رحمت خدا ایجاب می کند که تمام وسائل حیات شما را تامین کند، شما از یکسو نیاز به کار و کوشش و حرکت دارید که بدون روشنائی روز ممکن نیست ، و از سوی دیگر نیاز به استراحت و آرامش که بدون تاریکی شب کامل نمی شود.
امروز از نظر علمی ثابت شده است که در برابر نور تمام دستگاههای بدن انسان فعال و سرزنده می شوند: گردش خون ، دستگاه تنفس ، حرکت قلب ، و سایر دستگاهها، و اگر نور بیش از اندازه بتابد، سلولها خسته می شوند و نشاط جای خود را به فرسودگی می دهد. و بر عکس ، دستگاههای بدن در تاریکی شب در آرامش و آسایش عمیقی فرو می روند و در سایه آن تجدید قوا و نشاط می کنند.
جالب توجه اینکه هنگامی که سخن از شب جاویدان می گوید، در پایان آیه می فرماید: ((آیا نمی شنوید))؟ و هنگامی که سخن از روز سرمدی به میان می آورد می فرماید آیا نمی بینید؟ این تفاوت تعبیر ممکن است به خاطر این باشد که حس متناسب شب گوش است و شنوائی ، و حس متناسب روز، چشم است و بینائی تا این حد قرآن مجید در تعبیرات خود دقت به خرج داده است .
این نیز شایان توجه است که در پایان این سخن مساءله شکر را مطرح می کند، شکر در برابر نظام حساب شده نور و ظلمت ، شکری که خواه و ناخواه انسان را به شناخت منعم و معرفت او، وا می دارد، و شکری که انگیزه ایمان در مباحث اعتقادی است .
بار دیگر پس از ذکر گوشه ای از دلائل توحید و ابطال شرک به سراغ همان سؤ الی می رود که در آیات گذشته نیز مطرح شده بود، می فرماید: ((روزی را به خاطر بیاورید که خداوند آنها را ندا می دهد و می گوید کجایند شریکانی که برای من می پنداشتید))؟! (و یوم ینادیهم فیقول این شرکائی الذین کنتم تزعمون ).
در آیه 44 سوره نور خلقت شب و روز و ویژگیهای آنها را نشانه ای برای عبرت صاحبان بصیرت معرفی می شوند(یقلب الله اللیل و النهار ان فی ذلک لعبرة لاولی الابصار).
در اینکه این دگرگونی از چه نظر است چند تفسیر ذکر کرده اند:
بعضی آن را به معنی آمد و شد شب و روز گرفته اند که یکی می آید و دیگری را محو می کند.
و بعضی آن را به معنی کوتاه شدن یکی و طولانی شدن دیگری که به صورت تدریجی انجام می یابد دانسته اند که پیدایش فصول نیز با آن مربوط است .
و بالاخره بعضی آن را به معنی دگرگونیهائی از قبیل گرما و سرما و حوادث دیگری که در شب و روز صورت می گیرید دانسته اند.
ولی ناگفته پیدا است که این تفسیرها هیچگونه منافاتی با هم ندارند و ممکن است همه آنها در مفهوم جمله ((یقلب )) جمع باشد.
بدون شک - همانگونه که علم ثابت کرده است - هم آمد و شد شب و روز و هم تغییرات تدریجی آنها برای انسان جنبه حیاتی دارد، و درس عبرتی است برای ((اولی الابصار)).
تابش یکنواخت آفتاب ، درجه حرارت هوا را بالا می برد و موجودات زنده را می سوزاند، اعصاب را خسته می کند، اما هنگامی که در لابلای این تابش پرده های ظلمت شب قرار می گیرید آن را کاملا تعدیل می کند.
