سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِى الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ�.

ما به زودى (محققا) آیات و نشانه هاى خود را در آفاق و اطراف جهان، و همچنین در درون جان خود آنها، به آنان، نشان مى دهیم، تا براى آنها روشن شود که خداوند حق است-آیه 53 سوره فصلت)؛
�آیات آفاقى�، همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقى که بر آنها حاکم است، و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوه ها و دریاها با عجائب و شگفتى هاى بى شمارش، و موجودات گوناگون اسرارآمیزش، که هر زمان اسرار تازه اى از خلقت آنها کشف مى شود، و هر یک، آیه و نشانه اى است بر حقانیت ذات پاک او.
و �آیات انفسى�، همچون آفرینش دستگاه هاى مختلف جسم انسان، و نظامى که بر ساختمان حیرت انگیز مغز و حرکات منظم قلب و عروق، و بافت ها و استخوان ها، و انعقاد نطفه و پرورش جنین، در رحم مادران، و از آن بالاتر اسرار و شگفتى هاى روح انسان حاکم مى باشد، که هر گوشه اى از آن کتابَى است از معرفت پروردگار و خالق جهان.
تمام کتاب هاى علوم طبیعى و انسان شناسى در تمام ابعادش (علم تشریح، فیزیولوژى، روان شناسى، روانکاوى) و علوم مربوط به شناخت گیاهان و حیوانات، و مواد آلى طبیعت، و هیئت، و غیر آن، در حقیقت همه، کتب توحید و معرفة اللّه هستند، چرا که عموماً پرده از روى اسرار شگفت انگیزى بر مى دارند که بیانگر علم و حکمت و قدرت بى پایان آفریننده اصلى این جهان است.
گاه یکى از این علوم، بلکه یک رشته از ده ها رشته از یکى از این علوم، تمام عمر یک دانشمند را به خود اختصاص مى دهد، و در پایان مى گوید: �افسوس که هنوز از این رشته چیزى نمى دانم، و آنچه تا به حال دانسته ام مرا به عمق نادانیم رهنمون گردیده�! (تفسیر نمونه)

ارائه آیات آفاقی و أنفس دال بر توحید

﴿سَنُریهِمْ﴾، این سین در این‌گونه از موارد سین تسویف و استقبال نیست، سین تحقیق است؛ مثل ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ﴾،[14] نه یعنی بعدها خدا می‌بیند، این سین؛ یعنی هم‌اکنون می‌بیند و محقّقاً می‌بیند، برای اینکه فرمود: ﴿أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری﴾،

﴿سَنُریهِمْ﴾, فعل مضارع هم که دلالت بر استمرار دارد؛ ولی این تحقیق است، ما این کارها را می‌کنیم، ما مرتب داریم آیات خود را ارائه می‌دهیم، شما فقط باید ببینید. اگر به بیرون سری بزنید، می‌بینید ما مرتب داریم آیات خود را نشان می‌دهیم, درون سری بزنید ما مرتب آیات درون را نشان می‌دهیم؛ بیرون و درون را رها کنید، چون او که فوق بیرون و درون است, محیط به درون و بیرون است، اگر با او بخواهید به سر ببرید، او شما را راهنمایی می‌کند؛ اضلاع سه‌گانه این مثلث دلیل بر حقانیّت توحید است، ﴿سَنُریهِمْ آیاتِنا﴾ نشانه‌های خود را نشان می‌دهیم.

نشانه‌ها هم فرق می‌کند، یک وقت کسی حکیمانه موحّد است و دلیل اقامه می‌کند که عالَم مخلوق است, معلول است و علت دارد. همان بیان نورانی حضرت امیر که در بخشی از نهج‌البلاغه آمده، فرمود: مگر هیچ بِنایی بدون بنّا هست؟ هیچ زَرعی بدون زارع هست؟ این در یک سطح استدلال برای بخشی از مردم است. این‌گونه از آیات, آیات آفاقی است، انسان از این راه‌ها به مبدأ خودش راه پیدا می‌کند.

انواع آیت‌ها و فرق آنها با آیاتِ الهی

آیات و علامت‌ها چند گونه است: یک وقت قراردادی است، مثل (اینکه) پرچم هر کشوری نشانه استقلال آن مملکت است، یا فلزّ خاصی روی دوش یک شخص مخصوصی نشانه امیر و فرمانده بودن اوست، اینها قرارداد است، چون این فلزّ مخصوص یا این پرچم مخصوص در جای دیگر این اعتبار را ندارد، اینها می‌شود قرارداد. یک وقت است که سخن از قرارداد نیست، سخن از تکوین است؛ وقتی تکوین شد گاهی مقطعی است، مثل اینکه �چمن� آیت و نشانه آب است که اگر آب نبود، درخت و چمنی نبود؛ ولی این مقطعی است، مادامی که سبز است آب را نشان می‌دهد؛ وقتی پژمرده شد و به صورت خاک درآمد، دیگر آب را نشان نمی‌دهد؛ یا دود علامت آتش است، اگر این دود تلطیف بشود و به صورت هوای شفاف و صاف در بیاید، دیگر علامت آتش نیست، گرچه �دخان� علامت است؛ ولی در یک مقطع خاص, گرچه چمن علامت آب است؛ ولی در محدوده مخصوص؛ امّا جهان و هستیِ هر شیء به هر وضع و کیفیتی باشد آیت حق است. ممکن نیست یک موجود ممکن, حالت‌های مختلف بپذیرد در بعضی از حالت‌ها آیتِ الهی باشد و در بعضی از حالت‌ها آیتِ الهی نباشد، چون اصلِ هستی آیتِ اوست؛ منتها کسی باید چشم داشته باشد تا ببیند.