تغییرات تدریجی روز و شب که سرچشمه پیدایش فصول چهارگانه است عامل بسیار مؤ ثری برای بارور شدن گیاهان و حیات تمام موجودات زنده و نزول بارانها و ذخیره آب در زمینها است .(تفسیر نمونه)
أَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا الَّیْلَ لِیَسکُنُوا فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فی ذَلِک لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ(نمل- 86)
آیا آنها ندیدند ما شب را قرار دادیم که در آن بیارامند و روز را روشنی بخش ، در این امور نشانه های روشنی است برای کسانی که آماده پذیرش ایمانند.
آرامشی که از تاریکی شب به وجود می آید یک واقعیت مسلم علمی است پرده های تاریک شب نه تنها یک وسیله اجباری برای تعطیل فعالیتهای روزانه است ، بلکه اثر عمیقی روی سلسله اعصاب انسان و سایر جانداران می گذارد و آنها را در استراحت و خواب عمیق - و به تعبیر قرآن سکوت - فرو می برد.
همچنین رابطه روشنائی روز، و تلاش و حرکت و جنبشی که خاصیت تابش نور است نیز از نظر علمی جای تردید نیست ، نه فقط نور آفتاب صحنه زندگی را روشن و چشم انسان را فعال می سازد، بلکه تمام ذرات وجود انسان را بیدار کرده و به فعالیت وا می دارد.
این آیه گوشه ای از توحید ربوبی را روشن می سازد و از آنجا که معبود واقعی همان رب و مدبر عالم هستی است خط بطلان بر چهره بتها می کشد و مشرکان را به تجدید نظر در عقائد خود وا می دارد.
توجه به این نکته نیز لازم است که انسان باید خود را با این نظام هماهنگ تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 565
سازد، شب را استراحت کند، و روز را به تلاش و کوشش بپردازد، تا همیشه سالم و فعال باشد نه همچون هوسرانانی که شب را بیدار می مانند و روز را تا نزدیکی ظهر در خواب فرو می روند.
جالب اینکه مبصر که در اصل به معنی بینا است صفت روز قرار داده شده است ، در حالی که وصف انسانها در روز می باشد، این یکنوع تاکید زیبا است همانگونه که گاه شب را توصیف به خواب رفتن می کنند و می گویند لیل نائم !.
و این تفاوت تعبیر که در بیان فائده شب و روز در آیه مشاهده می شود که در یکجا لتسکنوا فیه می گوید و در جای دیگر مبصرا، ممکن است اشاره به این باشد که هدف اصلی شب سکونت و آرامش است ، ولی هدف روشنائی روز دیدن نیست ، بلکه دیدن ابزاری است برای رسیدن به مواهب حیات و بهره گیری از آن (دقت کنید).
به هر حال این آیه گر چه مستقیما سخن از توحید و تدبیر عالم هستی می گوید ولی می تواند اشاره لطیفی به مساله معاد نیز در برداشته باشد، چرا که خواب همچون مرگ است ، و بیداری همچون زندگی پس از مرگ
انَّ فِي اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ (یونس - 6)
به یقین در آفرینش آسمانها و زمین، و در پی هم آمدنِ شب و روز، آیاتی برای اهل خِرَد است.
درباره مقصود از «اختلاف شب و روز»، آنچه مشهورتر است این است که اختلاف به معنای آمدن یکی خَلف [= در پی دیگری] است؛ یعنی اینکه شب و روز در پی هم میآیند. (مجمع البیان، ج۱، ص۴۵۱).
اما علاوه بر این، میتوان اختلاف به معنای تفاوت و برخلاف هم بودن هم دانست؛ و مقصود از اختلاف شب و روز، تفاوتهای اینهاست، هم تفاوتهای مطلق این دو، مانند از حیث نورانیت و ظلمت، و …؛ و هم تفاوتهای نسبی آنها، مانند طولانی و کوتاه بودن آنها (که وقتی شب طولانی است روز کوتاه است و بالعکس) (مجمع البیان، ج۱، ص۴۵۱).
که در صورت اول، وجه آیه بودنش میتواند این باشد که با زوالپذیریِ خود دلالت دارند بر موجود زوالناپذیری که فوق اینهاست و تدبیر اینها به دست اوست. (المیزان، ج۱، ص۳۹۶)
و در صورت دوم، وجه آیه بودنش میتواند این باشد که با تفاوتهای و تقابلهای خود،نشانهای است بر وجود نظمدهندهای که این امور متقابل را در کنار هم تدبیر میکند. (المیزان، ج۱، ص۳۹۷)
در اینجا به برداشت دوم می پردازیم که نقش اختلاف و تغییر تدریجی طول شب و روز در طی روزهای سال و عرض های جغرافیایی است .
این تغییرات اصطلاحا دوره نوری یا " فوتوپریودیسم " خوانده می شود.
تدريجى بودن تغيير شب و روز، به هر معنى كه باشد آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات كره زمين دارد؛ زيرا پرورش گياهان و بسيارى از جانداران در پرتو نور و حرارت تدريجى آفتاب، صورت مىگيرد، به اين معنى كه از آغاز بهار (در هر جا) كه نور و حرارت، روز به روز، افزايش مىيابد، گياهان و بسيارى از حيوانات هر روز مرحله تازهاى از تكامل خود را طى مىكنند و چون با گذشت زمان، نور و حرارت بيشترى لازم دارند و اين موضوع به وسيله تغييرات تدريجى شب و روز تأمين مىگردد، مىتوانند به نقطه نهايى تكامل خود برسند. هر گاه شب و روز هميشه يكسان بود، نمو و رشد بسيارى از گياهان و حيوانات، دچار اختلال مىشد و فصول چهارگانه كه لازمه «اختلاف شب و روز» و «چگونگى زاويه تابش آفتاب» است از بين مىرفت و طبعاً انسان و موجودات زنده از فوايد اختلاف فصول بىبهره مىماندند.
این پدیده از عوامل موثر در انطباق پدیده های زیستی در گیاهان و جانوران با فصول و عرضهای جغرافیایی است. دوره نوری متفاوت گیاهان موچب می شود که همه گیاهان بطور همزمان به گلدهی و محصول نرسند. گلدهی برخی گیاهان که اصطلاحا به گونه های روز کوتاه موسومند در در ماههایی از سال اتفاق می افتد که طول روزها کوتاهتر از شب است در مقابل گیاهان روزبلند در فصل تابستان به گل می نشینند. از سوی دیگر هرچه از استوا به سمت قطب های شمالی و جنوبی میرویم اختلاف شب و روز بیشتر می شود و این پدیده موجب تنوع پراکندگی گونه های گیساهی در عرض ها جغرافیایی متفاوت می شود.
نقش دیگر اختلاف شب و روز بیدارشدن و شکوفایی بذرها در فصل مناسب است .بذر و دانه گیاهان در طول زمستان به خواب میروند شکستن خواب بذر هرگونه گیاهی در زمان و مکان خاصی اتفاق می افتد عواملی مثل رطوبت و دما نمی توانند محرکهای مطمئنی برای تنظیم زمان شکفتن بذر باشند چنانچه گاهی در وسط زمستان چند روزی هوا گرم می شود اگر تحت تاثیر این گرما بذر شکفته شود به علت سرمای زمستان امکان ادامه حیات نخواهد داشت .
همچنین سایر فرایندهای رویشی و زایشی گیاه می بایست با تقویم فصول هماهنگ باشد. مثلا در بسیاری از گیاهان جریان مایعات در آوندها بهار و تابستان صعودی یعنی از ریشه به سمت اندامهای هوایی است ولی در پاییز قبل از رسیدن فصل سرما برای مقابله با یخ زدگی با معکوس شدن جریان مایعات آوندها تخلیه شده و مواد غذایی در اندامهای زیرزمینی ذخیره می شوند تا مجددا قبل از فرا رسیدن بهار به اندامهای هوایی فرستاده شده و مورد استفاده قرار گیرند.