چشمِ برتر، لازمهٴ دیدن آیات الهی در آفاق و أنفس

فرمود ما ارائه می‌دهیم اگر کسی گرفتار کوریِ چشم بود، آن‌طوری که در سوره �حج� آمده که ﴿فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ﴾[23] اینها نمی‌بینند, اگر کسی بصیر باشد ارائه الهی در او اثرگذار است. فرمود ما آیات بیرونی را نشان می‌دهیم، پشت سر هم، به صورت فعل مضارع، اینها مرتب آیات ماست! درون او را نشان می‌دهیم، تحوّلات او را نشان می‌دهیم, تصمیم‌ها را نشان می‌دهیم، به این صورت که هیچ‌کدام نبودند، بعد پیدا شدند. این نظم خاصی که در درون آنها هست، هیچ موجودی در درون او نیست، مگر اینکه طبیبانه و محقّقانه دارد کار می‌کند؛ اصلاً طب را از همین نظم گرفتند کسی که در عالَم طبیب خلق نشده، طبیب علم خود را از معلوم گرفته؛ یعنی دید این‌جا چه خبر هست، بعد شده طبیب، نه اینکه از جای دیگر طب گرفته باشد، این درون انسان است که معلّم اطبّاست، این نظم و این کارگاه خاص, طبیب‌پرور است, طب‌ساز است آن طبیب و طب از دستگاه درون گرفته شده؛ اندیشه همین‌طور است, علم حصولی همین‌طور است, علم حضوری این‌طور است, روانشناسی این‌طور است, روانکاوی این‌طور است، همه اینها علم خود را از این درون گرفتند، نه اینکه بیرون از جان آدمی دستگاهی باشد، آنها در آن مدرسه رفته و درس خوانده باشند. روانشناس علم خود را از درون ما گرفته, روانکاو علم خود را از درون ما گرفته و هکذا؛ پس اینها همه آیات الهی‌اند که در انفس ما هست و آنها هم آیات الهی است در بیرون. فرمود درون و بیرون را تک‌تک به حساب بیاورید آیات ما هستند، ما مرتب داریم آیات خود را به شما نشان می‌دهیم: ﴿سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ﴾.

نشان دادن اصلِ توحید، هدف از ارائه آیات الهی

اگر یک چشم برتری داشتید و خواستید ببینید، او هم شما را راهنمایی می‌کند: ﴿سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ﴾ تا ﴿یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ﴾، .

بیرون را نگاه کنید همه‌ آنها آیت‌ و علامت‌اند، می‌گویند ما پروردگاری داریم؛ درون را نگاه کنید همه اینها شهادت می‌دهند که ما پروردگاری داریم, اگر دقیق‌تر باشید، قبل از اینکه آسمان را ببینید الله را می‌بینید, قبل از اینکه خودتان را ببینید �الله� را می‌بینید, چرا؟ چون او ﴿عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ﴾ است، این ﴿شَهیدٌ﴾ به معنای مشهود است نه شهید به معنی شاهد؛ یعنی انسان اگر بخواهد زمین را بشناسد همین که وارد حوزه معرفة‌الأرض شد، اول الله را می‌شناسد, چرا؟ چون او ﴿بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مُحیطٌ﴾ است، خواست آسمان را بشناسد، همین که شروع کرد به سپهرشناسی، اول چیزی که می‌شناسد الله است، چون او ﴿بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مُحیطٌ﴾ است. این لایه اول زمین را یا لایه اول آسمان را شما کنار ببرید، لایه دوم زمین و آسمان را بخواهید بشناسید، اول خدا را می‌شناسید. این لایه سوم را بخواهید بشناسید همین‌طور است، چون او ﴿بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مُحیطٌ﴾ است و ﴿عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ﴾ است، پس اول الله را می‌شناسید.

کلّ عالم می‌شود فیض خدا, کلّ عالم می‌شود خلق, کلّ عالم می‌شود ﴿نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾] و ما خودمان فیض خداییم, فعل خداییم؛ عالَم یعنی فیض خدا! اینکه فیض را از مستفیض محدود می‌کنیم و گاهی ـ معاذ الله ـ افاضه را نمی‌بینیم ﴿أَعْرَضَ وَ نَأی‏ بِجانِبِهِ﴾ همین مشکلات را برای ما ایجاد می‌کند. (ایت الله جوادی آملی)

براى اثبات يگانگى خداوند عالم راههاى زيادى وجود دارد، يكى از آنها مطالعه نظام هستى است. انسان وقتى نظام آفرينش را مطالعه مى كند توحيد ذات و صفات برايش روشن مى گردد. مثلا هنگامى كه مى بيند قانون واحدى بر سراسر عالم هستى حاكم است در مى يابد كه مدبّر واحدى همه عالم را تدبير مى كند. به عنوان مثال قانون جاذبه در سراسر جهان حاكم است و در هيچ جا استثنا ندارد. يا مطالعات دانشمندان نشان مى دهد كه موادّى كه عالم هستى را تشكيل مى دهد و موادّ اوّليّه آن به شمار مى رود، حتّى در كرات ديگر نيز مانند كره خاكى ماست. دانشمندان اين مطلب را با تجزيه نورى كه از كرات ديگر به ما مى رسد بدست آورده اند، چرا كه با تجزيه نور مى توان دريافت كه موادّ اصلى تشكيل دهنده كرات ديگر چگونه است.

علاوه بر اين، تمام موجودات عالم از اجزاِء بسيار ريز و كوچكى به نام اتم تشكيل شده است. هنگامى كه اتم شكافته شد داراى مركزى بود و اجزايى كه برگرد مركز مى چرخيدند. و اين، خصيصه تمام اتم ها در سراسر نظام آفرينش است. هر چند ممكن است برخى مركز كوچكتر و اجزاى كمتر، و برخى مركز بزرگتر و اجزاى بيشترى داشته باشند. امّا بدون شك ساختمان تمام اتم ها شبيه به هم است. و عجيب اينكه ساختمان منظومه شمسى با تمام عظمتش همچون ساختمان يك اتم است; يعنى داراى مركزيّتى است كه ساير سياره ها بر گرد آن مى چرخند.

تمام حيوانات عليرغم تنوّع آنها (چهارپايان، خزندگان، پرندگان، چرندگان، حيوانات دريايى، صحرايى، هوايى و مانند آن)، وقتى شكافته مى شوند واحد اصلى آنها چيزى به نام سلول يا ياخته است.

آرى! سراسر جهان بسوى وحدت و يگانگى پيش مى رود و نظام واحد دليل بر خالق واحد، مدير واحد، و معبود واحد است.

خداوند متعال در آيه 3 و 4 سوره ملك در اين باره مى فرمايد:

(الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَات طِبَاقاً مَا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُت فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُور * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِيرٌ); (خداوند متعال) همان كسى است كه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريد; در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضادّ و عيبى نمى بينى! بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى كنى؟! بار ديگر به عالم هستى نگاه كن، سرانجام چشمانت بسوى تو باز مى گردد در حالى كه خسته و ناتوان است.