جانوران نیز برای تنظیم فعالیت های تولید مثلی ، مهاجرت و خواب زمستانی به تشخیص تقویم فصول نیازمندند . تولید مثل اغلب حیوانات به فعال شدن غدد جنسی آنها بستگی دارد که این پدیده معمولا زمانی اتفاق می افتد که نوزادن تا فرا رسیدن فصل سرما فرصت کافی برای رشد و خودکفا شدن داشته باشند.
همه این پدیده ها و همچنین توزیع جغرافیایی گونه های مختلف گیاهان و جانوران در عرض های مختلف کره زمین تحت تاثیر پدیده فتوپریودیسم یا دوره نوری که نتیجه اختلاف طول مدت تاریکی و روشنایی است انجام می شود.
اختلاف لیل و نهار در آیات متعددی به مناسیتهای مختلف مورد توجه قرار گرفته:
در آیه 164 سوره بقره این پدیده در کنار آیات دیگری همچون حرکت کشتی ها در دریاها ، نزول باران و احیاء زمین پراکندگی انواع جانداران در زمین بعنوان نشانه هایی از توحید،ربوبیت و قدرت خداوند برای اهل اندیشه معرفی شده است.
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
در آیه 190 و 191 سوره آل عمران اختلاف شب و روز نشانههاى (روشنى) براى خردمندانی معرفی شده که در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند؛ (و مىگويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريدهاى! است. " إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لآَياتٍ لِا ولِي الأَلْبابِ
191 الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
آیه 27 سوره آل عمران راى نشان دادن حاكميت خداوند بر تمام عالم هستى، مسأله تغيير تدريجى شب و روز، كوتاه شدن شب در نيمى از سال، كه از آن تعبير به داخل شدن شب در روز شده است و بلند شدن شبها در نيم ديگر (دخول روز در شب) و همچنين خارج شدن موجودات زنده از مرده، و موجودات مرده از زنده، و روزىهاى فراوانى كه نصيب بعضى از افراد مىشود، هر يك را نشانه بارزى از قدرت مطلقه باریتعالی معرفی می نماید. مىافزايد: «شب را در روز داخل مىكنى و روز را در شب، و موجود زنده را از مرده خارج مىسازى، و مرده را از زنده، و به هر كس اراده كنى بدون حساب روزى مىبخشى» «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (3) رعد: 3
(پرده سیاه) شب را بر روز می پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می کنند!
وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ ......... إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ( نحل 12)
او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شمایند؛ در این، نشانه هایی است (از عظمت خدا،) برای گروهی که عقل خود را به کار می گیرند
امام زين العابدين عليه السلام ـ در بخشى از دعاى بامداد و شامگاهش ـ: سپاس ، خداى را كه شب و روز را به قدرت خود آفريد و ميان آنها به نيروى خويش ، جدايى انداخت و براى هر يك ، حدّى معيّن و مهلتى محدود ، قرار داد و هر يك در ديگرى و آن را در اين داخل مى كند ، به تقديرى متناسب كه بندگانش را با آن ، تغذيه مى كند و مى پرورانَد . پس شب را براى ايشان آفريد تا در آن از حركت هاى خسته كننده و فعّاليت هاى رنج آور بياسايند و آن را لباس آسودگى و خواب آنان قرار داد تا بدان ، تمركز خاطر و قوّت يابند و به لذّت و شهوت خويش برسند . و روز را بر ايشان روشن ساخت تا در آن ، از فضل او بجويند و با آن به روزى اش دست يازند و در زمينش سير كنند تا به دنياى اكنونشان برسند و به آخرت پيش رويشان نيز دست يابند ، و خدا با اينها ، كارشان را سامان مى دهد و آنها را مى آزمايد و مى نگرد كه در هنگام اطاعتش و جايگاه واجباتش و موقعيت هاى احكامش ، چگونه اند «تا آنان را كه زشتكارى كرده اند ، به عملشان سزا دهد و آنان را كه نيكى كرده اند ، به نيكى پاداش دهد» . خدايا ! سپاس ، از آنِ توست بر شكافتن سپيده صبح و بهره مند كردن ما از روشنىِ روز و بينايى در طلب روزى و نگهدارى مان از گزند حوادث .