هر چه به عالم هستى بنگرى نشانه اى از بى نظمى و پراكندگى نمى بينى. همه جا، نشان از وحدت و يكپارچگى است. خدايى كه مدبّر عالم هستى است، حتماً واحد و يگانه است. چرا كه وحدت نظام هستى نشانه وحدت ذات پاك اوست، و چنين خدايى بايد معبود و اله باشد. (سوگندهای پربار قرآن - مکارم)

سوگند های قرآن به آیات آفاقی و انفسی

سوگندي كه خداي سبحان مطرح مي‌كند نظير سوگندهاي محاكم قضايي نيست در محكمه قضا سوگند در برابر بيّنه است يعني اگر كسي ادّعايي دارد بايد بيّنه‌اي اقامه كند و اگر كسي منكر است سوگند ياد مي‌كند اما قسم‌هاي خداي سبحان به بيّنه است به دليل و شاهد است نه در قبال شاهد

در مواردی نیز با ادای سوگند، به عظمت آیات الهی اشاره شده است: وَالسَّماءِ ذاتِ البُروجِ- بروج آیه1 وَالشَّمسِ و ضُحـها وَالقَمرِ إذا تَلـهاشمس آیه۱‌و۲. والنَّجمِ إذا هَوی (نجم آیه۵۳‌.)

در برخی سوگندهای قرآن مقسم له قيامت و روز رستاخيز، و تحقّق و قطعيّت وعده هاى پروردگار (إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ) و نيز تخلّف ناپذير بودن وعده هاى پروردگار عالم در مورد پاداشها و عقابهاى افراد صالح و طالح در آن روز است (وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ).

پيام آيات مذكور اين است كه عالم حساب و كتاب دارد، و خداوند حكيم است. بنابراين در مجموعه اى كه مدير آن شخص حكيمى است، و بر اساس نظم و حساب و كتاب اداره مى شود، شكّى در تحقّق وعده هاى داده شده نداشته باشيد. علاوه بر اينكه شما نيز هماهنگ با مجموعه آفرينش شويد، و به كارهاى خويش نظم خاصّى ببخشيد، و بر سرِ عهد و پيمانتان باشيد، و از آن تخلّف ننماييد، هر چند به نفع شما نباشد.

رابطه قسم ها با مقسم له: اهميّت مبدأ و معاد

با توجّه به اينكه قسمها طبق هر دو تفسير، از آيات و نشانه هاى خداست، و پيام توحيد و خداشناسى مى دهد، و مقسم له نيز در مورد معاد و جهان پس از مرگ سخن مى گويد، ارتباط آن دو روشن و واضح است، چرا كه ارتباط مبدأ و معاد آشكار است.( سوگندهای پربار قرآن- مکارم)

نشانه‏ های خدا در قرآن

خداوند متعال در قرآن مجید، بیش از یکصد و پنجاه بار از نشانه‏ هاى عظمت و آفریدگارى خود که در پهنه آسمانها و زمین و اعماق دریاها است، به تعبیرهاى مختلف یاد کرده است .
مفهوم نشانه
هر پدیده ‏اى نشانه و آدرس خاصى دارد که انسان با مطالعه آن نشانه و آدرس پى به وجود پدیده مى‏برد و آن را از سایر پدیده‏ ها جدا مى‏کند . همان‏طور که انسان با دیدن رنگ‏ آمیزى ساختمان مى‏ فهمد که آن ساختمان را یک نقاش رنگ‏ آمیزى کرده نه یک آهنگر و همچنین برعکس وقتى انسان در و پنجره آهنى را مشاهده مى‏ کند، متوجه مى‏ شود که کار یک آهنگر است نه نقاش .
نشانه‏ هائى که در طبیعت وجود دارد هرکدام بیانگر پدیدآورنده‏ اى است‏ حکیم که آنها را با نظم و هماهنگى حیرت‏ انگیزى آفریده است .
در قرآن مجید نیز خداوند بزرگ به وسیله نشانه‏ ها و معجزات خود، بشر را به سوى شناخت ‏یگانه آفریننده جهان رهنمون مى‏شود چرا که او خالق تمامى پدیده‏ ها است و انسان وقتى رنگ‏ آمیزى جهان آفرینش را مشاهده مى‏کند، به وجود یک خالق حکیم ازلى که این جهان به این عظمت را با این نظم خاص آفریده و آن را به حرکت درآورده و سر سوزنى از آن نظم تخطى نمى‏کند، پى مى‏برد . خداوند متعال براى راهنمائى بشر، قرآن و آیات آن را به وسیله امین وحى; جبرئیل فرو فرستاده و توسط پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله آن را به جهان ابلاغ کرده است . قرآن، همواره آیات و نشانه‏ هاى آفریدگار جهان را که در عالم هستى وجود دارد; یاد کرده توجه بشر را به آنها جلب مى‏کند .(ماهنامه مکتب اسلام 1381 شماره 1)

به تعبیر آیت الله جوادی آملی : "هر علمی كه موضوعش فعل خدا باشد دینی است، علمی كه موضوعش عین خارج است به تعبیر قرآن كریم دین است و دینی است، زیرا هر چه در خارج هست آیت حق است. آیت بودن برای تمام موجودات ذاتی هویت است نه ذاتی ماهیت. ذات اقدس الهی وقتی كه درباره عده‌ای سخن می‌گوید: ﴿أَفَلاَ ینظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ كَیفَ خُلِقَتْ ٭ وَإِلَی السَّماءِ كَیفَ رُفِعَتْ ٭ وَإِلَی الْجِبَالِ كَیفَ نُصِبَتْ ٭ وَإِلَی الأرْضِ كَیفَ سُطِحَتْ﴾ در بحث‌های دیگر كه جمع‌بندی می‌كند می‌گوید اینها وقتی آسمان و زمین و موجودات زنده و غیرزنده را می‌بینند اینها وقتی از این آینه، صاحب این آینه و آینه‌ساز را نمی‌بینند آن وقت گرفتار چند رذیلت‌اند ﴿صُمٌّ بُكْمٌ عُمْی فَهُمْ لاَ یعْقِلُونَ﴾، ﴿فَهُمْ لاَیرْجِعُونَ﴾ ممكن نیست كسی آیه را ببیند و ذوالآیه را نبیند."

برهان نظم چنانکه از نامش پیداست از نظام عالم هستی و اسرار و دقایق آن به مبدء علم و قدرتی که آن را ایجاد و تدبیر نموده ، رهنمون می گردد، و قرآن مجید پر است از استدلال به این دلیل روشن ، و در همه جا نمونه هائی از آیات حق را در آسمان و زمین ، و عالم حیات ، و موجودات مختلف ، بیان می کند، و از آن طریق آشکاری به سوی ذات پاکش می گشاید.