حکمت شب و روز در کلام امام صادق (ع)
حدیث توحید مفضل
اى مفضّل! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن. اگر طلوع خورشيد نبود كار جهان يكسره درهم مىشكند و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمىبردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست. ولى در راز غروب خورشيد انديشه كن. اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش و استراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. نيز [اگر غروبى نبود] حرص آدميزاد باعث مىگشتكه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.
همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مىشد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مىشدند. پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مىافروزند و براى آرامش خاموش مىگردانند. [با اين طلوع و غروب] نور و ظلمت كه ضدّ يك ديگرند چنان در اطاعتاند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مىكنند.
روز و شب نشانه ای از قدرت خدا
نویسندگان: فرج الله فرج اللهی
منبع: ماهنامه مکتب اسلام 1382 شماره 3
هر پدیدهاى که در آن نظم و تدبیر و سنجش و اندازهگیرى دقیق و حساب شده به کار رود، نمىتواند اثر یک تصادف کور باشد، بلکه حاکى از یک آفریننده حکیمى است که خالق همه هستى است .
از نشانههاى قدرت و عظمتخداوند قادر و هستىبخش، پدیدههاى آفاقى است که از جمله آنها مىتوان به چهار پدیده مهم در زندگى بشر، بلکه در همه مخلوقات عالم اشاره کرد که حرکتآفرین و نیروبخش و از پرفایدهترین و در عین حال محسوسترین پدیدهها هستند و آنها عبارتند از: شب و روز و آفتاب و ماه که همه افراد بشر آنها را با چشم خود در طول زندگى هم مىبیند و هم حس مىکند ولى با کمتوجهى یا بىتوجهى از کنار آن رد مىشود .
همین شب و روز و خورشید و ماه به ظاهر ساده و عادى (در نظر بشر) که در پیش چشم ماست، خداوند متعال آنها را از نشانههاى قدرت خود شمرده مىفرماید:
«و من آیاته اللیل والنهار و الشمس و القمر لا تسجدوا للشمس و لا للقمر و اسجدوا لله الذى خلقهن ... .» (1) .
«از نشانههاى او شب و روز و خورشید و ماه است، براى خورشید و ماه سجده نکنید براى خدایى سجده کنید که آفریننده آنهاست ...» .
البته قابل ذکر است که این آیه یکى از چهار آیهاى است که براى خواننده و شنونده آنها سجده واجب مىشود ولى از نظر علماى شیعه فقط براى آخرین جمله آن سجده واجب است (2) .
ارتباط چهار پدیده
این چهار پدیده گرچه در ظاهر مستقل و جداى از هم هستند، و هرکدام اسم خاصى دارند، اما چنان ارتباط تنگاتنگى باهم دارند که اگر از هم جدا شوند، تمام کهکشانها و کرات مختلف دچار اختلال و از هم پاشیدگى مىگردد زیرا قطع نظر از همه ارتباطات، در یک نقطه خیلى مهم و حساس و سرنوشتساز ارتباط آنها اجتنابناپذیر است و آن، نظم بخشیدن به جهان هستى است که هرکدام با عمل کردن به وظیفه خود چرخهاى زندگى را به موقع منظم ساخته و به سیر طبیعى خود ادامه مىدهند . چرا که تمام کارهاى خالق هستى که این چهارتا جزئى از مخلوقات اوست، براساس نظم و آمار و ارقام آفریده شدهاند . ما به خاطر اختصار در این شماره به بخشى از فواید شب و روز مىپردازیم .