وَ کَأَیِّن مِّنْ ءَایَةٍ فی السمَوَتِ وَ الاَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیهَا وَ هُمْ عَنهَا مُعْرِضونَ( یوسف 105)

و چه بسیار نشانه ای (از خدا) در آسمانها و زمین وجود دارد که آنها از کنارش می گذرند و از آن روی می گردانند!

همین حوادثی را که همه روز با چشم خود می نگرند: خورشید صبحگاهان سر از افق مشرق برمی دارد، و اشعه طلائی خود را بر کوهها و دره ها و صحراها و دریاها می پاشد، و شامگاهان در افق مغرب فرو می رود، و پرده سنگین و سیاه شب بر همه جا می افتد.
اسرار این نظام شگرف ، این طلوع و غروب ، این غوغای حیات و زندگی در گیاهان ، پرندگان ، حشرات ، و انسانها، و این زمزمه جویباران ، این همهمه نسیم و اینهمه نقش عجب که بر در و دیوار وجود است ، به اندازه ای آشکار می باشد که هر که در آنها و خالقش نیندیشد، همچنان نقش بود بر دیوار!
فراوانند امور کوچک و ظاهرا بی اهمیتی که ما همیشه با بی اعتنائی از کنار آنها می گذریم اما ناگهان دانشمندی ژرفبین ، پیدا می شود که پس از ماهها یا سالها مطالعه روی آن اسرار عجیبی کشف می کند، که دهان جهانیان از تعجب باز می ماند.
اصولا مهم این است که ما بدانیم که در این عالم هیچ چیز ساده و بی اهمیت نیست چرا که همگی مصنوع و مخلوق خدائی است که علمش بی انتها و حکمتش بی پایان است ، ساده و بی اهمیت آنها هستند که جهان را بی اهمیت و سرسری می دانند. (تفسیر نمونه)

امام صادق علیه‌السلام درحدیث مفصل "توحید مفضل" که بر مفضل املا فرموده است. به شرح برخی از این نشانه ها تحت عناوین: شگفتیهای آفرینش انسان ، شگفتیهای آفرینش حیوانات ، شگفتیهای آفرینش طبیعت و بیان فلسفه ناملایمات و مصائب پرداخته است. (http://mofazal.blogfa.com)

امام عارفان حضرت حسین بن علی (ع) در دعای شریف عرفه آنگاه که به عجز و ناتوانی خود و همه احصاء کنندگان در ذکر و شمارش نعمتهای الهی اعتراف می نماید، به گوشه هایی از مواهب الهی در آفرینش انسان اشاره نموده است که از دیدگاه علم ژنتیک، جنین شناسی و فیزیولوؤی قابل بحث می باشد. (کتاب آفرینش در دعای عرفه)

برخی از این آیات مثل گسترش زمین ،بارش باران و رویش گیاهان و میوه ها، برای همه روشن و قابل مشاهده است .قرآن کریم با ذکر این نشانه ها خطاب به همه مردم (یَأَیهَا النَّاس ) تاکید می کندکه: شما میدانید

یَأَیهَا النَّاس اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ - الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاَرْض فِرَشاً وَ السمَاءَ بِنَاءً وَ أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَتِ رِزْقاً لَّکُمْ فَلا تجْعَلُوا للَّهِ أَندَاداً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ

ای مردم پروردگار خود را پرستش کنید، آن کس که شما و پیشینیان را آفرید، تا پرهیزکار شوید.
آنکس که زمین را بستر شما قرار داد و آسمان (جو زمین ) را همچون سقفی بر بالای سر شما و از آسمان آبی فرو فرستاد، و بوسیله آن میوه ها را پرورش داد، تا روزی شما باشد، بنابراین برای خدا شریکهائی قرار ندهید در حالی که می دانید (سوره بقره آیه 21و22)

ولی در مورد بعضی پدیده ها مثل آفرینش آسمان و زمین، و اختلاف شب و روز، نزول باران رویش و تنوع رنگهای گیاهان نشانه هایی هستند که اهل خرد بواسطه آنها به هدفمند بودن آفرینش اعتراف می کنند.

إِنَّ فی خَلْقِ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اخْتِلَفِ الَّیْلِ وَ النهَارِ لاَیَتٍ لاُولی الاَلْبَبِ( آل عمران-190)
الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْت هَذَا بَطِلاً سبْحَنَک فَقِنَا عَذَاب النَّارِ(آل عمران-191)

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَسلَکَهُ یَنَبِیعَ فی الاَرْضِ ثُمَّ یخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مخْتَلِفاً أَلْوَنُهُ ثمَّ یَهِیجُ فَترَاهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یجْعَلُهُ حُطماً إِنَّ فی ذَلِک لَذِکْرَی لاُولی الاَلْبَبِأَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَسلَکَهُ یَنَبِیعَ فی الاَرْضِ ثُمَّ یخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مخْتَلِفاً أَلْوَنُهُ ثمَّ یَهِیجُ فَترَاهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یجْعَلُهُ حُطماً إِنَّ فی ذَلِک لَذِکْرَی لاُولی الاَلْبَبِ سوره الزمر, آیه 21 )

درک برخی نشانه ها به تعقل نیاز دارد (لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ: بقره 164، جاثیه 5، نحل 12، روم 24)

برای اهل ایمان (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ- نمل 86، زمر 52- نحل 79، انعام99)،

افراد زیرک و اهل فراست (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ- حجر 75)

اهل تفکر (الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ ........وَ یَتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ (آل عمران 191)لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ: زمر42 ، یونس 24، نحل 11 ، روم 21﴾)

بعضی نشانه هایی هستند برای آنهایی که گوش شنوا دارند ( إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ : یونس 67 ، روم 23)،

اهل تذکرند ( لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ -نحل 13)

یا صاحبان عقل و اندیشه (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى -طه 54﴾،

اهل بصیرت ( إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ - نور 44﴾

یا دانشمندان (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ - روم 22﴾ ( إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء - فاطر 28)

در بررسی های آیات آفاقی و انفسی بیشتر به اعجاز علمی قرآن در اشاره به مطالب و شواهدی که حتی تا یکی دو قرن پیش برای بشر شناخته نشده بود پرداخته شده است اگرچه این حقیقت مهم و قابل توجه است ولی مهمتر از آن، اهداف اصلی کلام وحی در ذکر این آیات است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

در نگاهی گذرا به اینگونه آیات پاره ای از اهداف قرآن مجید در ذکر نشانه های آفاقی و انفسی مشاهده می شود.