تعریف شب و روز
ما عادتا کلمه روز را هنگامى به کار مىبریم که آفتاب به آن قسمت از زمین که ما زندگى مىکنیم، تابیده باشد و کلمه شب را وقتى بکار مىبریم که هوا تاریک باشد، یا دور از خورشد باشد . ولى در واقع جزئى از روز است (3) .
برخى نیز مىگویند:
کلمه «شب و روز» دو معنى دارد . هنگامى که از شماره روزهاى یک سال سخن مىگوییم، کلمه «روز» را به معنى 24 ساعتبه کار مىبریم . ولى هنگامى که در باره شب و روز سخن مىگوییم، مقصود ما از روز زمانى است که میان برآمدن و فرو رفتن خورشید فاصله مىشود، یعنى مدتى که خورشید در بالاى افق دیده مىشود .
چون زمین شکل کروى دارد، در یک زمان خورشید تنها نیمى از آن را روشن مىکند . پیوسته در نیمى از کره زمین روز است و در نیم دیگر شب . چون کره زمین دائما به دور خود مىگردد، هر نقطه از آن پیاپى از شب به روز و از روز به شب در مىآید .
در خط استوا طول مدت روز و طول مدت شب همیشه با یکدیگر برابر است و هر یک از آنها 12 ساعت طول مىکشد . خورشید در ساعت 6 صبح طلوع مىکند و در ساعت 6 عصر غروب مىکند .
دو روز از سال - روز اول فروردین و روز اول مهر - در سراسر زمین شب و روز با یکدیگر برابر مىشود . اگر محور زمین نسبتبه مدارش بر گرد خورشید کج نبود، طول مدت شب و طول مدت روز در همه جاى کره زمین پیوسته با یکدیگر برابر مىشد .
در مدت شش ماه کجى محور زمین چنان است که قطب شمال زمین به طرف خورشید متمایل است . در این شش ماه، ساعات روز در نیمکره شمالى بیش از ساعات روز در نیمکره جنوبى زمین است . روزها در نیمکره شمالى بلندتر از شبها مىشود . در این مدت در جنوب خط استوا شبها درازتر از روزهاست .
در شش ماه دیگر سال، کجى محور چنان است که قطب شمال کره زمین دور از خورشید و قطب جنوب آن متمایل به طرف خورشید قرار مىگیرد . آن وقت مدت روشن ماندن نیمکره جنوبى در روز بیشتر مىشود . در این نیمکره روزها درازتر از شبهاست . در این مدت بالاى خط استوا شبها درازتر از روزهاست . در همهجاى کره زمین در پاییز و زمستان شبها درازتر از روزها و در بهار و تابستان روزها بلندتر از شبهاست .
با آنکه در بهار و تابستان روزها درازتر از شبهاست، همه روزها به یک درازى نیستند . در تهران، مثل همهجاى کره زمین، در اولین روز بهار طول روز 12 ساعت است . روزها تا اول تیر رفته رفته بلندتر مىشود . در اول تیر فاصله میان برآمدن و فرو رفتن خورشید نزدیک 15 ساعت است . از اول تیر به بعد روزها رفته رفته کوتاهتر و شبها بلندتر مىشود .
هرچه به شمال کره زمین نزدیکتر شویم طول بلندترین روز سال بیشتر مىشود . در شمال مدار، در «سرزمین خورشید نیمهشب» روزها یا هفتهها یا ماهها مىگذرد و هرگز آفتاب غروب نمىکند . قطب شمال شش ماه روز پیوسته دارد و ..... . (4) .
برخى از دانشمندان آمد و شد شب و روز را به شبهاى سپید و روزهاى تاریک در مناطق مختلف اشاره کردهاند و نسبتبه عرض جغرافیایى هر منطقه متفاوت ارزیابى کرده و به پنج منطقه تقسیم مىکنند (5) که آنهم یکى از نشانههاى قدرت خالق حکیم این جهان است که خالق دانا و حکیم مىباشد و نمىتواند از یک تصادف کور به وجود آمده باشد .
فواید شب و روز
براى توجه به اهمیت و فواید شب و روز از نظر قرآن کافى استبه آیات مختلف قرآن مجید مراجعه کنیم که 42 بار شب و روز باهم و شش بار با خورشید و ماه (هرچهارتا) تکرار شدهاند و در هر مورد به بخشى از فواید فراوان آن اشاره شده است که به عنوان نمونه به چند بخش اشاره مىنماییم:
1 . ما شب و روز را دو نشانه از نشانههاى خود قرار دادیم . سپس تاریکى شب را محو و روشنى روز را که روشنىبخش است، جایگزین کردیم و از این کار دو هدف داشتیم:
اول اینکه از فضل پروردگارتان بهرهمند شوید (6) و شبها به استراحتبپردازید و روزها به تلاش و کوشش و کار . مىدانیم که انسان در برابر نور و روشنائى تمایل به تلاش و کوشش دارد و تمام سلولهاى بدن آماده فعالیت هستند و به همین دلیل خواب در برابر نور، مفید و آرامبخش نیست چرا که امروز از نظر علمى مسلم است که خواب در محیط تاریک آرامبخشتر و عمیقتر است «. . شب را مایه آرامش قرار داد . .» (7) .
دیگر اینکه عدد سالها و حساب و کتاب کارهاى خود را بدانید (8) .
در حدیثى از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
«تزوج باللیل فانه جعل اللیل سکنا» .
«مراسم ازدواج را در شب قرار دهید زیرا شب مایه آرامش است (9) (همانطور که ازدواج و آمیزش صحیح جنسى نیز آرامبخش است) (10) .
امام زینالعابدین علیه السلام به خدمتکاران دستور مىداد که هرگز به هنگام شب و قبل از طلوع فجر حیوانات را ذبح نکنید و مىفرمود:
«ان الله جعل اللیل سکنا لکل شىء» .
«خداوند شب را براى همه چیز مایه آرامش قرار داده است» (11) .
2 . مهمتر از همه فواید شب و روز نظم بخشیدن به امور مىباشد که مانند چتر روى تمامى فعالیتها و تلاش و کوششهاى بشرى سایه افکنده است چنانکه خداى بزرگ به این مطلب اشاره مىکند و مىفرماید:
«[خداوند] شب و روز را وسیله شمارش سالها و کارها در زندگى شما قرار داد» (12) .
همچنین امیر مؤمنان علیه السلام پس از ضربتخوردن به دست ابن ملجم ملعون، در وصیتخود به فرزندان برومندش امام حسن و امام حسین علیهما السلام مىفرماید:
«... اوصیکما و جمیع ولدى و اهلى و من بلغه کتابى بتقوى الله و نظم امرکم ...» (13) .
«... من وصیت مىکنم شما و همه اولاد و اهل خود و هر کسى که این نامه من به او برسد، به تقواى الهى و نظم امور ...» .
برهان نظم که یکى از ادله توحید است، پایه آن را سه مطلب تشکیل مىدهد .
1 . هر پدیدهاى براى خود علتى دارد و قانون علیت و معلولیتیک قانون عمومى و همگانى است .
2 . پدیدهاى که در آن نظم و تدبیر و سنجش و اندازهگیرى به کار برود، نمىتواند اثر یک تصادف کور و کر باشد .
3 . در جهان هستى تا آنجا که عقل و دانش بشر از روى آن پرده برداشته است، بجز نظم و دقت چیزى وجود ندارد (14) .