یادآوری آفریدگار جهان

أَ فَمَن یخْلُقُ کَمَن لا یخْلُقُ أَ فَلا تَذَکرُونَ(نحل 17) آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید!!
بیان نعمتها

وَ إِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تحْصوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ( نحل 18) و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنرا احصا کنید، خداوند غفور و رحیم است .

به گفته مؤلف تفسیر تسنیم، نعمت‌های الهی، آیات توحیدی حق است که برای بهره‌وری مادّی و تعالی معنوی انسان آفریده شده و تبیین آن‌ها در قرآن برای دعوت به توحید و تهذیب است.

برخی نیز گفته‌اند: در پاره‌ای از موارد، نعمت‌های خدا در آسمان و زمین به تفصیل یادآوری شده تا انگیزه‌ای برای شکر و حق‌شناسی باشد و در همه جا نیز این هدف ممکن است منظور باشد که انسان، با نگرش به عالم (از آن جهت که آفریده خدا و در چنبره تدبیر او است)، معرفت فطری و شناخت حضوری خود را شکوفا سازد و شدّت بخشد، بنابراین، این آیات همه جا ضمن این‌که به چگونگی آفرینش موجودات اشاره می‌کند، می‌خواهد خدا را به انسان نشان دهد و عقربه دل او را در جهت آفریدگار نگاه دارد . و از آن‌جا که غرض از بیان نعمت‌ها و آیات، راه‌یابی به توحید است، قرآن ، منکران خدا و مشرکان را که با مشاهده آیات الهی، به شناخت خداوند و یگانه‌پرستی هدایت نشده‌اند، سرزنش می‌کند: أَوَلَم یَروا (سجده 27)فَلَم یَنظُروا (ق 6)أَفَلایَنظرونَ (غاشیه 17)أَفلاتُبصِرون (ذاریات 21)

یکی از راه‌های شناخت خدا، شناخت او از طریق آیات او است که آن را در اصطلاح، برهان اِنّی می‌نامند، یعنی انسان با تدبّر در معلول و آثار، به علّت و مؤثّر آن پی می‌برد. شناخت خدا از این طریق، شایع‌ترین برهانی است که قرآن برای خداشناسی مطرح ساخته است، چنان‌که بسیاری از مفسّران، تمام آیاتی را که بر آیات تکوینی الهی مشتمل است، به اثبات وجود خدا ناظر دانسته و مفاد آن‌ها را به صورت براهینی درآورده‌اند که بازگشت بیش‌تر آن‌ها، به برهان نظم است.

خداشناسی از راه آیات

اهتمام قرآن برای خداشناسی از راه آیات، ازآن‌رو است که بیش‌تر معلومات بشر در جهان، معلوماتِ آیه‌ای است. به گفته برخی، اگر انسان کسی را خوب، بد، دوست یا دشمن می‌داند، آن را از رهگذر احساس کسب نکرده، بلکه از گفتار و رفتار که نشانه دوستی یا دشمنی و خوبی یا بدی است، دریافته است، پس بیش‌تر شناخت‌های ما نه حسّی مستقیم و نه علمی تجربی است، بلکه احساس ما به آیه‌های شیء تعلّق می‌گیرد، ولی ذهن ما همواره از راه آیات و آثار، مؤثّر را در ورای آن‌ها می‌بیند. شناخت خدا از این راه نیز برای انسان ممکن می‌شود. اگر ما خداشناسی از طریق آیات را انکار کنیم، باید نود درصد معلومات خود را که از همین راه به دست آمده‌اند، نادیده بگیریم، (مطهری، مجموعه آثار)

از سوی دیگر، برخلاف سایر براهین عقلی که دشواری‌هایی دارد، همه انسان‌ها به فراخور دانش خود می‌توانند از این طریق به شناخت خدا دست یابند، بنابراین، مأنوس بودن انسان با شناختِ آیه‌ای و آسان‌یابی آن موجب شده است که قرآن به این نوع شناخت توجّه ویژه‌ای کند.

تفكّر در جهان آفرينش

خداوند متعال در آيه 190 و 191 سوره آل عمران مى فرمايد:

(إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لاَيَات لاُِّولِى الاَْلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ);

بى شك در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هاى (روشنى) براى خردمندان است. همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آنگاه كه بر پهلو خوابيده اند ياد مى كنند، و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى انديشند; (و مى گويند:) بارالها! اينها را بيهوده نيافريده اى; منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاهدار

با توجّه به اينكه جمله يتفكّرون بصورت فعل مضارع آمده، معناى آن اين است كه اگر انسان در سراسر عمرش در آفرينش آسمان و زمين، و بطور كلّى جهان خلقت بينديشد، جا دارد. و موضوع تفكّر و انديشه، محدوديّتى ندارد

قرآن در مواضع فراوانی بر تفکّر و تدبّر در آیات خدا تأکید کرده، متفکّران را می‌ستاید: الَّذینَ یَذکُرونَ اللهَ قیماً و قُعوداً و عَلی جُنُوبِهم و یَتَفکّرونَ فِی خَلقِ السَّموتِ و الأرضِ (آل عمران 191. برپایه روایات، تفکّر یک ساعت از عبادت یک سال برتر شمرده شده.

مهم‌ترین راز مطالعه آیات الهی ایمان به خدا و شناخت حقّانیّت او است . از این‌رو قرآن کافرانی را که نعمت و قدرت الهی را در آسمان و زمین مشاهده می‌کنند و ایمان نمی‌آورند، سرزنش می‌کند: أَوَلم یَرالَّذین کَفَروا أَنّ السَّموتِ والأرضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقنـهما وَ جَعَلنا مِن الماءِ کلَّ شیء حیّ أَفلا یُؤمِنون ( انبیاء 30)

تفکّر در آیات خدا، افزون بر اثبات اصل وجود آفریدگار، ما را به صفات او، چون علم، قدرت، حکمت ، رحمت و... نیز رهنمون است، چنان‌که قرآن، هدف آفرینش آسمان‌ها و زمین را دست‌یابی به بینش توحیدی و آشنایی با قدرت و علم خداوند معرّفی می‌کند: اللهُ الّذی خَلقَ سَبعَ سَموت وَ مِن الأرضِ مِثلَهنّ یَتَنزَّلُ الأمرُ بَینَهنَّ لِتَعلموا أنّ اللهَ علی کلِّ شَیء قدیر وَ أنَّ اللهَ قَد أَحاطَ بِکلِّ شَیء عِلماً (طلاق 12).