با توجه به پدیدههاى مهم مانند شب و روز و پرفایده بودن آنها، آیا تا به حال از آمد و شد شب و روز که دائما از یکى کاسته و بر دیگرى افزوده مىشود، و همچنین خورشید و ماه سئوال کردهایم؟ آیا در مورد نظم بخصوص آنها اندیشیدهایم که این آمد و شد و حرکت منظم که میلیونها سال است از حرکتحساب شده خود خارج نشده، براى چیست؟ و کیست که اینهم دقت در حرکت را به آنها بخشیده است؟ شب با آنهمه تاریک و ظلمانى بودنش مایه آرامش و استراحت انسان و روز مایه حرکت و جنب و جوش و تلاش و کوشش و آفتاب و ماه منبع انرژى و نور و ... است که اگر حرکت هرکدام از اینها بیش از اندازه معین بود، چه هرج و مرجى ایجاد مىشد و زندگى روز مره فردى و اجتماعى دچار مشکلات زیادى شده و چرخهاى زندگى از کار مىافتاد . چنانکه در برخى از مناطق جهان مانند مناطق قطبى و سیبرى که شش ماه شب و شش ماه روز است، مشکلات فراوان وجود دارد و یا مانند کره ماه که شبهایش معادل 15 شبانهروز کره زمین و روزهایش به همان اندازه است، به هیچوجه قابل سکونت نیست زیرا اگر شبها طولانى شود همهچیز یخ مىزند و همچنین اگر روزهاى داغ و سوزان ادامه داشته باشد، همهچیز آتش مىگیرد و این چیزى است که نمونه ساده آن را در روزها و شبهاى تابستان و زمستان کره خودمان در مناطق مختلف شاهد هستیم که در اثر طولانى بودن روزهاى تابستان و تابش خورشید، گرما بیشتر از روزهاى زمستان است .
یک بار دیگر یادآورى مىنمائیم که پدیدههاى به این عظمت و سرشار از برکت و نظم که در اختیار بشر گذاشته شده، نمىتواند نشات یافته از یک تصادف باشد، بلکه از اهمیت اینها در حیرت فرو رفته و به عظمت آفریننده حکیم و دانا و قادر آنها اعتراف مىنمائیم .
دنباله دارد
«من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم» .
(فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، حکمت 70، ص 1117) .
«هرکس خود را پیشواى مردم نمود، باید پیش از یاد دادن به دیگرى، نخستبه تعلیم نفس خویش بپردازد . (زیرا اثر سخن کسى که گفتار و کردارش یکسان باشد، بیشتر است، و مردم در مخالفتبا او نمىکوشند) و باید پیش از ادب کردن و آراستن دیگرى به زبان، به روش (در عمل) ; خود را ادب و آراسته سازد (مثلا پیش از آنکه به دیگرى بگوید نماز بخوان تا رستگار شوى، باید خود نماز بخواند) و آموزنده و ادب کننده نفس خود از آموزنده و ادب کننده مردم به تعظیم و احترام سزاوارتر است (چون پیرو هوا نیست) » .
پىنوشت:
1) فصلت: 37 .
2) مجمعالبیان، ذیل آیه . البته علماى اهل سنتبعضیها بعد از تمام شدن آیه اول در سوره فصلت و بعضیها پس از آیه اول و آیه بعدى واجب مىدانند .
3) الموسوعة العربیة العالمیة، حرف «ى» ، الیوم .
4) فرهنگنامه، تالیف بر، موریس پارکر، ترجمه و تنظیم زیر نظر رضا اقصى، ج10، شب و روز .
5) اى . پرلمن، شناخت نجوم، ص 45، تهران 1345، ترجمه مهندس ثروت شرمینى .
6) اسراء 12 .
7) و جعل اللیل سکنا . (انعام: 96) .
8) و لتعلموا عدد السنین و الحساب . (سوره اسراء، آیه 12) .
9) تفسیر صافى، ذیل آیه .
10) تفسیر نمونه، ج5، ص 360 .
11) تفسیر صافى، ذیل آیه .
12) اسراء: 12 .
13) دشتى، محمد، ترجمه و شرح نهج البلاغه، نامه 47، ص 558 .
14) سبحانى (آیتالله)، جعفر، راه خداشناسى، ص 99 و 100 .
مقالات:
تارنمای قرآن شناسی