تفکّر در بسیاری از آیات خدا و نمایان شدن قدرت بی‌انتهای او در آفرینش، پذیرش امکان قیامت و برانگیخته شدن دوباره موجودات را برای انسان آسان‌تر می‌کند، چنان‌که قرآن در تعدادی از آیات، پس از یادآوری برخی از آیات خدا، معاد و زندگی پس از مرگ و دشوار نبودن زنده‌کردن مجدّد انسان‌ها را به یاد می‌آورد. (سوره عنکبوت آیه 19). در جای دیگر نیز هدف از تفصیل و توضیح آیات را یقین به ملاقات خداوند دانسته است: یُفَصِّلُ الأیـتِ لَعَلَّکُم بِلِقاءِ ربِّکم تُوقِنون (رعد2)�

به گفته علاّمه طباطبایی، اهمّیّت تعقّل در آیات الهی از آن رو است که شناخت آیات، موجب شناخت خداوند و اسما و صفات و افعال او می‌شود و می‌فهماند که خدا زنده است و مرگ بر او عارض نمی‌شود. خداوند، توانایی بدون عجز، و‌دانایی است که جهل در او راه ندارد و او آفریدگار و مالک همه چیز است. آفریدگان را آفرید تا به آنان انعام کند، بدون این‌که به آن‌ها نیازمند باشد. او روزی همه را گرد می‌آورد و انسان‌ها را پاداش یا کیفر خواهد داد. با دست‌یابی به این معارف، انسان درمی‌یابد که زندگی او دائم و سعادت یا شقاوت او پایدار است، واین زندگی دنیایی، بیهوده نیست واین حقیقتی‌است که انسان را به دین و شریعت الهی راهنمایی می‌کند.

از دیگر آثار سیر در آیات خدا، بصیرت و خروج از حجاب طبیعت و غفلت و دست‌یابی به یاد خدا است، چنان‌که در سوره ق پس از اشاره به آفرینش آسمان و زمین و کوه‌ها و گیاهان می‌گوید: تَبصِرَةً و ذِکری لِکلِّ عَبد مُنیب (ق 8)

و گردش شب و روز و نزول باران از آسمان را مایه تذکر می‌داند: وَ هُوالّذی جَعَل الَّیلَ والنَّهارَ خِلفَةً لِمَن أرادَ أن یَذَّکّر (فرقان 62)،

او كسى است كه آیات خود را به شما نشان مى‏دهد و از آسمان براى شما روزى (با ارزشى) مى‏فرستد; تنها كسانى متذكر این حقایق مى‏شوند كه بسوى خدا باز مى‏گردند. هُوالّذی یُریکُم ءایتِهِ و یُنزِّلُ لکم مِنَ‌السَّماءِ رِزقاً وَ ما یَتَذَکّرُ إلاّ مَن یُنیب (غافر 13).

آگاهی خداوند برآشکار و نهان

وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ (انعام 3)

و اوست خدا در همه آسمان‌ها و در زمین، که از نهان و آشکار شما با خبر است و بدانچه می‏کنید آگاه است.

(وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ -نور 41﴾

(وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ- حج 61)

( إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ - حج 63)

نشانه های رحمت الهی

وَ إِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تحْصوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ( نحل 18)

(إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ -نحل7)

(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ - حج 65﴾

روزی رسانی به بندگان

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ ﴿ عنکبوت 62﴾

(رِزْقًا لِّلْعِبَادِ - ق 11)

اقتدار پروردگار

(وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا 45﴾

(وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا- فرقان 54﴾

(أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ - نور 41)

(إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ - فاطر 11﴾

آفرینش جهان به حق

ما خَلَقْت هَذَا (]ل عمران 190)

(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ - حج 6)

بزرگی پروردگار

(وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ -حج 62)

( وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ حج 64)

(إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ- حج 74﴾

(إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ -فاطر 28﴾

ضرورت شکر گزاری

شکرگزاری یکی از آثار تعقّل در آیات خدا است، چنان‌که قرآن به بیان نشانه‌های خود و فواید آنها پرداخته، می‌فرماید: وَ لَعلَّکُم تَشکرونَ.

وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه ‏اى برای پوشیدن از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد ( نحل 14)

اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

خدا همان كسى است كه دريا را به سود شما رام گردانيد تا كشتيها در آن به فرمانش روان شوند و تا از فزون بخشى او [روزى خويش را] طلب نماييد و باشد كه سپاس داريد (12)

قرآن، انسان‌هایی را که به رغم مشاهده آیات الهی و برخورداری از آن‌ها، شکرگزار نیستند، سرزنش می‌کند:

أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ *آيا آبى را كه مى‏ نوشيد ديده ‏ايد

أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ *آيا شما آن را از [دل] ابر سپيد فرود آورده‏ايد يا ما فرودآورنده‏ايم *

لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ اگر بخواهيم آن را تلخ مى‏گردانيم پس چرا سپاس نمى‏داريد * ,(واقعه 68 تا 71)

توحید

در ابتدای سوره انعام آفرینش آسمانها و زمی و همچنین پدیده تاریکی و روشنایی را نشاه هایی برای وحدانیت و شایستگی باریتعالی برای شتایش معرفی شده است:

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ ﴿انعام 1﴾

ستايش خدايى را كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكيها و روشنايى را پديد آورد با اين همه كسانى كه كفر ورزيده‏ اند [غير او را] با پروردگار خود برابر مى‏كنند

وَمَن يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ- نمل 63﴾

مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ -نمل 60﴾

هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ... لقمان 11)

پرستش خداوند و تقوا

یَأَیهَا النَّاس اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

ای مردم پروردگار خود را پرستش کنید، آن کس که شما و پیشینیان را آفرید، تا پرهیزکار شوید.(بقره آیه 21)

یادآوری تسخیر پدیده های طبیعی برای بهره وری انسان

وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه ‏هاست ( نحل 12)

وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه‏اى كه آن را مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد ( نحل 14)

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ ﴿32﴾

خداست كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبى فرستاد و به وسيله آن از ميوه‏ها براى شما روزى بيرون آورد و كشتى را براى شما رام گردانيد تا به فرمان او در دريا روان شود و رودها را براى شما مسخر كرد (ابراهیم 32)

وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ

و خورشيد و ماه را كه پيوسته روانند براى شما رام گردانيد و شب و روز را [نيز] مسخر شما ساخت (ابراهیم 33)

اثبات معاد

قرآن، آفرینش انسان از خاک و نطفه و علقه، و‌زنده شدن زمین‌ مرده را دلیلی بر برانگیخته شدن دوباره انسان‌ها می‌داند

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5﴾

اى مردم اگر در باره برانگيخته شدن در شكيد پس [بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم سپس از نطفه سپس از علقه آنگاه از مضغه داراى خلقت كامل و [احيانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانيم و آنچه را اراده مى‏كنيم تا مدتى معين در رحمها قرار مى‏دهيم آنگاه شما را [به صورت] كودك برون مى‏آوريم سپس [حيات شما را ادامه مى‏دهيم] تا به حد رشدتان برسيد و برخى از شما [زودرس] مى‏ميرد و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسى چيزها] چيزى نمى‏داند و زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمى‏آيد و نمو مى‏كند و از هر نوع [رستنيهاى] نيكو مى‏روياند ( حج 5)

فَانظُر إِلی ءاثرِ رَحمَتِ اللّهِ کَیفَ یُحیِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها إنَّ ذلکَ لَمُحیِ المَوتی (روم 50) و زنده شدن زمین و رشد گیاهان را در آن، از آیات الهی معرفی کرده، می‌گوید: همو که زمین را زنده کرد، مردگان را نیز زنده می‌کند: وَمِن ءایتِهِ أنّکَ تَری‌الأرضَ خشِعةً فإذا أنزَلنا عَلیها الماءَ اهتَزَّت وَ رَبَت إنّ‌الَّذی أَحیاها لَمُحیِ المَوتی (فصلت 39).

خداوند در ابتدای سوره مائده ضمن بیان برخی نشانه ها ازجمله آفرینش آسمان و زمین ، آفرینش انسان و بارش باران به سرزنش کفار پرداخته و می فرماید:

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ

و هيچ نشانه ‏اى از نشانه‏ هاى پروردگارشان به سويشان نمى‏ آمد مگر آنكه از آن روى بر مى‏ تافتند (مائده 4)

و در آیه 12 این آیات را نشانه هایی برای اثباد قیامت معرفی می نماید:

قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ

بگو آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست بگو از آن خداست كه رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده است‏ يقينا شما را در روز قيامت كه در آن هيچ شكى نيست گرد خواهد آورد خودباختگان كسانى‏ اند كه ايمان نمى‏ آورند (ماِئده 12)

(وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى -حج 6)

(وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ - حج 7)

( كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى اعراف 57و67 )-

(كَذَلِكَ النُّشُورُ ، فاطر9)-

(وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ - نور 42﴾

( وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ، روم 19، زخرف11﴾

(كَذَلِكَ الْخُرُوجُ، - ق11﴾

مصادیق آیات آفاقی

برخی مصادیق آیات آفاقی با توجه به آیات قرآن عبارتند از:
۱.# آب

۲. آتش

۳. آثار باستانی

۴.# آسمان

۵. آشامیدنی‌ها

۶.# ابرها

۷. احیای مجدد
۸. انار
۹. انجیل

۱۰ انگور
۱۱. بادها
۱۲.# باران

۱۳. باغ‌ها

۱۴. # برق‌های آسمانی

۱۵. بیداری اصحاب کهف

۱۶. پرندگان

۱۷. تابوت بنی‌اسرائیل

۱۸. تفاوت رنگ‌ها

۱۹. تگرگ

۲۰. تورات

۲۱. جنبدگان

۲۲. چارپایان

۲۳. چشمه‌ها

۲۴. حبوبات

۲۵. حشرات

۲۶. حوادث تاریخی

۲۷. حیات

۲۸. حیوانات

۲۹. خوردنیها

۳۰. خورشید

۳۱. خون

۳۲. درختان

۳۳. دریا

۳۴. راه‌ها

۳۵. رنگ‌ها

۳۶. روز

۳۸. شب

۳۹. گردش شب و روز

۴۰. سایه

۴۱. ستارگان

۴۲.زمین

۴۳. طوفان

۴۴. حضرت عیسی علیه‌السلام

۴۵. قرآن

۴۶. کسب معاش

۴۷. کشتیرانی

۴۸. کشتی حضرت نوح علیه‌السلام

۴۹. کوه‌ها

۵۰. زوجیت پديده‌ها ()

۵۱. گیاهان

۵۲. لباس

۵۳. ماه

۵۴. مائده آسمانی

۵۵. محصولات کشاورزی

۵۶. حضرت مریم سلام‌الله علیها

۵۷. معجزات

۵۸. موجودات آسمان

۵۹. موجودات زمین

۶۰. میوه‌ها

۶۱. نور

۶۲. نهرها

نشانه‏ های خدا در قرآن

نویسنده: فرج‏ الله فرج اللهی

منبع: ماهنامه مکتب اسلام 1381 شماره 1

خداوند متعال در قرآن مجید، بیش از یکصد و پنجاه بار از نشانه‏ هاى عظمت و آفریدگارى خود که در پهنه آسمانها و زمین و اعماق دریاها است، به تعبیرهاى مختلف یاد کرده است .
مفهوم نشانه
هر پدیده‏اى نشانه و آدرس خاصى دارد که انسان با مطالعه آن نشانه و آدرس پى به وجود پدیده مى‏برد و آن را از سایر پدیده‏ها جدا مى‏کند . همان‏طور که انسان با دیدن رنگ‏آمیزى ساختمان مى‏فهمد که آن ساختمان را یک نقاش رنگ‏آمیزى کرده نه یک آهنگر و همچنین برعکس وقتى انسان در و پنجره آهنى را مشاهده مى‏کند، متوجه مى‏شود که کار یک آهنگر است نه نقاش .
نشانه‏ هائى که در طبیعت وجود دارد هرکدام بیانگر پدیدآورنده‏اى است‏حکیم که آنها را با نظم و هماهنگى حیرت‏انگیزى آفریده است .
در قرآن مجید نیز خداوند بزرگ به وسیله نشانه‏ها و معجزات خود، بشر را به سوى شناخت‏یگانه آفریننده جهان رهنمون مى‏شود چرا که او خالق تمامى پدیده‏ها است و انسان وقتى رنگ‏آمیزى جهان آفرینش را مشاهده مى‏کند، به وجود یک خالق حکیم ازلى که این جهان به این عظمت را با این نظم خاص آفریده و آن را به حرکت درآورده و سر سوزنى از آن نظم تخطى نمى‏کند، پى مى‏برد . خداوند متعال براى راهنمائى بشر، قرآن و آیات آن را به وسیله امین وحى; جبرئیل فرو فرستاده و توسط پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله آن را به جهان ابلاغ کرده است . قرآن، همواره آیات و نشانه‏هاى آفریدگار جهان را که در عالم هستى وجود دارد; یاد کرده توجه بشر را به آنها جلب مى‏کند .
موارد استعمال آیه در قرآن
خداوند متعال در قرآن مجید علاوه بر سایر آیه‏هاى قرآن که همه آنها خود نشانه عظمت‏خداست، یکصد و پنجاه و دوبار سخن از نشان و نشانه‏ها (آیه و آیات) به میان آورده و آن را در حالتهاى مختلف (رفع، نصب و جر) و با صیغه‏هاى (مفرد، تثنیه و جمع) آورده و در موارد مختلف و متعدد بکار برده است . به این ترتیب که هفتاد و نه (79) بار با تعبیر «آیة‏» ، دو بار «آیتک‏» ، یک بار «آیتین‏» ، شت‏بار «الآیات‏» ، سى و شش بار «و آیاته‏» ، یک بار «و آیاتها» ، چهارده بار «و بآیاتى‏» و یازده بار «و من آیاته‏» (1) .
معناى لغوى «آیه‏»
ریشه «آیه‏» از «تاى‏» است که به معنى تثبیت کننده و بپا دارنده یک شى‏ء است .
«آیه‏» در لغت عرب در معانى گوناگونى بکار رفته است:
«آیه‏» یعنى علامت و نشانه; و در نوشته‏اى وقتى جمله‏اى از جمله دیگر جدا مى‏شود، به آن «آیه‏» گفته مى‏شود و همچنین به معنى عبرت هم آمده است (2) .
«آیه‏» یعنى عبرت و عجائب .
«آیه‏» یعنى نشانه واضح و روشن .
و گاهى به معناى کلام مفید نیز آمده مانند: «بلغوا عنى و لو بآیة‏» (3) .
همچنین راغب اصفهانى مى‏نویسد:
«آیه‏» یعنى علامت و نشانه آشکارى که انسان بامشاهده آن به حقیقت چیزى پى ببرد آنچنانکه آن پدیده و نشانه; لازم و ملزوم یکدیگرند که هر وقت‏یکى از آنها را انسان درک بکند، آن دیگرى را نیز درک کرده است . و این; هم در محسوسات و هم در معقولات آشکار است چنانکه اگر کسى پدیده‏اى را مشاهده کرد، فورا به پدیدآورنده آن پى مى‏برد (4) .
همو مى‏نویسد: به بناى مرتفع و برج بلند و هر جمله‏اى از قرآن که دلالت‏بر حکمى کند، آیه گفته مى‏شود (5) .
معناى آیه در قرآن
هر یک از جمله‏هاى قرآن مجید بر اساس تعیین پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله، «آیه‏» نامیده مى‏شود و همان‏طورى که هر پدیده‏اى از طبیعت، آیت و نشانه‏اى از خداست، هر جمله‏اى از قرآن نیز نشانه‏اى از قدرت و حکمت‏بالغه الهى است .
«آیه‏» در قرآن به معانى مختلف در موارد گوناگون بکار رفته است که ما به عنوان نمونه به چند مورد از آنها اشاره مى‏کنیم:
«آیه‏» به معناى «کتاب الله‏» یعنى قرآن بکار رفته است (6) .
«آیه‏» به معناى معجزه (7) آمده است . چنانکه مرحوم طبرسى «آیات‏» را به معناى معجزه گرفته و مى‏نویسد: «آیات یعنى (خدا به پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله مى‏فرماید) غیر از قرآن، معجزات دیگرى نیز براى حقانیت تو نازل کرده‏ایم‏» (8) .
و نیز به معناى حجت و بینه آشکار (9) آمده، مانند: انشقاق قمر، و آیات قرآن و سایر معجزات .
و همو مى‏نویسد:
«آیه‏» نشانه‏اى است که در آن عبرت و حجت‏باشد، حجت و بینه‏اى که جدا کننده و آشکار کننده قضیه صادقه از کاذبه و جدا کننده حق از باطل باشد (10) .
مرحوم شیخ طوسى نیز مى‏نویسد: «آیه‏» به معناى عبرت است (11) .
«آیه‏» یعنى نشانه‏ها و حجتهاى آشکار مانند: حجرالاسود، مقام ابراهیم و حطیم (12) . و همچنین آیه 101 و 108 سوره اسراء که اشاره به ید بیضاى حضرت موسى علیه السلام و عصاى آن حضرت و ... . دارد .
و به معناى عجائب و عبرت نیز آمده مانند: آیه «لقد کان فی یوسف و اخوته آیات للسائلین‏» (13) . «در (داستان) یوسف و برادرانش، نشانه‏ا [ى هدایت] براى سؤال‏کنندگان بود!» .
گاهى به معناى ساختمان مرتفع و برجهاى بلند نیز آمده است مانند آیه: «اتبنون بکل ریع آیة تعبثون‏» که در مورد قوم عاد خداوند به کژیها و اعمال نادرست آنها اشاره کرده مى‏فرماید: «آیا شما بر هر مکان مرتفعى نشانه‏اى از روى هوا و هوس مى‏سازید» (14) .
خلاصه این که در تمامى موارد یک معنا حتمى است و آن این است که معناى «آیه‏» همان «نشانه و آدرس و تابلوئى‏» است که انسان و هر بیننده دیگرى را به پدیده‏اى رهنمون مى‏شود .
علت این که باتعبیر «آیه و آیات و ...» جمله‏ هاى قرآن را «آیه‏» گفته‏اند، این است که طبق آیه پنجاه و سه (53) سوره فصلت (سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم)، سیارات و کهکشانها و دریاها و آسمان و زمین و موجودات آنها و خود انسان که شاهکار خلقت و تمامى جهان به طفیلى وجود او پا به عرصه وجود گذاشته، همه و همه نشانه‏اى از قدرت‏نمائى آفریدگار جهان است‏به منظور تصدیق پیامبر صلى الله علیه و آله و نهایتا شناخت‏خداى هستى‏ب بخش .

کلمات کلیدی

# آیات آفاقی #نشانه ها #توحید # معاد